| کد خبر ۳۲۴۱۷۵
کپی شد

◄ پیاده روهایی که برای همه ساخته نشده اند؛ فاصله میان قانون و اجرا در حقوق دسترسی معلولان به حمل و نقل

محمد مهدی میرزایی، پژوهشگر حقوق عامه، شکاف میان قانون و اجرای دسترسی‌ پذیری حمل‌ و نقل عمومی برای معلولان ایران را بررسی و بر ضمانت اجرای موثر، نظارت مستقل و طراحی یکپارچه مبتنی بر حق شهروندی تأکید کرده است.

پیاده روهایی که برای همه ساخته نشده اند؛  فاصله میان قانون و اجرا در حقوق دسترسی معلولان به حمل و نقل
تین نیوز |

تصور کنید مسیر روزانه ای که برای بیشتر شهروندان صرفاً چند دقیقه پیاده روی تا ایستگاه اتوبوس است، برای فردی با ویلچر، به یک زنجیره از موانع غیرقابل عبور تبدیل شود: جدول بدون رمپ، ایستگاهی بدون کف پوش هم سطح، اتوبوسی بدون امکان سوارشدن مستقل. این تصویر، نه یک استثنا، بلکه تجربه روزمره بخش قابل توجهی از شهروندان دارای معلولیت یا محدودیت حرکتی در شهرهای ایران است. هفتمین مطلب این سلسله به این پرسش می پردازد که چرا با وجود چارچوب قانونی نسبتاً روشن در این حوزه، فاصله میان متن قانون و واقعیت زیرساخت حمل ونقلی کشور، همچنان این چنین عمیق باقی مانده است. 

از خیرخواهی تا حق: تحول مفهومی دسترسی پذیری 

در ادبیات حقوق عمومی معاصر، نگاه به مسئله معلولیت طی چند دهه اخیر یک تحول بنیادین را پشت سر گذاشته است. در رویکرد سنتی، که گاه «مدل پزشکی-خیریه ای» نامیده می شود، دسترسی پذیری برای افراد دارای معلولیت، امری اختیاری و مبتنی بر لطف و مساعدت عمومی تلقی می شد. اما در رویکرد حقوقی نوین، که کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت سازمان ملل (که ایران نیز به آن ملحق شده) بر آن استوار است، دسترسی پذیری به عنوان یک حق بنیادین شهروندی شناخته می شود، نه یک امتیاز تشریفاتی. این تحول مفهومی، پیامد حقوقی مهمی دارد: وقتی دسترسی پذیری حق باشد، نبود آن نه یک نقص فنی، بلکه یک نقض حق محسوب می شود که باید قابل مطالبه و جبران پذیر باشد؛ برخلاف رویکرد خیریه ای که در آن، نبود امکانات صرفاً یک کاستی قابل گذشت تلقی می شود. 

چارچوب قانونی موجود در ایران 

نظام حقوقی ایران، از این حیث، فاقد چارچوب تقنینی نیست. قانون جامع حمایت از حقوق معلولان، به طور صریح ناظر بر الزام نهادهای مسئول به رعایت استانداردهای دسترسی پذیری در طراحی معابر، ساختمان های عمومی و وسایل حمل ونقل عمومی است. مصوبات و ضوابط فنی متعددی نیز، از جمله ضوابط و مقررات شهرسازی و معماری برای معلولین جسمی-حرکتی، به طور تخصصی استانداردهای فنی رمپ، عرض معابر، ایستگاه های هم سطح و تجهیزات کمکی را تعیین کرده اند. به بیان دیگر، اگر صرفاً به متن قوانین و آیین نامه ها نگاه کنیم، ایران در سطح تقنینی، تصویر نسبتاً کاملی از الزامات دسترسی پذیری حمل ونقلی دارد. 

کجای این فاصله شکل می گیرد؟ 

اگر مشکل در سطح قانون نویسی نیست، پرسش اصلی این است که این فاصله دقیقاً کجا شکل می گیرد؟ تحلیل این خلأ را می توان در سه لایه دنبال کرد. 

لایه نخست: فقدان ضمانت اجرای مؤثر و قابل مطالبه. بسیاری از الزامات قانونی موجود، به صورت «باید»های کلی تدوین شده اند، بدون آنکه سازوکار روشنی برای پیگیری عدم اجرا، جریمه، یا الزام نهاد متخلف به اصلاح، پیش بینی شده باشد. در نتیجه، وقتی پروژه ای بدون رعایت استانداردهای دسترسی پذیری اجرا می شود، معمولاً هیچ پیامد حقوقی مشخصی متوجه نهاد مجری نیست؛ برخلاف الزامات ایمنی سازه ای که تخطی از آن ها پیامد کیفری و مسئولیت مدنی روشن دارد. 

لایه دوم: طراحی الحاقی به جای طراحی یکپارچه. در بسیاری از پروژه های زیرساختی، ملاحظات دسترسی پذیری نه از ابتدای فرآیند طراحی، بلکه به عنوان یک الحاقیه پس از تکمیل طرح اصلی در نظر گرفته می شود؛ نتیجه این رویکرد، رمپ هایی با شیب غیراستاندارد، مسیرهایی که در میانه راه به مانعی برخورد می کنند، یا ایستگاه هایی که تنها بخشی از مسیر دسترسی پذیر است. این پدیده نشان می دهد مسئله صرفاً کمبود دانش فنی نیست، بلکه جایگاه اولویتی این ملاحظات در فرآیند تصمیم گیری است. 

لایه سوم: نبود نظارت مستقل و پایش مستمر. بر خلاف الزامات ایمنی که معمولاً توسط نهادهای ناظر تخصصی پیگیری می شود، رعایت استانداردهای دسترسی پذیری اغلب فاقد یک نهاد ناظر مستقل با اختیار بازرسی و گزارش دهی منظم است؛ نتیجه آن، اتکای عملی این حوزه به شکایت فردی شهروندان آسیب دیده است، رویکردی که بار اثبات و پیگیری را از دوش نهاد مسئول، به دوش فردی منتقل می کند که خود در ابتدا با محدودیت دسترسی مواجه بوده است. 

پیامد این فاصله: از محرومیت فیزیکی تا انزوای اجتماعی 

پیامد این خلأ اجرایی، فراتر از دشواری تردد فیزیکی است. وقتی زیرساخت حمل ونقل عمومی برای بخشی از شهروندان عملاً غیرقابل استفاده باشد، این افراد یا مجبور به وابستگی دائمی به دیگران برای جابه جایی می شوند، یا عملاً از فرصت های شغلی، آموزشی و اجتماعی که مستلزم تردد مستقل است، کنار گذاشته می شوند. این وضعیت، دقیقاً همان مفهومی است که در نظریه حقوق شهروندی از آن با عنوان «انزوای اجباری» یاد می شود؛ انزوایی که نه از انتخاب فرد، بلکه از طراحی ناقص محیط پیرامون او ناشی می شود. 

مسیرهای اصلاح 

نخستین گام، تعیین ضمانت اجرای صریح برای الزامات موجود است؛ به گونه ای که عدم رعایت استانداردهای دسترسی پذیری در پروژه های حمل و نقلی، همانند تخلفات ایمنی، پیامد اداری یا مالی مشخص برای نهاد یا پیمانکار مسئول داشته باشد. دومین گام، الزام به ارزیابی دسترسی پذیری در مرحله طراحی، پیش از تصویب نهایی هر پروژه زیرساختی حمل و نقلی، مشابه فرآیندهای ارزیابی زیست محیطی که پیش تر در این حوزه رایج شده اند. سومین گام، ایجاد یک سازوکار نظارتی مستقل با مشارکت مستقیم نهادها و تشکل های مدافع حقوق معلولان، تا پایش این حوزه به شکایت فردی محدود نماند. 

جمع بندی 

فاصله میان قانون و اجرا در حوزه دسترسی پذیری حمل ونقلی، نشان می دهد که داشتن متن قانونی مترقی، شرط لازم است، اما شرط کافی نیست. تا زمانی که این الزامات با ضمانت اجرای واقعی، نظارت مستقل و جایگاه اولویتی در فرآیند طراحی همراه نشوند، شهر همچنان برای بخشی از شهروندانش، فضایی خواهد ماند که باید برای عبور از آن اجازه گرفت، نه فضایی که از ابتدا برای همه ساخته شده است. 

 

* محمد مهدی میرزایی پژوهشگر حقوق عامه 

آخرین اخبار حمل و نقل را در پربیننده ترین شبکه خبری این حوزه بخوانید
ارسال نظر
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید تین نیوز، تا ۲۴ ساعت بعد منتشر خواهد شد.
  • تین نیوز نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی‌کند.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
  • انتشار مطالبی که مشتمل بر تهدید به هتک شرف و یا حیثیت و یا افشای اسرار شخصی باشد، ممنوع است.
  • جاهای خالی مشخص شده با علامت {...} به معنی حذف مطالب غیر قابل انتشار در داخل نظرات است.
  • در نوشتن نظرات، لطفا بعد از هر کلمه، یک فاصله خالی بگذارید.
  • در انتقال تخلفات دستگاه‌ها، موارد تخلف را با ضمیمه نمودن اسناد تخلف به آدرس info@tinn.ir ارسال نمایید تا امکان پیگیری بصورت مستند فراهم شود.