◄ درس هایی از برگزاری موفق همایش افزایش تاب آوری شهری با استفاده از ظرفیت مترو
تهران بیش از آنکه به یک فهرست پناهگاه نیاز داشته باشد، به یک «شبکه پناهگیری» نیاز دارد؛ شبکه ای که مترو ستون فقرات آن باشد و فضاهای زیرزمینی موجود شهر، حلقه های تکمیل کننده آن.
برگزاری همایش تخصصی افزایش تاب آوری شهری با استفاده از ظرفیت های مترو که با ابتکار انجمن سازندگان و پیمانکاران مترو استان تهران و با حمایت اتاق بازرگانی برگزار شد، فرصت مغتنمی برای طرح جدی تر این موضوع فراهم کرده است.
ابتکار برگزار کنندگان همایش و ورود بخش خصوصی و جامعه حرفه ای به این بحث، اقدامی ارزشمند و شایسته تقدیر و البته الگوبرداری است؛ زیرا مسئله پناهگاه دیگر صرفاً موضوعی امنیتی یا نظامی نیست، بلکه به یکی از مسائل مهم مهندسی شهری، مدیریت بحران، ساخت وساز و ایمنی شهروندان تبدیل شده است.
در پی طرح موضوع استفاده از ایستگاه های متروی تهران به عنوان پناهگاه اضطراری در شرایط جنگی و بحران، در مقاله قبلی این پرسش را مطرح کردیم که آیا واقعاً می توان با تکیه بر شبکه مترو، از جمعیت چند میلیونی تهران در برابر حملات احتمالی حفاظت کرد یا خیر.
مترو؛ یک ظرفیت بزرگ، اما نه یک پناهگاه آماده
شبکه متروی تهران امروز حدود ۳۱۰ تا ۳۱۳ کیلومتر طول و حدود ۱۶۳ ایستگاه دارد.
این شبکه یکی از بزرگ ترین زیرساخت های زیرزمینی پایتخت است و طبیعی است که در شرایط جنگ و حملات هوایی بتواند نقش مهمی در حفاظت موقت از شهروندان ایفا کند.
اما باید میان دو مفهوم تفاوت قائل شویم:
فضای زیرزمینی الزاماً پناهگاه استاندارد نیست.
رئیس ستاد پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران نیز به صراحت اعلام کرده است که خطوط قدیمی متروی تهران اساساً با هدف حمل ونقل ساخته شده اند و همه الزامات پدافند غیرعامل در طراحی آنها پیش بینی نشده است. همچنین حدود ۸۲ ایستگاه و فضای مترو برای بررسی استفاده اضطراری معرفی شده، اما مشکلاتی مانند تهویه، سرویس های بهداشتی، امنیت و تأمین مواد غذایی همچنان وجود دارد.
بنابراین، صرفاً نصب یک تابلو با عنوان «پناهگاه» نمی تواند یک ایستگاه مترو را به پناهگاه واقعی تبدیل کند.
۸۲ ایستگاه برای شهری با ده میلیون نفر، این عدد، اهمیت موضوع را بهتر نشان می دهد.
اگر جمعیت شهر تهران را حدود ۱۰ میلیون نفر در نظر بگیریم و فقط ۸۲ ایستگاه مترو را قابل استفاده برای پناهگیری بدانیم، به طور متوسط برای هر ایستگاه بیش از ۱۲۲ هزار نفر جمعیت وجود خواهد داشت.
بدیهی است چنین محاسبه ای به معنای آن نیست که باید ۱۲۲ هزار نفر در هر ایستگاه مترو اسکان داده شوند؛ بلکه نشان می دهد تعداد ایستگاه ها به تنهایی معیار مناسبی برای سنجش آمادگی تهران نیست.
موضوع مهم تر، ظرفیت واقعی هر ایستگاه، شعاع دسترسی آن و جمعیتی است که در زمان بحران می تواند در مدت کوتاه خود را به آن برساند.
اگر فقط ۱۰۰ ایستگاه را واجد حداقل شرایط پناهگیری فرض کنیم، هر ایستگاه به طور متوسط باید پاسخگوی جمعیتی در حدود ۱۰۰ هزار نفر باشد؛ در حالی که یک شهروند در زمان حمله نمی تواند چند کیلومتر در خیابان حرکت کند تا خود را به یک پناهگاه برساند.
پس سؤال اصلی دیگر این نیست که: «چند ایستگاه مترو داریم؟»
بلکه باید پرسید: «چه تعداد از شهروندان، با چه فاصله ای، در چه مدت زمانی و با چه ظرفیتی به یک فضای امن دسترسی دارند؟»
مساحت تهران و پراکندگی ایستگاه ها
مساحت محدوده شهری تهران حدود ۷۳۰ کیلومترمربع است. اگر ۱۶۳ ایستگاه را به صورت کاملاً ریاضی بر این محدوده تقسیم کنیم، به طور متوسط هر ایستگاه معادل حدود ۴.۵ کیلومترمربع از شهر خواهد بود.
اما شهر و ایستگاه های مترو چنین توزیع منظمی ندارند.
برخی مناطق دارای تراکم بسیار زیاد جمعیت و تعداد زیادی ایستگاه هستند و در بعضی مناطق، فاصله مردم تا ایستگاه مترو قابل توجه است.
از این رو، برای برنامه ریزی پناهگاه نمی توان از میانگین های شهری استفاده کرد؛ بلکه باید نقشه جمعیت، تراکم ساختمانی، کاربری ها و موقعیت پناهگاه ها روی یکدیگر قرار گیرند.
خبر خوب: ظرفیت فقط در مترو نیست
یکی از مهم ترین اطلاعات جدیدی که باید مورد توجه قرار گیرد، شناسایی سایر فضاهای زیرزمینی شهر است.
بر اساس اعلام مسئولان، علاوه بر ایستگاه های مترو، ۱۸۱ مدرسه و ۲۵۳ مجتمع اداری و تجاری دارای قابلیت استفاده به عنوان پناهگاه شناسایی شده اند. همچنین مساحت فضاهای زیرسطحی ۲۵۳ مجتمع اداری و تجاری حدود ۲ میلیون و ۶۸۱ هزار و ۹۰۰ مترمربع اعلام شده است.
این عدد بسیار مهم است. زیرا نشان می دهد تهران برای حل مسئله پناهگاه الزاماً نیاز ندارد که همه پاسخ خود را در ساخت پناهگاه های جدید جست وجو کند؛ بلکه بخش مهمی از پاسخ می تواند در تبدیل هوشمندانه فضاهای موجود به فضاهای چندمنظوره و قابل استفاده در شرایط اضطراری باشد.
پناهگاه تهران باید «شبکه» باشد، نه «فهرست»
به نظر من مهم ترین نتیجه ای که باید از همایش اخیر گرفت همین است.
اگر ۸۲ ایستگاه مترو، ۱۸۱ مدرسه و ۲۵۳ مجتمع تجاری و اداری را جداگانه فهرست کنیم، هنوز یک شبکه پناهگاهی ایجاد نکرده ایم.
شبکه زمانی شکل می گیرد که مشخص شود:
هر پناهگاه چه ظرفیتی دارد؛
چه جمعیتی را پوشش می دهد؛
شعاع دسترسی آن چقدر است؛
نزدیک ترین پناهگاه جایگزین کجاست؛
مسیر دسترسی مردم به آن چیست؛
در صورت قطع برق چه اتفاقی می افتد؛
تهویه چگونه تأمین می شود؛
آب و سرویس بهداشتی چگونه تأمین خواهد شد؛
چه کسی مسئول اداره آن است؛ و مردم چگونه از محل آن اطلاع پیدا می کنند.
بنابراین پیشنهاد می کنم تهران به جای تهیه صرفاً «فهرست پناهگاه ها»، یک نقشه جامع پناهگیری شهری تهیه کند.
تهران به یک «اطلس پناهگاه» نیاز دارد
برای هر محله تهران باید مشخص شود:
جمعیت محله چقدر است؟
نزدیک ترین فضای پناهگیری کجاست؟
ظرفیت آن چقدر است؟
چه تعداد نفر بدون استفاده از خودرو و در فاصله قابل قبول می توانند به آن برسند؟
اگر آن پناهگاه از دسترس خارج شد، گزینه دوم کجاست؟
این اطلاعات باید به صورت یک «اطلس پناهگاه تهران» تهیه و در اختیار مردم، شهرداری ها، مدارس، مجتمع های مسکونی و مدیران ساختمان ها قرار گیرد.
شعاع ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ متر را جدی بگیریم
در شرایط جنگی، نمی توان انتظار داشت خانواده ای که در یک محله زندگی می کند، در هنگام حمله چند کیلومتر برای رسیدن به پناهگاه طی کند. بنابراین لازم است برای هر پناهگاه، حداقل سه شعاع دسترسی بررسی شود:
۵۰۰ متر: دسترسی بسیار مناسب پیاده
۱۰۰۰ متر: دسترسی قابل قبول برای بخشی از جمعیت
۱۵۰۰ متر: دسترسی محدود و وابسته به شرایط بحران
البته این اعداد باید با مطالعات تخصصی و شرایط هر محله نهایی شوند.
اما اصل موضوع روشن است:
پناهگاه باید به مردم نزدیک باشد، نه اینکه مردم در زمان خطر به دنبال پناهگاه بگردند.
یک پیشنهاد مهم برای بخش خصوصی
اینجا نقش انجمن سازندگان و پیمانکاران و اتاق بازرگانی می تواند بسیار فراتر از برگزاری یک همایش باشد.
بخش خصوصی ساختمان و زیرساخت تهران می تواند در یک طرح ملی مشارکت کند:
«برنامه تبدیل فضاهای زیرزمینی موجود به فضاهای چندمنظوره تاب آور شهری»
پارکینگ های زیرزمینی، زیرزمین مجتمع های بزرگ، مراکز تجاری، ساختمان های اداری، مجموعه های ورزشی، مدارس و حتی برخی ساختمان های مسکونی می توانند پس از ارزیابی مهندسی، در شرایط عادی کاربری روزمره خود را داشته باشند و در شرایط اضطراری، با حداقل تجهیزات لازم به فضای پناهگیری تبدیل شوند.
این همان مفهوم پناهگاه چندمنظوره است.
پناهگاهی که در ۳۶۴ روز سال بلااستفاده بماند، از نظر اقتصادی و مدیریتی چندان مطلوب نیست.
اما اگر یک پارکینگ در شرایط عادی پارکینگ باشد و با پیش بینی های مهندسی لازم بتواند در شرایط بحران به فضای امن تبدیل شود، هم اقتصادی تر است و هم امکان توسعه آن در مقیاس وسیع تر وجود دارد.
اما نباید یک اشتباه بزرگ را مرتکب شویم. نباید همه فضاهای زیرزمینی را با یک عنوان و یک درجه ایمنی معرفی کنیم.
پناهگاه ها باید طبقه بندی شوند:
سطح یک ـ پناهگاه ویژه:
برای مراکز حساس و افراد یا کارکردهای خاص، با سطح حفاظت و زیرساخت بالاتر.
سطح دو ـ پناهگاه راهبردی:
فضاهایی با ظرفیت و امکانات مناسب برای ماندگاری طولانی تر.
سطح سه ـ پناهگاه عمومی اضطراری:
برای حفاظت موقت مردم در ساعات اولیه بحران.
این تفکیک از ایجاد یک تصور کاذب از امنیت جلوگیری می کند.
هزینه نکردن امروز، هزینه بسیار بزرگ تر فرداست
یکی از مشکلات همیشگی ما این است که تا بحران اتفاق نیفتاده، سرمایه گذاری در تاب آوری را هزینه اضافی تلقی می کنیم، اما تجربه جنگ ها و حوادث شهری نشان داده است که پیشگیری همیشه ارزان تر از بازسازی است.
اگر قرار باشد روزی در شرایط اضطراری، برای میلیون ها نفر آب، برق، تهویه، سرویس بهداشتی، ارتباطات، امدادرسانی و مسیرهای دسترسی فراهم کنیم، دیگر فرصت ساخت و تجهیز نداریم. این کار باید در زمان آرامش انجام شود.
پیشنهاد یک برنامه پنج مرحله ای
به نظر من پس از همایش اخیر، می توان یک برنامه عملیاتی برای تهران تعریف کرد:
مرحله اول ـ شناسایی
تمام فضاهای زیرزمینی تهران در یک سامانه GIS شناسایی و ثبت شوند.
مرحله دوم ـ ارزیابی
هر فضا از نظر سازه، عمق، دسترسی، تهویه، آب، برق، خروج اضطراری و ظرفیت ارزیابی شود.
مرحله سوم ـ طبقه بندی
فضاها در سه یا چهار سطح حفاظتی طبقه بندی شوند.
مرحله چهارم ـ تجهیز
برای هر سطح، حداقل استانداردهای مشخصی برای آب، سرویس بهداشتی، برق اضطراری، ارتباطات، کمک های اولیه، تهویه و مدیریت جمعیت تعیین شود.
مرحله پنجم ـ تمرین
بدون مانور و آموزش، هیچ طرح پناهگاهی کامل نیست.
مردم باید قبل از بحران بدانند:
کجا بروند، از کدام مسیر بروند و در پناهگاه چه کنند.
یک پیشنهاد ویژه برای شهر تهران
تهران می تواند از این فرصت برای ایجاد یک «شبکه تاب آوری زیرزمینی» استفاده کند.
این شبکه فقط برای جنگ نیست.
زلزله، آلودگی هوا، سیل، حوادث صنعتی، قطعی گسترده برق، بحران های اجتماعی و سایر حوادث نیز می توانند نیاز به فضاهای امن و زیرزمینی ایجاد کنند.
بنابراین سرمایه گذاری در این حوزه را نباید صرفاً «هزینه دفاعی» دانست؛ بلکه بخشی از سرمایه گذاری برای تاب آوری شهری است.
سخن پایانی
برگزاری همایش «افزایش تاب آوری شهری با استفاده از ظرفیت های مترو» را باید آغاز یک گفت و گوی جدی میان مدیریت شهری، دولت، جامعه مهندسی، بخش خصوصی و مردم دانست، اکنون اطلاعات اولیه را در اختیار داریم:
حدود ۳۱۰ کیلومتر شبکه مترو، حدود ۱۶۳ ایستگاه، ۸۲ ایستگاه با قابلیت بررسی برای پناهگیری، ۱۸۱ مدرسه و ۲۵۳ مجتمع اداری و تجاری زیرسطحی.
اینها سرمایه های ارزشمند شهر تهران هستند.
اما هنوز یک حلقه مفقوده وجود دارد:
این ظرفیت ها هنوز به یک شبکه منسجم پناهگیری شهری تبدیل نشده اند.
به باور من، هدف نباید این باشد که بگوییم:
«تهران ۸۲ پناهگاه مترویی دارد.»
هدف باید این باشد که بتوانیم به هر شهروند تهرانی بگوییم:
اگر حادثه ای رخ داد، نزدیک ترین فضای امن به شما کجاست، چه ظرفیتی دارد و چگونه باید به آن برسید.
این تفاوت میان داشتن پناهگاه و داشتن نظام پناهگیری شهری است.
و شاید مهم ترین درس همایش اخیر همین باشد:
تهران بیش از آنکه به یک فهرست پناهگاه نیاز داشته باشد، به یک «شبکه پناهگیری» نیاز دارد؛ شبکه ای که مترو ستون فقرات آن باشد و فضاهای زیرزمینی موجود شهر، حلقه های تکمیل کننده آن.
اگر امروز برای ساختن چنین شبکه ای برنامه ریزی کنیم، فردا شاید نیازی نباشد در میان بحران، تازه به فکر پیدا کردن پناهگاه برای مردم باشیم.