آسمان در انتظار نجات؛ تأخیر در تعیین تکلیف قدیمی ترین ایرلاین کشور
وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و صندوق بازنشستگی کشوری، به عنوان نهادهای مسئول در تصمیم گیری درباره شرکت هواپیمایی آسمان، لازم است هرچه سریع تر تکلیف این شرکت را روشن کنند. ادامه وضع موجود، نه راهکار اصلاح است و نه می تواند پاسخگوی دغدغه های کارکنان و منافع سهامداران باشد.
شرکت هواپیمایی آسمان، یکی از قدیمی ترین و خوشنام ترین شرکت های هواپیمایی کشور، سال ها نقشی مؤثر در توسعه صنعت هوانوردی ایران، اتصال استان های مختلف و ارائه خدمات حمل و نقل هوایی ایفا کرده است. این شرکت در دوره ای با برخورداری از ناوگانی قابل توجه و نیروی انسانی متخصص، یکی از سرمایه های ارزشمند صنعت حمل و نقل کشور به شمار می رفت؛ اما امروز شرایط آن به گونه ای رقم خورده که نگرانی های جدی درباره آینده این مجموعه و سرنوشت کارکنان آن به وجود آمده است.
بر اساس گزارش های موجود، آسمان با وجود برخورداری از حدود دو هزار و سیصد نفر نیروی انسانی، تنها بخش کوچکی از ظرفیت عملیاتی گذشته خود را در اختیار دارد. چنین وضعیتی، بدون تردید از منظر اقتصادی و مدیریتی قابل دوام نیست و ادامه آن نه به سود کارکنان است، نه به سود صندوق بازنشستگی کشوری و نه به سود صنعت هوانوردی کشور.
آنچه بیش از هر چیز موجب نگرانی است، طولانی شدن فرآیند تصمیم گیری درباره آینده این شرکت است. اختلاف نظرها و ناهماهنگی های مدیریتی، نبود تصمیمات سریع و روشن و بلاتکلیفی در تعیین راهبرد آینده شرکت، فضای نامطمئنی را برای کارکنان و ذی نفعان ایجاد کرده است. گزارش هایی نیز از اعتراض و تجمع برخی کارکنان در اعتراض به وضعیت موجود منتشر شده که نشان می دهد نگرانی نسبت به آینده این مجموعه در حال افزایش است.
وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و صندوق بازنشستگی کشوری، به عنوان نهادهای مسئول در این حوزه، لازم است هرچه سریع تر تکلیف این شرکت را روشن کنند. ادامه وضع موجود، نه راهکار اصلاح است و نه می تواند پاسخگوی دغدغه های کارکنان و منافع سهامداران باشد.
اگر سیاست بر واگذاری شرکت است، این فرآیند باید با شفافیت، سرعت، رعایت حقوق کارکنان و حفظ ظرفیت های عملیاتی شرکت انجام شود تا امکان ورود سرمایه گذار توانمند و احیای جایگاه آسمان فراهم گردد.
اگر تصمیم بر حفظ مالکیت و ادامه فعالیت شرکت است، باید برنامه ای مشخص برای تأمین مالی، نوسازی ناوگان، اصلاح ساختار مدیریتی و افزایش بهره وری تدوین و اجرا شود. در چنین شرایطی می توان از ظرفیت های بازار پول، بازار سرمایه، انتشار اوراق مالی، جذب سرمایه گذاری و سایر ابزارهای قانونی برای تأمین منابع مورد نیاز استفاده کرد تا شرکت بار دیگر به جایگاه شایسته خود بازگردد.
همچنین اگر راهکار، واگذاری مدیریت به بخش حرفه ای و متخصص است، این تصمیم نیز نباید بیش از این به تأخیر بیفتد. تجربه صنعت هوانوردی نشان داده است که مدیریت حرفه ای، ثبات مدیریتی و تصمیم گیری به موقع، از مهم ترین عوامل موفقیت شرکت های هواپیمایی هستند.
واقعیت آن است که سرمایه اصلی آسمان تنها هواپیماهای آن نیست؛ بلکه نیروی انسانی متخصص، برند شناخته شده، تجربه چند دهه فعالیت و اعتماد مسافران، دارایی های ارزشمندی هستند که در صورت استمرار بلاتکلیفی ممکن است به تدریج از بین بروند.
از یک چهره دانشگاهی همچون آقای دکتر میدری انتظار می رود که نسبت به این گونه مسائل حساس، شخصاً ورود مؤثر داشته باشد و اجازه ندهد طولانی شدن فرآیند تصمیم گیری، هزینه های بیشتری بر این شرکت و کارکنان آن تحمیل کند. در شرایطی که راهکارهای مختلف برای تعیین تکلیف این مجموعه وجود دارد، انفعال و تأخیر در تصمیم گیری، خود به بخشی از مسئله تبدیل می شود.
بدیهی است تداوم مشکلات در شرکت های زیرمجموعه وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، علاوه بر آثار اقتصادی و اجتماعی، می تواند پیامدهای مدیریتی و سیاسی نیز به دنبال داشته باشد. از این رو، رسیدگی به وضعیت آسمان صرفاً حل مشکل یک شرکت نیست، بلکه آزمونی برای سنجش کارآمدی نظام تصمیم گیری در مدیریت بنگاه های اقتصادی وابسته به دولت و صندوق های بازنشستگی است.
امروز آسمان بیش از هر چیز به یک تصمیم نیاز دارد؛ تصمیمی روشن، شجاعانه و مسئولانه. بلاتکلیفی طولانی مدت نه برای کارکنان قابل تحمل است، نه برای صنعت هوانوردی و نه برای اقتصاد کشور. هر روز تأخیر در تعیین تکلیف این شرکت، هزینه ای است که بر سرمایه های انسانی و اقتصادی کشور افزوده می شود؛ سرمایه هایی که احیای آنها به مراتب دشوارتر از اتخاذ یک تصمیم به موقع خواهد بود.