◄ اقتصاد، انرژی و سیاست همسایگی ایران در سایه رویارویی با آمریکا
تحلیل «جنگ اقتصادی ایران و آمریکا» نشان می دهد که تحریم ها و محدودیت صادرات نفت، جایگاه همسایگان را به شریک حیاتی اقتصاد ایران تبدیل کرده است. راهکار اصلی، ایجاد وابستگی متقابل و تنوع بخشی به مسیرهای درآمدی برای کاهش آسیب پذیری و حفظ امنیت اقتصادی است.
در جنگ ایران و آمریکا، میدان نبرد فقط آسمان و دریا نیست؛ اقتصاد و انرژی نیز به همان اندازه میدان تعیین کننده اند. تحریم، محدودیت صادرات نفت، اختلال در حمل ونقل دریایی، فشار بر شبکه های مالی و تهدید مسیرهای انرژی، همگی نشان می دهند که سرنوشت اقتصاد ایران تا حد زیادی به این بستگی دارد که تهران با محیط پیرامونی خود چگونه تعامل کند. در چنین شرایطی، «سیاست همسایگی» دیگر صرفاً یک انتخاب دیپلماتیک نیست؛ بخشی از سیاست اقتصادی و امنیت ملی ایران است. تنگه هرمز نمونه روشن این پیوند است. کاهش شدید تردد کشتی ها در این آبراه طی ماه های اخیر نشان داده است که هرگونه ناامنی در این مسیر، نه فقط صادرات نفت ایران، بلکه کل اقتصاد انرژی منطقه و بازار جهانی را تحت تأثیر قرار می دهد.اما برای ایران، مسئله پیچیده تر است: کشوری که بخش مهمی از درآمد ارزی خود را از انرژی به دست می آورد، هم زمان باید انرژی، تجارت و روابط اقتصادی خود با همسایگان را از گزند بحران حفظ کند.
انرژی؛ نقطه قوتی که می تواند به نقطه آسیب تبدیل شود
ایران یکی از بزرگ ترین دارندگان ذخایر نفت و گاز جهان است؛ اما برخورداری از منابع انرژی لزوماً به معنای برخورداری از قدرت اقتصادی نیست. قدرت واقعی زمانی ایجاد می شود که منابع به بازار، درآمد، سرمایه گذاری و روابط پایدار اقتصادی تبدیل شوند. در شرایط کنونی، فشار بر صادرات نفت ایران دقیقاً همین حلقه را هدف گرفته است. گزارش های اخیر از کاهش شدید صادرات نفت ایران در پی محدودیت های دریایی و فشار آمریکا حکایت دارد؛ اتفاقی که مستقیماً منابع ارزی تهران را تحت فشار قرار داده است. در مقابل، کشورهای منطقه نیز متوجه شده اند که وابستگی بیش از حد به یک مسیر یا یک منبع انرژی، خود یک آسیب پذیری است. بازار جهانی انرژی در حال حرکت به سمت تنوع بیشتر مسیرها و منابع است و برخی واردکنندگان آسیایی نیز برای کاهش ریسک، خرید نفت از مناطق دیگر را افزایش داده اند. بنابراین، مزیت ایران صرفاً «داشتن نفت و گاز» نیست؛ مزیت مهم تر، موقعیت جغرافیایی، شبکه همسایگان و امکان تبدیل شدن به یک هاب انرژی و ترانزیت منطقه ای است.
سیاست همسایگی؛ از شعار دیپلماتیک تا ابزار اقتصادی
ایران با ۱۵ کشور همسایه زمینی و دریایی، یکی از استثنایی ترین موقعیت های جغرافیایی منطقه را دارد. این همسایگان، در شرایط تحریم، می توانند بازار، مسیر ترانزیتی، کانال مالی و حتی شریک انرژی ایران باشند. ترکیه به گاز ایران نیاز دارد؛ عراق سال هاست به انرژی ایران وابسته بوده؛ پاکستان و افغانستان بازارهای مهمی در شرق هستند؛ ارمنستان و جمهوری آذربایجان در شمال می توانند در تجارت، برق و ترانزیت نقش داشته باشند و عمان و دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس، علاوه بر ظرفیت تجاری، اهمیت دیپلماتیک ویژه ای دارند. با این حال، نباید تصور کرد که همسایگان الزاماً در هر شرایطی در کنار ایران خواهند ایستاد. آنها نیز منافع خود را دنبال می کنند و در شرایط تشدید تنش، ممکن است برای حفظ روابط خود با آمریکا یا کاهش ریسک، تجارت با ایران را محدود کنند. نمونه روشن، امارات است که در شرایط تشدید بحران، روابط مالی خود با تهران را محدود کرده است. در مقابل، عمان همچنان یکی از مسیرهای مهم ارتباط و میانجیگری میان ایران و غرب باقی مانده است. پس سیاست همسایگی موفق، سیاستی نیست که صرفاً بر «همسایه بودن» کشورها تکیه کند؛ بلکه باید برای آنها منفعت اقتصادی ایجاد کند.
گاز؛ فرصت مغفول ایران
یکی از تناقض های اقتصاد ایران این است که کشور با ذخایر عظیم گاز، هنوز نتوانسته سهم متناسبی از بازار منطقه ای گاز به دست آورد. مشکل فقط تحریم نیست. محدودیت سرمایه گذاری، کمبود زیرساخت، افت تولید، مصرف بالای داخلی و وابستگی صادرات به خطوط لوله، قدرت مانور ایران را کاهش داده است. مطالعات اخیر نیز نشان می دهد که ظرفیت بالقوه صادرات گاز ایران بسیار بیشتر از صادرات واقعی آن است و حدود ۱۰ تا ۱۵ میلیارد مترمکعب صادرات گاز منطقه ای ایران در معرض ریسک قرار داشته است. این در حالی است که گاز می تواند ابزار دیپلماسی اقتصادی ایران باشد. قراردادهای بلندمدت، سوآپ گاز، تجارت برق، اتصال شبکه های انرژی و توسعه بازارهای مشترک می تواند روابط اقتصادی ایران با همسایگان را از سطح تجارت مقطعی به سطح «وابستگی متقابل» ارتقا دهد. کشوری که بخشی از امنیت انرژی همسایه خود را تأمین می کند، در معادلات سیاسی آن کشور نیز وزن بیشتری پیدا می کند.
اما یک خطر مهم وجود دارد
اگر اقتصاد ایران همچنان بیش از حد به درآمد نفت و مسیرهای محدود صادراتی وابسته بماند، سیاست همسایگی نیز نمی تواند به تنهایی معجزه کند. راه حل، تنوع بخشی به اقتصاد و مسیرهای صادراتی است. ایران باید هم زمان چند مسیر را توسعه دهد: صادرات نفت و فرآورده، گاز، برق، پتروشیمی، محصولات غیرنفتی، خدمات فنی و مهندسی، ترانزیت، تجارت مرزی و اقتصاد دیجیتال. در واقع، هدف نباید فقط «دور زدن تحریم» باشد؛ باید هزینه تحریم پذیری اقتصاد را کاهش داد.
چه می توان کرد؟
نخستین اقدام، تبدیل سیاست همسایگی به یک سیاست اقتصادی عملیاتی و قابل اندازه گیری است. برای هر همسایه باید هدف مشخص تجاری، انرژی، ترانزیتی و سرمایه گذاری تعریف شود. دوم، باید پروژه های مشترک انرژی از قراردادهای کوتاه مدت فراتر بروند؛ از جمله سوآپ نفت و گاز، اتصال شبکه های برق، نیروگاه های مشترک و تجارت منطقه ای انرژی. مطالعات منطقه ای نیز ظرفیت قابل توجهی برای توسعه اتصال شبکه های برق و انرژی میان ایران و کشورهای پیرامونی نشان می دهد. سوم، توسعه زیرساخت های غیرتحریمی یا کم تحریم پذیر اهمیت حیاتی دارد؛ راه آهن، بنادر، پایانه های مرزی، مناطق آزاد، کریدورهای ترانزیتی و سامانه های پرداخت منطقه ای. چهارم، ایران باید روابط اقتصادی خود را از چند شریک محدود فراتر ببرد. تمرکز شدید صادرات نفت در یک بازار، حتی اگر آن بازار دوست ایران باشد، نوعی آسیب پذیری ایجاد می کند. گزارش های اخیر نشان می دهد چین همچنان خریدار اصلی نفت ایران است و همین تمرکز، در شرایط فشار آمریکا، یک نقطه حساس برای اقتصاد ایران ایجاد می کند. پنجم، دیپلماسی انرژی باید از دیپلماسی سیاسی جدا نباشد. قرارداد انرژی با ترکیه، عراق، پاکستان، عمان یا کشورهای قفقاز صرفاً قرارداد اقتصادی نیست؛ بخشی از معماری امنیت منطقه ای ایران است.
فرصت جنگ را نباید با فرصت طلبی اشتباه گرفت
در بحران های ژئوپلیتیک، برخی کشورها از اختلال در بازار انرژی سود می برند و برخی دیگر زیان می کنند. ایران باید مراقب باشد که افزایش قیمت جهانی نفت را به عنوان یک پیروزی اقتصادی تلقی نکند. قیمت بالاتر نفت ممکن است در کوتاه مدت ارزش منابع انرژی را افزایش دهد، اما اگر هم زمان صادرات ایران کاهش یابد، هزینه حمل ونقل بالا برود، سرمایه گذاری خارجی فرار کند و تجارت منطقه ای مختل شود، افزایش قیمت الزاماً به معنای افزایش درآمد ایران نیست. از سوی دیگر، تداوم بحران می تواند به رقبای انرژی ایران فرصت دهد تا بازارهای سنتی این کشور را تصاحب کنند. تحولات اخیر بازار نفت نشان داده است که تولیدکنندگان آمریکایی و کشورهای قاره آمریکا از اختلال عرضه خاورمیانه برای افزایش صادرات خود استفاده کرده اند. بنابراین زمان به نفع همه طرف ها نیست.
راهبرد ایران؛ «وابستگی متقابل» به جای «وابستگی یک طرفه»
ایران برای عبور از فشار اقتصادی جنگ، بیش از هر چیز به یک تغییر پارادایم نیاز دارد: همسایگان نباید صرفاً بازار صادرات ایران باشند؛ باید به شرکای متقابل اقتصادی تبدیل شوند. اگر ترکیه به گاز ایران، ایران به مسیر ترانزیتی ترکیه؛ عراق به برق ایران، ایران به بازار عراق؛ پاکستان به انرژی ایران، ایران به بازار پاکستان؛ و کشورهای آسیای مرکزی به مسیرهای جنوبی، ایران به تجارت و سرمایه آنها نیاز داشته باشد، شبکه ای از منافع مشترک شکل می گیرد که تحریم و بحران نمی تواند به آسانی آن را از هم بگسلد. این همان نقطه ای است که اقتصاد به ابزار سیاست خارجی و سیاست خارجی به پشتوانه اقتصاد تبدیل می شود.
جمع بندی
جنگ ایران و آمریکا نشان داده است که در قرن بیست ویکم، امنیت اقتصادی، امنیت انرژی و امنیت سیاسی از یکدیگر جدا نیستند. ایران منابع انرژی فراوان، موقعیت جغرافیایی ممتاز و شبکه ای گسترده از همسایگان دارد؛ اما تبدیل این مزیت ها به قدرت واقعی، نیازمند زیرساخت، سرمایه گذاری، ثبات مقررات و مهم تر از همه دیپلماسی اقتصادی فعال است. در شرایطی که فشار آمریکا بر اقتصاد ایران از مسیر انرژی، تجارت و شبکه مالی دنبال می شود، بهترین پاسخ الزاماً مقابله در همان زمین نیست؛ بخشی از پاسخ می تواند ساختن زمینی جدید از همکاری های منطقه ای باشد. ایران اگر بتواند انرژی، ترانزیت، تجارت و سرمایه گذاری را به شبکه ای از منافع مشترک با همسایگان تبدیل کند، در آن صورت سیاست همسایگی دیگر یک شعار دیپلماتیک نخواهد بود؛ به یکی از مهم ترین خطوط دفاع اقتصادی کشور تبدیل خواهد شد.
* محمد مهدی میرزایی پژوهشگر حقوق عامه