| کد خبر ۳۲۱۸۳۵
کپی شد

◄ از هرمز تا گوادر؛ آیا پاکستان می‌ تواند شریک راهبردی جدید ترانزیت ایران باشد؟

تجربه اقتصادهای موفق نشان می دهد که توسعه لجستیک منطقه ای بر پایه اتصال شبکه ها شکل می گیرد، نه حذف یکدیگر. اگر چابهار، گوادر، کراچی و بنادر جنوبی ایران در قالب یک شبکه حمل و نقل منطقه ای تعریف شوند، ظرفیت ترانزیتی کل منطقه افزایش خواهد یافت و همه بازیگران از آن منتفع خواهند شد.

از هرمز تا گوادر؛ آیا پاکستان می‌ تواند شریک راهبردی جدید ترانزیت ایران باشد؟
تین نیوز |

تحولات پرشتاب ژئوپلیتیکی در غرب آسیا، بیش از هر زمان دیگری اهمیت «تنوع بخشی به مسیرهای تجاری» را برای اقتصاد ایران آشکار کرده است. هرگونه تنش در خلیج فارس، تنگه هرمز یا دریای عمان، تنها یک مسئله امنیتی نیست؛ بلکه مستقیماً بر تجارت خارجی، هزینه حمل و نقل، قیمت کالاهای وارداتی، صادرات غیرنفتی و در نهایت معیشت مردم اثر می گذارد. در چنین شرایطی، سیاست گذاری اقتصادی دیگر نمی تواند صرفاً بر حفظ مسیرهای سنتی استوار باشد، بلکه باید به دنبال ایجاد مسیرهای مکمل و شرکای منطقه ای جدید باشد.

در این میان، پاکستان یکی از مهم ترین گزینه هایی است که تاکنون کمتر از ظرفیت های آن در سیاست ترانزیتی ایران بهره گرفته شده است. دو کشور با بیش از ۹۰۰ کیلومتر مرز مشترک، پیوندهای تاریخی، فرهنگی و مذهبی، عضویت در سازمان همکاری اقتصادی (اکو)، سازمان همکاری اسلامی و سازمان همکاری شانگهای، از معدود همسایگانی هستند که می توانند فراتر از روابط سیاسی، یک شراکت اقتصادی راهبردی را شکل دهند.

البته نباید از پیچیدگی های محیط سیاسی پاکستان نیز غافل شد. اسلام آباد طی دهه های گذشته روابط نزدیکی با کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، به ویژه عربستان سعودی، و همچنین همکاری های امنیتی و اقتصادی با ایالات متحده داشته است. از سوی دیگر، چین نیز از طریق سرمایه گذاری گسترده در کریدور اقتصادی چین–پاکستان (CPEC)، به یکی از مهم ترین شرکای راهبردی این کشور تبدیل شده است. این تنوع در روابط خارجی سبب شده است که پاکستان همواره تلاش کند میان بازیگران مختلف منطقه ای و بین المللی نوعی توازن برقرار کند. در برخی مقاطع نیز گزارش هایی از تلاش اسلام آباد برای کاهش تنش میان ایران و آمریکا یا میان ایران و برخی کشورهای عربی منتشر شده است، هرچند نقش و میزان تأثیر این تلاش ها بسته به شرایط سیاسی هر دوره متفاوت بوده است. برای ایران، اهمیت پاکستان بیش از آنکه در نقش سیاسی آن باشد، در جایگاه ژئوپلیتیکی و ترانزیتی این کشور نهفته است.

پاکستان دروازه اتصال آسیای جنوبی به آسیای مرکزی، غرب آسیا و چین محسوب می شود. بنادر کراچی، قاسم و به ویژه بندر گوادر، ظرفیتی ایجاد کرده اند که در صورت طراحی یک همکاری هوشمندانه، می تواند بخشی از فشار وارد بر مسیرهای جنوبی ایران را کاهش دهد. برخلاف نگاه رقابتی که سال ها میان بندر چابهار و بندر گوادر شکل گرفته، واقعیت آن است که اقتصاد منطقه بیش از آنکه به رقابت نیاز داشته باشد، به شبکه ای از بنادر مکمل احتیاج دارد.

تجربه اقتصادهای موفق نشان می دهد که توسعه لجستیک منطقه ای بر پایه اتصال شبکه ها شکل می گیرد، نه حذف یکدیگر. اگر چابهار، گوادر، کراچی و بنادر جنوبی ایران در قالب یک شبکه حمل و نقل منطقه ای تعریف شوند، ظرفیت ترانزیتی کل منطقه افزایش خواهد یافت و همه بازیگران از آن منتفع خواهند شد.

یکی از مهم ترین ظرفیت های همکاری، توسعه کریدورهای جاده ای و ریلی میان دو کشور است. در حال حاضر بخش مهمی از تجارت ایران و پاکستان از طریق مرزهای زمینی انجام می شود، اما زیرساخت های حمل و نقل ، پایانه های مرزی، خطوط ریلی و سامانه های گمرکی هنوز متناسب با ظرفیت واقعی دو اقتصاد نیست. ارتقای گذرگاه های مرزی، افزایش ساعات فعالیت گمرکات، ایجاد پنجره واحد تجاری، دیجیتالی شدن فرآیندهای ترخیص کالا و تکمیل پروژه های ریلی می تواند هزینه تجارت را به شکل محسوسی کاهش دهد.

ظرفیت دیگر، ایجاد زنجیره های مشترک لجستیکی است. بسیاری از کالاهای صادراتی ایران، از محصولات پتروشیمی و مصالح ساختمانی گرفته تا مواد غذایی، دارویی و محصولات کشاورزی، می توانند از طریق شبکه توزیع پاکستان به بازارهای جنوب آسیا دسترسی آسان تری پیدا کنند. در مقابل، پاکستان نیز می تواند بخشی از نیازهای وارداتی خود را از مسیر ایران و همچنین از طریق کریدور شمال–جنوب به بازارهای روسیه و آسیای مرکزی متصل کند.

از منظر انرژی نیز همکاری دو کشور همچنان ظرفیت قابل توجهی دارد. هرچند پروژه خط لوله گاز ایران–پاکستان طی سال های گذشته به دلایل مختلف، از جمله فشارهای ناشی از تحریم ها، به نتیجه نرسیده است، اما نیاز رو به رشد پاکستان به انرژی و موقعیت جغرافیایی ایران همچنان زمینه هایی برای همکاری در حوزه برق، فرآورده های نفتی، سوآپ انرژی و سرمایه گذاری مشترک در زیرساخت های مرتبط فراهم می کند.

با این حال، تحقق چنین چشم اندازی مستلزم واقع بینی است. روابط اقتصادی ایران و پاکستان تحت تأثیر عوامل متعددی قرار دارد؛ از جمله تحریم های بین المللی علیه ایران، ملاحظات سیاست خارجی پاکستان، محدودیت های بانکی، مشکلات امنیتی در برخی مناطق مرزی و ضعف زیرساخت های حمل و نقل . بنابراین انتظار جهش سریع در سطح همکاری ها واقع بینانه نیست، اما برنامه ریزی تدریجی و هدفمند می تواند زمینه افزایش تاب آوری اقتصادی ه

ر دو کشور را فراهم کند.

در این مسیر، چند اقدام راهبردی ضروری به نظر می رسد. نخست، تدوین یک نقشه راه جامع همکاری های ترانزیتی میان ایران و پاکستان با مشارکت دولت ها و بخش خصوصی.دوم، تکمیل و نوسازی زیرساخت های جاده ای و ریلی منتهی به مرزهای مشترک و افزایش ظرفیت پایانه های مرزی.سوم، ایجاد سازوکارهای مالی و بانکی برای تسهیل تجارت دوجانبه، از جمله استفاده از ارزهای محلی یا سازوکارهای تهاتری در چارچوب قوانین و تعهدات بین المللی.چهارم، توسعه مناطق آزاد و مراکز لجستیکی مشترک در نوار مرزی با هدف کاهش هزینه های حمل و نقل و افزایش ارزش افزوده کالاها.پنجم، گسترش همکاری های سه جانبه و چندجانبه با مشارکت سایر کشورهای منطقه در چارچوب سازمان همکاری اقتصادی (اکو)، سازمان همکاری شانگهای و سایر ابتکارهای منطقه ای.

آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد، تغییر نگاه از «اقتصاد مبتنی بر یک مسیر» به «اقتصاد مبتنی بر شبکه» است. کشوری با موقعیت جغرافیایی ایران نباید تجارت خارجی خود را به یک یا دو کریدور محدود کند. همان گونه که توسعه کریدور شمال–جنوب و فعال سازی ظرفیت دریای خزر برای افزایش تاب آوری اقتصادی ضروری است، تقویت پیوندهای ترانزیتی با پاکستان نیز می تواند یکی دیگر از پایه های امنیت اقتصادی کشور باشد.

پاکستان قرار نیست جایگزین بنادر جنوبی ایران یا مسیرهای سنتی تجارت کشور شود؛ اما می تواند به یکی از حلقه های مهم شبکه ترانزیتی ایران در شرق منطقه تبدیل شود. در جهانی که رقابت اقتصادی بیش از هر چیز بر تنوع مسیرهای تجارت، لجستیک و زنجیره های تأمین استوار است، هرچه ایران شرکای ترانزیتی بیشتری داشته باشد، قدرت مانور اقتصادی و تاب آوری آن در برابر شوک های سیاسی و امنیتی نیز افزایش خواهد یافت.

امروز، بیش از هر زمان دیگر، تهران و اسلام آباد این فرصت را دارند که از همسایگی جغرافیایی، پلی برای همگرایی اقتصادی بسازند؛ پلی که اگر بر پایه منافع مشترک، واقع بینی و سرمایه گذاری در زیرساخت ها استوار شود، می تواند به یکی از مهم ترین مزیت های راهبردی دو کشور در دهه پیش رو تبدیل شود.

* محمدمهدی میرزایی پژوهشگر حقوق عامه

 

آخرین اخبار حمل و نقل را در پربیننده ترین شبکه خبری این حوزه بخوانید
ارسال نظر
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید تین نیوز، تا ۲۴ ساعت بعد منتشر خواهد شد.
  • تین نیوز نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی‌کند.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
  • انتشار مطالبی که مشتمل بر تهدید به هتک شرف و یا حیثیت و یا افشای اسرار شخصی باشد، ممنوع است.
  • جاهای خالی مشخص شده با علامت {...} به معنی حذف مطالب غیر قابل انتشار در داخل نظرات است.
  • در نوشتن نظرات، لطفا بعد از هر کلمه، یک فاصله خالی بگذارید.
  • در انتقال تخلفات دستگاه‌ها، موارد تخلف را با ضمیمه نمودن اسناد تخلف به آدرس info@tinn.ir ارسال نمایید تا امکان پیگیری بصورت مستند فراهم شود.