◄ هند؛ حلقه مفقوده تاب آوری اقتصادی ایران در جنگ و پساجنگ/ از چابهار و کریدور شمال جنوب تا انرژی، تجارت و فناوری
هند می تواند یکی از مهم ترین شرکای ایران باشد؛ نه به این معنا که دهلی نو قرار است جایگزین همه شرکای خارجی ایران شود، بلکه از این منظر که موقعیت جغرافیایی، ظرفیت اقتصادی و نیازهای راهبردی دو کشور امکان ایجاد نوعی موازنه پایدار و چندلایه را فراهم می کند.
جنگ، پیش از آنکه ظرفیت نظامی کشورها را بیازماید، تاب آوری اقتصادی آنها را محک می زند. در چنین شرایطی، دسترسی به بازار، مسیرهای ترانزیتی، منابع مالی، انرژی، کالاهای اساسی، فناوری و شبکه های ارتباطی خارجی، بخشی از ظرفیت امنیت ملی کشورها محسوب می شود. برای ایران که در معرض تحریم های طولانی مدت و اکنون فشارهای ناشی از جنگ قرار دارد، مسئله اصلی فقط عبور از یک بحران کوتاه مدت نیست؛ بلکه ساختن اقتصادی است که بتواند در دوران جنگ دوام بیاورد و در پساجنگ با سرعت بازسازی و رشد کند. در این میان، هند می تواند یکی از مهم ترین شرکای ایران باشد؛ نه به این معنا که دهلی نو قرار است جایگزین همه شرکای خارجی ایران شود، بلکه از این منظر که موقعیت جغرافیایی، ظرفیت اقتصادی و نیازهای راهبردی دو کشور امکان ایجاد نوعی موازنه پایدار و چندلایه را فراهم می کند.
هند؛ فراتر از یک مشتری یا شریک تجاری
رابطه ایران و هند سال هاست تحت تأثیر موضوعاتی مانند انرژی، تجارت و بندر چابهار قرار دارد. اما شرایط جدید منطقه ای ایجاب می کند این رابطه با نگاهی وسیع تر بازتعریف شود. هند یکی از بزرگ ترین اقتصادهای جهان و از مهم ترین مصرف کنندگان انرژی است. ایران نیز در مجاورت یکی از مهم ترین بازارهای انرژی جهان قرار دارد و همزمان به دنبال تنوع بخشی به مسیرهای صادراتی و کاهش آسیب پذیری خود در برابر محدودیت های مالی و حمل ونقل است. این دو واقعیت می تواند پایه یک رابطه متقابل باشد. در چنین چارچوبی، چابهار فقط یک بندر نیست؛ بلکه می تواند بخشی از معماری ژئو اقتصادی ایران باشد. دسترسی هند به افغانستان، آسیای مرکزی و روسیه از مسیر ایران، در صورت تکمیل زیرساخت ها و ایجاد سازوکارهای پایدار تجاری، برای تهران نیز به معنای اتصال به بازارهایی فراتر از محدودیت های سنتی خلیج فارس خواهد بود. اهمیت چابهار زمانی بیشتر می شود که آن را در کنار کریدور بین المللی شمال–جنوب قرار دهیم. اتصال بنادر جنوبی ایران به شبکه ریلی و جاده ای کشور و سپس به قفقاز، روسیه و آسیای مرکزی، می تواند ایران را از یک کشور صرفاً «عبوری» به یک گره لجستیکی منطقه ای تبدیل کند.
تاب آوری در جنگ یعنی داشتن چند مسیر
یکی از درس های مهم بحران های اخیر، اهمیت تنوع مسیرهای تجارت است. هرچه یک اقتصاد برای صادرات، واردات یا انتقال منابع مالی به یک مسیر یا یک شریک وابسته تر باشد، در برابر اختلال آسیب پذیرتر خواهد بود. از این منظر، هند برای ایران اهمیت ویژه ای دارد؛ زیرا مسیر همکاری با این کشور الزاماً به آبراهه های متراکم و رقابت های ژئوپلیتیکی خلیج فارس محدود نمی شود. اگر زیرساخت چابهار، شبکه ریلی شرق کشور و پیوند آن با کریدور شمال–جنوب به شکل منسجم توسعه یابد، ایران می تواند بخشی از تجارت خود را از مسیرهای متنوع تری عبور دهد.
چنین تنوعی در دوران جنگ، صرفاً مزیت اقتصادی نیست؛ نوعی بیمه ژئو اقتصادی محسوب می شود. اما این ظرفیت هنوز با یک شبکه کامل و رقابتی فاصله دارد. مشکل ایران تنها کمبود زیرساخت نیست؛ بلکه هماهنگی نهادی، زمان بر بودن فرایندهای گمرکی، ضعف لجستیک، بی ثباتی مقررات و هزینه بالای مبادله نیز مانع تبدیل مزیت جغرافیایی به مزیت اقتصادی شده اند.
انرژی؛ زمینه ای برای رابطه ای متقابل
هند به انرژی نیاز دارد و ایران دارای ذخایر عظیم نفت و گاز است. با این حال، تبدیل این ظرفیت به همکاری پایدار نیازمند سازوکارهایی فراتر از فروش نفت خام است. ایران می تواند به جای نگاه کردن به هند صرفاً به عنوان خریدار انرژی، به دنبال شکل دادن به زنجیره های مشترک انرژی باشد؛ از سرمایه گذاری و پالایش گرفته تا پتروشیمی، خدمات فنی و مهندسی و توسعه فناوری های انرژی. چنین رویکردی یک تفاوت اساسی با روابط یکجانبه دارد.
در مدل اول، ایران صرفاً کالایی صادر می کند و در مقابل پول یا کالا دریافت می کند؛ اما در مدل دوم، دو طرف در یک زنجیره اقتصادی بلندمدت ذی نفع می شوند. البته تحریم ها، محدودیت های بانکی و نگرانی شرکت های هندی از تحریم های ثانویه آمریکا، موانع جدی هستند. بنابراین تهران باید به جای انتظار برای حل همه محدودیت های سیاسی، ساز و کارهای حقوقی، مالی و تجاری مقاوم در برابر شوک طراحی کند.
چین و روسیه؛ شرکای مهم، اما نه جایگزین یکدیگر
در این میان نمی توان نقش چین و روسیه را نادیده گرفت. چین بزرگ ترین شریک اقتصادی بسیاری از کشورهای منطقه و یکی از مهم ترین خریداران انرژی ایران است. روسیه نیز به دلیل همسایگی منطقه ای، همکاری های انرژی، امنیتی و ترانزیتی، در معادلات ایران جایگاهی مهم دارد. اما مسئله راهبردی اینجاست که هیچ کدام نباید به تنها ستون سیاست خارجی اقتصادی ایران تبدیل شوند. وابستگی بیش از حد به یک بازار، یک کشور یا یک مسیر، حتی اگر آن کشور دوست و شریک باشد، در نهایت قدرت چانه زنی طرف ضعیف تر را کاهش می دهد. ایران به جای سیاست «انتخاب یک شریک اصلی»، به شبکه ای از شرکای مکمل نیاز دارد. در این معماری، چین می تواند شریک مهم اقتصادی و سرمایه گذاری باشد، روسیه شریک مهم در شمال و کریدورهای منطقه ای، و هند یک شریک کلیدی در جنوب و شرق. ارزش واقعی این شبکه زمانی آشکار می شود که هیچ یک نتواند دیگری را حذف کند و ایران نیز مجبور به انتخاب انحصاری میان آنها نباشد.
پاکستان؛ همسایه ای که نباید از معادله حذف شود
پاکستان نیز در این منظومه جایگاه خاصی دارد. همجواری مستقیم، بازار بزرگ، دسترسی به آب های آزاد و ارتباط با افغانستان و آسیای جنوبی، ظرفیت های مهمی برای همکاری ایجاد می کند. با وجود این، مناسبات اقتصادی تهران و اسلام آباد همچنان بسیار پایین تر از ظرفیت های بالقوه دو کشور است. توسعه تجارت مرزی، بازارچه ها، حمل ونقل، انرژی و اتصال زیرساختی می تواند به افزایش تاب آوری شرق ایران کمک کند. در واقع، سیاست همسایگی ایران زمانی معنا پیدا می کند که از روابط سیاسی به شبکه ای از وابستگی های متقابل اقتصادی تبدیل شود.
مشکل اصلی؛ رابطه یک سویه
شاید مهم ترین خطای سیاست اقتصادی خارجی ایران این باشد که گاهی «شریک خارجی» را با «منبع تأمین نیاز» اشتباه می گیریم. اگر رابطه ای صرفاً برای فروش نفت، دریافت کالا یا دور زدن یک محدودیت ایجاد شود، با تغییر شرایط سیاسی یا اقتصادی طرف مقابل، آسیب پذیر خواهد شد. تاب آوری واقعی زمانی ایجاد می شود که دو طرف منافع بلندمدت و قابل اندازه گیری در حفظ رابطه داشته باشند. بنابراین در مناسبات با هند نیز نباید صرفاً به دنبال جذب سرمایه یا افزایش صادرات باشیم. ایران باید بازار، سرمایه، فناوری، ترانزیت و خدمات متقابل ایجاد کند. هند نیز باید در این رابطه سهم و منفعت واقعی داشته باشد. اگر چابهار برای دهلی نو یک مسیر راهبردی است، باید برای ایران نیز به ایجاد اشتغال، توسعه شرق کشور، افزایش درآمد ترانزیتی و ارتقای زیرساخت منجر شود.
نسخه پساجنگ؛ تبدیل تاب آوری به رشد
دوران پساجنگ صرفاً زمان بازسازی خسارت ها نیست؛ فرصت بازآرایی اقتصاد نیز هست. ایران در آن مقطع به منابع مالی، فناوری، تجهیزات، بازار صادراتی و مسیرهای جدید تجارت نیاز خواهد داشت. هند می تواند در این مرحله نقشی مهم تر از دوران بحران ایفا کند؛ مشروط به آنکه همکاری ها از سطح توافق های سیاسی به پروژه های اقتصادی مشخص و قابل اجرا تبدیل شود. توسعه چابهار، تکمیل مسیرهای ریلی، سرمایه گذاری در لجستیک، همکاری های صنعتی و دارویی، توسعه خدمات فنی و مهندسی، تجارت محصولات کشاورزی و غذایی و ایجاد سازوکارهای پرداخت و تسویه پایدار، می تواند بخشی از این دستورکار باشد. اما پیش شرط همه اینها، ثبات مقررات و کاهش هزینه مبادله در داخل ایران است. هیچ شریک خارجی- حتی شریک راهبردی- نمی تواند ضعف محیط کسب وکار، بی ثباتی مقررات یا ناکارآمدی لجستیکی را برای همیشه جبران کند.
ضرورت یک «موازنه فعال» در سیاست اقتصادی خارجی
ایران در شرایط کنونی بیش از هر زمان دیگری به موازنه فعال و چندجانبه نیاز دارد؛ موازنه ای که نه به معنای بی اعتمادی به شرکای موجود، بلکه به معنای جلوگیری از وابستگی به هر شریک منفرد باشد. هند در این میان می تواند یکی از پایه های اصلی این موازنه باشد؛ به شرط آنکه رابطه تهران و دهلی نو از «همکاری موردی» به «شراکت اقتصادی بلندمدت» ارتقا پیدا کند. راهبرد مطلوب آن است که ایران همزمان با چین، روسیه، هند، پاکستان، کشورهای آسیای مرکزی، خلیج فارس و دیگر همسایگان روابطی متوازن، متنوع و مبتنی بر منافع متقابل ایجاد کند.
تاب آوری اقتصادی ایران در جنگ و پساجنگ، محصول یک شریک قدرتمند نخواهد بود؛ حاصل شبکه ای از شرکای متنوع و وابستگی های متقابل خواهد بود. در این شبکه، هند می تواند یکی از مهم ترین حلقه ها باشد؛ کشوری که نه فقط یک بازار بزرگ، بلکه دروازه ای به آسیای جنوبی و شرقی، شریک بالقوه در انرژی و فناوری و یکی از مسیرهای مهم برای بازتعریف جایگاه ترانزیتی ایران است. مسئله امروز تهران بنابراین نباید صرفاً این باشد که «هند چه کمکی می تواند به ایران بکند؟»؛ پرسش راهبردی تر این است که ایران چگونه می تواند رابطه ای با هند بسازد که دهلی نو نیز به حفظ، تعمیق و موفقیت آن نیازمند باشد. این همان نقطه ای است که یک رابطه خارجی از «امتیازگیری کوتاه مدت» به «تاب آوری پایدار» تبدیل می شود.
* محمد مهدی میرزایی پژوهشگر حقوق عامه