◄ چرا بازار طلا دماسنج هزینههای لجستیک شده است؟
در اقتصاد مبتنی بر واردات قطعات و وابستگی ارزی، نوسانات بازار طلا نخستین سیگنال تغییر در نرخ ارز و به تبع آن، افزایش هزینه های جاری در زنجیره تأمین است.
زمانی که قیمت سکه در بازار تهران به مرز ۱۹۱ میلیون تومان می رسد و هر گرم طلای ۱۸ عیار با جهشی معنادار، نرخ ۱۹ میلیون و ۲۷۳ هزار تومان را ثبت می کند، برای تحلیل گران اقتصادی شاید تنها یک نوسان قیمتی باشد؛ اما برای فعالان حوزه حمل ونقل و لجستیک، این اعداد حکم «دماسنج» را دارند. در اقتصاد مبتنی بر واردات قطعات و وابستگی ارزی، نوسانات بازار طلا نخستین سیگنال تغییر در نرخ ارز و به تبع آن، افزایش هزینه های جاری در زنجیره تأمین است. این گزارش نشان می دهد که چگونه تلاطم فلزات گران بها به زنگ خطری برای صورت های مالی شرکت های حمل ونقلی تبدیل شده است.
به گزارش اقتصاد حمل ونقل تین نیوز، بازار طلا و سکه در معاملات روز سه شنبه، ۲۷ مردادماه ۱۴۰۵، بار دیگر شاهد رفتارهای هیجانی و صعودی بود. بر اساس گزارش های دریافتی از اتحادیه طلا و جواهر، نرخ های ثبت شده در این بازار گویای آن است که معامله گران همچنان با احتیاط بالا در حال قیمت گذاری دارایی های خود هستند. اما چرا این نوسان برای جامعه لجستیک کشور اهمیت حیاتی دارد؟
پاسخ در پیوند ناگسستنی میان «بازار طلا» و «نرخ ارز» نهفته است. در ایران، طلا همواره به عنوان پشتوانه نقدینگی و سنجه ای برای انتظارات تورمی عمل کرده است. وقتی سکه میلیونی تکان می خورد، یعنی بازار در حال پیش خور کردن بی ثباتی های ارزی آتی است. برای فعال حمل ونقلی که با هزاران قطعه وارداتی، روغن موتور، لاستیک و هزینه های تعمیر و نگهداری ناوگان درگیر است، این یعنی قیمت تمام شده خدمات، دیر یا زود با موج جدیدی از افزایش هزینه ها روبرو خواهد شد.
در واقع، بازار طلا اکنون به پیش دستانه ترین دماسنج هزینه های عملیاتی در حوزه لجستیک بدل شده است. مدیران شرکت های حمل ونقل با رصد قیمت طلا، نه تنها نوسانات ارزی را پیش بینی می کنند، بلکه درباره انعقاد قراردادهای بلندمدت حمل کالا تصمیم می گیرند. وقتی تلاطم در بازار طلا بالاست، ریسک قراردادهای بلندمدت افزایش می یابد؛ چرا که پیمانکار می داند قیمت امروز تجهیزات، لزوماً بهای تمام شده ی فردا نخواهد بود.
این شرایط، قدرت پیش بینی را از مدیران لجستیک سلب کرده و آن ها را در وضعیتی انفعالی قرار می دهد که مجبورند برای حفظ بقای ناوگان، هزینه های ریسک را به تعرفه های حمل بار اضافه کنند. در نهایت، این زنجیره نوسان، نه تنها لجستیک را دچار چالش می کند، بلکه با افزایش قیمت تمام شده خدمات، تورم را به لایه های زیرین زنجیره تأمین، از تولیدکننده تا مصرف کننده نهایی، منتقل می کند.
اگر بازار طلا به عنوان دماسنج اقتصادی عمل می کند، باید گفت اکنون این دماسنج در وضعیتی قرار دارد که نشان دهنده تب شدید نقدینگی در اقتصاد است؛ تبی که برای التیام آن، نیازمند تدابیر عمیق تر در سیاست گذاری های ارزی و لجستیکی هستیم، پیش از آنکه این گرما، موتورهای محرک حمل ونقل کشور را از کار بیاندازد.