◄ آیا توافق مکه آغاز عصر ائتلاف های منطقه ای است؟/ تولد یک نظم جدید در سایه خلأهای امنیتی
توافق میان ترکیه، عربستان و پاکستان را نمی توان صرفاً یک پیمان نظامی محدود دانست. این توافق نشانه ای از تغییر در منطق قدرت در خاورمیانه است؛ منطقه ای که بازیگران آن بیش از گذشته به دنبال افزایش استقلال راهبردی و کاهش وابستگی مطلق به قدرت های خارجی هستند. برای ایران، این تحول می تواند هم تهدید و هم فرصت باشد.
توافق دفاعی اخیر میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان که در شهر مکه به امضا رسید، صرفاً یک توافق نظامی میان سه کشور مسلمان تلقی نمی شود؛ بلکه می توان آن را نشانه ای از تحول تدریجی در معماری امنیتی آسیای جنوب غربی دانست. این توافق در شرایطی شکل گرفته است که منطقه خاورمیانه طی سال های اخیر شاهد تغییرات عمیق در توازن قدرت، کاهش نسبی اطمینان برخی کشورها نسبت به تضمین های امنیتی سنتی، افزایش رقابت های ژئوپلیتیکی و تلاش قدرت های منطقه ای برای افزایش استقلال راهبردی خود بوده است. اهمیت این توافق بیش از آنکه در مفاد رسمی آن نهفته باشد، در پیام سیاسی و ژئوپلیتیکی آن است: سه قدرت مهم در جهان اسلام با سه ظرفیت متفاوت - منابع انرژی عربستان، توان نظامی و فناوری دفاعی ترکیه و ظرفیت هسته ای و تجربه نظامی پاکستان - تصمیم گرفته اند سطح همکاری امنیتی خود را به مرحله ای جدید ارتقا دهند.
این تحول پرسش های مهمی را پیش روی منطقه قرار می دهد: آیا این توافق مقدمه شکل گیری یک بلوک امنیتی جدید است؟ نقش آمریکا و اروپا در این نظم در حال تغییر چه خواهد بود؟ و مهم تر از همه، پیامدهای آن برای جمهوری اسلامی ایران و روابط تهران با کشورهای منطقه چگونه ارزیابی می شود؟
توافق مکه و منطق ژئوپلیتیک شکل گیری آن
برای فهم توافق مکه باید آن را در چارچوب تحولات بزرگ تر نظام بین الملل تحلیل کرد. نظم امنیتی خاورمیانه پس از جنگ جهانی دوم عمدتاً بر حضور مستقیم یا غیرمستقیم قدرت های خارجی، به ویژه ایالات متحده، استوار بوده است. کشورهای حوزه خلیج فارس امنیت خود را تا حد زیادی به چتر حمایتی آمریکا پیوند زده اند و واشنگتن نیز در مقابل، امنیت انرژی، مسیرهای تجاری و موازنه قدرت منطقه ای را مدیریت کرده است. اما طی سال های اخیر چند روند هم زمان موجب تغییر در این الگو شده است:
نخست، کاهش نسبی تمایل آمریکا به ایفای نقش مستقیم و پرهزینه در بحران های منطقه ای. تجربه جنگ های عراق و افغانستان و تغییر اولویت های راهبردی واشنگتن به سمت رقابت با چین، موجب شده برخی متحدان سنتی آمریکا درباره میزان تعهد بلندمدت این کشور به امنیت منطقه پرسش هایی مطرح کنند.
دوم، افزایش توانمندی های نظامی بازیگران منطقه ای. ترکیه طی سال های اخیر سرمایه گذاری گسترده ای در صنایع دفاعی، پهپادها و فناوری های نظامی انجام داده است. پاکستان نیز با برخورداری از ارتش بزرگ و توان هسته ای، یک بازیگر مهم امنیتی در جنوب آسیا محسوب می شود. عربستان نیز تلاش کرده است ظرفیت های دفاعی و استقلال راهبردی خود را افزایش دهد. سوم، افزایش درک مشترک برخی کشورهای منطقه از ضرورت ایجاد سازوکارهای امنیتی مستقل تر. این روند الزاماً به معنای خروج از همکاری با غرب نیست، بلکه نشان دهنده تلاش برای ایجاد گزینه های بیشتر در سیاست خارجی است.
جایگاه عربستان، ترکیه و پاکستان در این معادله
عربستان؛ گذار از اتکای امنیتی به نقش آفرینی مستقل
برای عربستان سعودی، توافق مکه بخشی از روند گسترده تر بازتعریف نقش این کشور در نظام منطقه ای است. ریاض در سال های اخیر تلاش کرده است از یک بازیگر صرفاً متکی به حمایت امنیتی آمریکا به قدرتی با ظرفیت های مستقل تر اقتصادی، فناوری و نظامی تبدیل شود. برنامه های توسعه اقتصادی عربستان، تلاش برای جذب سرمایه خارجی و گسترش روابط با قدرت های مختلف از چین تا اروپا، نشان می دهد که این کشور به دنبال سیاست خارجی چندلایه است. توافق با ترکیه و پاکستان می تواند برای ریاض یک پیام بازدارنده داشته باشد؛ یعنی نشان دهد امنیت عربستان صرفاً وابسته به حمایت خارجی نیست و شبکه ای از روابط منطقه ای برای حمایت از منافع آن ایجاد شده است.
ترکیه؛ بازگشت به مرکز معادلات امنیتی منطقه
ترکیه در این توافق از موقعیتی ویژه برخوردار است. این کشور عضو ناتو، دارای یکی از بزرگ ترین ارتش های منطقه و صاحب صنایع دفاعی رو به رشد است. مشارکت آن در یک سازوکار امنیتی با کشورهای خلیج فارس و پاکستان، نشان دهنده تلاش آنکارا برای تثبیت جایگاه خود به عنوان یک قدرت مستقل منطقه ای است. ترکیه همواره میان همکاری با غرب و پیگیری استقلال راهبردی در نوسان بوده است. این توافق می تواند ابزار دیگری برای افزایش وزن ژئوپلیتیکی آنکارا باشد.
پاکستان؛ پیوند آسیای جنوبی با خاورمیانه
برای پاکستان، حضور در این توافق فرصتی برای گسترش نقش منطقه ای است. اسلام آباد همواره روابط تاریخی و امنیتی نزدیکی با کشورهای عربی، به ویژه عربستان، داشته است. همکاری دفاعی با ریاض و آنکارا می تواند جایگاه پاکستان را به عنوان پلی میان آسیای جنوبی و خاورمیانه تقویت کند.
پیامدهای توافق مکه برای جمهوری اسلامی ایران
مهم ترین بخش تحلیل این توافق، بررسی آثار آن بر جایگاه ایران در محیط پیرامونی است. ایران به عنوان یکی از قدرت های تاریخی منطقه، نمی تواند نسبت به شکل گیری هرگونه ترتیبات امنیتی جدید در همسایگی خود بی تفاوت باشد.
الف) افزایش اهمیت دیپلماسی منطقه ای ایران
یکی از نخستین پیامدهای احتمالی این توافق، افزایش ضرورت فعال تر شدن دیپلماسی منطقه ای ایران است. تهران طی سال های گذشته تلاش کرده است روابط خود با کشورهای عربی، به ویژه عربستان، را به سمت کاهش تنش و همکاری هدایت کند. توافق مکه می تواند این روند را با یک آزمون جدید مواجه کند.اگر این توافق به یک ساختار امنیتی محدود علیه ایران تبدیل شود، احتمالاً فضای رقابت منطقه ای تشدید خواهد شد. اما اگر تهران بتواند از مسیر گفت وگوهای امنیتی و دیپلماسی فعال، خود را در ترتیبات جدید منطقه ای تعریف کند، این تحول می تواند به فرصتی برای کاهش تنش تبدیل شود.
ب) نگرانی از تغییر موازنه امنیتی
ایران به طور طبیعی نسبت به هر سازوکار نظامی که شامل عربستان، ترکیه و پاکستان باشد حساس خواهد بود؛ زیرا این سه کشور مجموعاً دارای ظرفیت های قابل توجه اقتصادی، نظامی و سیاسی هستند.با این حال، تبدیل این توافق به یک ائتلاف ضدایرانی قطعی نیست. منافع سه کشور عضو نیز کاملاً یکسان نیست. ترکیه دارای روابط اقتصادی مهم با ایران است، پاکستان دارای مرز مشترک و ملاحظات امنیتی خاص خود است و عربستان نیز در سال های اخیر مسیر کاهش تنش با تهران را تجربه کرده است.بنابراین، آینده این توافق بیش از آنکه به ساختار رسمی آن وابسته باشد، به نحوه تعریف تهدید مشترک و میزان همگرایی واقعی اعضا بستگی خواهد داشت.
ج) رقابت یا همکاری در آسیای جنوب غربی؟
توافق مکه می تواند دو مسیر متفاوت ایجاد کند:مسیر نخست، حرکت به سوی قطب بندی جدید منطقه ای است؛ یعنی شکل گیری محورهای امنیتی رقیب که در آن ایران در یک سوی معادله و ائتلاف های جدید در سوی دیگر قرار گیرند.مسیر دوم، ایجاد یک نظام چندجانبه امنیتی است که در آن کشورهای منطقه، از جمله ایران، ترکیه، عربستان و پاکستان، به جای رقابت صفر و یک، سازوکارهای گفت وگو و مدیریت بحران ایجاد کنند.
انتخاب میان این دو مسیر، بیش از هر چیز به رفتار بازیگران منطقه ای و میزان نقش آفرینی قدرت های فرامنطقه ای بستگی دارد.
نقش آمریکا و اروپا؛ حمایت، مدیریت یا عقب نشینی؟
واشنگتن احتمالاً این تحول را با دقت دنبال خواهد کرد. از یک سو، آمریکا ممکن است از افزایش توانایی متحدان منطقه ای برای تأمین امنیت خود استقبال کند، زیرا این امر با کاهش هزینه های مستقیم آمریکا در منطقه هماهنگ است.از سوی دیگر، واشنگتن همچنان منافع مهمی در حفظ نفوذ خود در خلیج فارس، امنیت انرژی و جلوگیری از شکل گیری ترتیبات امنیتی مستقل از غرب دارد.اروپا نیز به دلیل وابستگی به امنیت انرژی، مسیرهای تجاری و ثبات خاورمیانه، نمی تواند نسبت به این تحولات بی تفاوت باشد. با این حال، توان اروپا برای ایفای نقش مستقل امنیتی در منطقه محدودتر از آمریکا است.احتمالاً غرب تلاش خواهد کرد ضمن حفظ روابط امنیتی سنتی خود، از شکل گیری ائتلاف هایی که خارج از چارچوب های مورد قبول آن قرار می گیرند جلوگیری کند.
آینده آسیای جنوب غربی؛ حرکت به سوی چندقطبی شدن
مهم ترین پیام توافق مکه این است که منطقه آسیای جنوب غربی در حال عبور از یک نظم تک محور به سمت نظمی پیچیده تر و چندلایه تر است.در این نظم جدید، قدرت تنها از طریق اتحاد با یک قدرت بزرگ خارجی تعریف نمی شود؛ بلکه شبکه ای از روابط اقتصادی، فناوری، نظامی و دیپلماتیک میان بازیگران منطقه ای اهمیت بیشتری پیدا می کند.کشورهایی مانند ایران، عربستان، ترکیه، پاکستان، قطر و امارات تلاش خواهند کرد نقش خود را در این فضای جدید بازتعریف کنند.برای ایران، این تحول یک انتخاب راهبردی ایجاد می کند: یا باید با رویکردی فعال، دیپلماسی منطقه ای و همکاری اقتصادی را تقویت کند، یا خطر آن وجود دارد که بخشی از ترتیبات جدید امنیتی بدون حضور مؤثر تهران شکل گیرد.
جمع بندی: توافق مکه؛ تهدید یا فرصت؟
توافق میان عربستان، ترکیه و پاکستان را نمی توان صرفاً یک پیمان نظامی محدود دانست. این توافق نشانه ای از تغییر در منطق قدرت در خاورمیانه است؛ منطقه ای که بازیگران آن بیش از گذشته به دنبال افزایش استقلال راهبردی و کاهش وابستگی مطلق به قدرت های خارجی هستند. برای ایران، این تحول می تواند هم تهدید و هم فرصت باشد. تهدید از آن جهت که ممکن است به شکل گیری ترتیبات امنیتی رقیب منجر شود؛ و فرصت از آن جهت که ضرورت گفت و گوی منطقه ای، اعتمادسازی و مشارکت در معماری امنیتی آینده را برجسته تر می کند. آینده خاورمیانه نه فقط در میدان های نظامی، بلکه در میزهای دیپلماسی، اقتصاد و همکاری های منطقه ای تعیین خواهد شد. کشورهایی که بتوانند در این نظم جدید نقش سازنده، انعطاف پذیر و مبتنی بر منافع مشترک ایفا کنند، سهم بیشتری در شکل دهی آینده آسیای جنوب غربی خواهند داشت.
* محمد مهدی میرزایی پژوهشگر حقوق عامه