◄ پرند چگونه قطب لجستیک هوشمند ایران می شود؟
در ادبیات کلاسیک مدیریت زنجیرۀ تأمین (SCM)، حمل ونقل تنها یک «هزینه» یا «ابزار جابجایی» تلقی می شود؛ اما در عصر تحریم و تغییر ساختار اقتصاد جهانی، حمل ونقل و لجستیک، به «استراتژی بقا» تبدیل شده است.
ما در کشوری ایستاده ایم که جغرافیای آن، همزمان هم یک فرصت بی نظیر است و هم یک چالش لجستیکی سنگین. مسئلۀ اصلی ما در امروز، این نیست که «چگونه کالا را جابجا کنیم»، بلکه این است که «چگونه زنجیرۀ تأمین را در برابر شوکهای سیاسی و اقتصادی، مقاوم کنیم؟»
به گزارش تین نیوز، بسیاری از واحدهای صنعتی در ایران، هنوز بر پایۀ مدلهای قدیمی «تولید انبوه و انبارداری حجیم» حرکت می کنند. این مدل در شرایط عادی کارآمد است، اما در دوران تحریم، تبدیل به یک «بند اقتصادی» می شود. وقتی مسیرهای بین المللی محدود می شوند یا هزینه یهای حمل ونقل دریایی و هوایی نوسان می کند، انبارهایی که پر از کالای نیمه ساخته هستند، نه دارایی، بلکه «سرمایۀ بلوکه شده» محسوب می شوند.ما در تجربیات خود در ستاد مشاورین، به این نتیجه رسیده ایم که گذار از مدل «انبار محور» به مدل «جریان محور» تنها راه نجات است. این یعنی استفاده از ظرفیتهای مناطق ویژه ای مانند «پیام» و محورهای استراتژیک پرند، برای ایجاد «هابهای تجمیعی». ما نیازمند آن هستیم که کالاهای تولیدی صنایع کوچک را از حالت پراکنده خارج کرده و در قالب محموله های استاندارد و آمادۀ صادرات، در مسیرهای هوایی و زمینی چابک قرار دهیم.
یکی از آسیبهای ساختاری در حمل ونقل داخلی، تمرکز بیش از حد بر قطبهای کلانشهری است. این تمرکز باعث شده تا ظرفیتهای تولیدی در مناطق محروم و دورافتاده (مانند نواحی جنوب غرب کشور)، به دلیل هزینه یهای بالای لجستیک و «مسئلۀ آخرین مایل»، از چرخه اقتصاد ملی خارج شوند. استراتژی پیشنهادی ما، «تولید غیرمتمرکز» است. ما باید با ایجاد شبکه های لجستیک خُرد، امکان اتصال تولیدکنندگان محلی به زنجیرۀ تأمین ملی و بین المللی را فراهم کنیم. اگر بتوانیم هزینۀ حمل ونقل مواد خام به مناطق تولیدی و سپس انتقال کالای ساخته شده به هابهای صادراتی را از طریق مدلهای «لجستیک اشتراکی» کاهش دهیم، تحریمها دیگر نه یک مانع، بلکه تنها یک «متغیر قابل مدیریت» خواهند بود.
در نهایت، باید دانست که در دنیای امروز، کیفیت کالای ایرانی تنها با «سرعت رسیدن به دست مشتری» و «قابلیت رهگیری زنجیره» تعریف می شود. برای صنایعی که در سایۀ تحریمها فعالیت می کنند، مدیریت صحیح حمل ونقل و انتخاب صحیح مسیرهای لجستیکی، تنها راه تبدیل «هزینه» به «مزیت رقابتی» است. ما به دنبال ساختن سیستمی هستیم که در آن، فرودگاهها و مناطق ویژه، تنها محل عبور کالا نباشند، بلکه «مراکز ارزش آفرینی لجستیکی» باشند؛ جایی که دانش فنی با سرعت حرکت، پیوند می خورد تا اقتصاد ما از حالت «واکنشی» به حالت «پیش دستانه» تغییر یابد.
مشاور تحقیق و توسعه | گزارشگر اقتصاد و صنعت