◄ آیا سرمایه گذاری در راه آهن بدون اصلاح اقتصاد حمل و نقل ریلی به نتیجه می رسد؟
در صنعت ریلی، طولانی بودن دوره بازگشت سرمایه، وابستگی درآمد به عملکرد شبکه، تغییرپذیری مقررات و نامشخص بودن جریان پایدار بار، ریسک تصمیم گیری را افزایش می دهد. در چنین شرایطی طبیعی است که سرمایه به سمت فعالیت هایی حرکت کند که بازده آنها شفاف تر و قابل پیش بینی تر باشد.
هر زمان صحبت از توسعه راه آهن به میان می آید، نخستین مطالبه افزایش سرمایه گذاری است. این مطالبه در ظاهر منطقی به نظر می رسد، اما یک پرسش اساسی کمتر مورد توجه قرار می گیرد. آیا اقتصاد حمل و نقل ریلی به اندازه ای جذاب شده که بتواند سرمایه را حفظ کند یا تنها به دنبال جذب آن هستیم.
واقعیت این است که سرمایه از کمبود منابع فرار نمی کند، بلکه از ابهام فاصله می گیرد. سرمایه گذار زمانی وارد یک صنعت می شود که بتواند آینده آن را با درجه قابل قبولی پیش بینی کند.
در صنعت ریلی، طولانی بودن دوره بازگشت سرمایه، وابستگی درآمد به عملکرد شبکه، تغییرپذیری مقررات و نامشخص بودن جریان پایدار بار، ریسک تصمیم گیری را افزایش می دهد. در چنین شرایطی طبیعی است که سرمایه به سمت فعالیت هایی حرکت کند که بازده آنها شفاف تر و قابل پیش بینی تر باشد.
از سوی دیگر، هنوز در بسیاری از تصمیم گیری ها، توسعه فیزیکی جایگزین توسعه اقتصادی شده است. ساخت خط جدید، خرید لکوموتیو یا افزایش تعداد واگن، به خودی خود به معنای توسعه نیست. ارزش سرمایه گذاری زمانی آشکار می شود که این دارایی ها بتوانند به طور مستمر بار جابه جا کنند، درآمد ایجاد کنند و هزینه های خود را پوشش دهند. دارایی بدون بهره وری، سرمایه محسوب می شود اما ثروت تولید نمی کند.یکی از مسائل مهمی که کمتر درباره آن صحبت می شود، فاصله میان منافع ملی و منافع سرمایه گذار است.
توسعه حمل و نقل ریلی برای کشور منافعی مانند کاهش مصرف سوخت، کاهش تصادفات، کاهش آلودگی هوا و افزایش بهره وری اقتصادی به همراه دارد، اما این منافع الزاماً به درآمد سرمایه گذار تبدیل نمی شوند. سرمایه گذار بر اساس تراز مالی پروژه تصمیم می گیرد، نه بر اساس منافعی که در سطح اقتصاد ملی ایجاد می شود. تا زمانی که برای این فاصله راهکاری اندیشیده نشود، انتظار مشارکت گسترده بخش خصوصی چندان واقع بینانه نخواهد بود.
به اعتقاد من، مهم ترین اصلاح مورد نیاز در صنعت ریلی، اصلاح مدل اقتصادی آن است. سرمایه گذار باید بداند بازار هدف پروژه مشخص است، دسترسی به شبکه بر اساس ضوابط پایدار انجام می شود، قراردادهای بلندمدت قابلیت اتکا دارند و قواعد اقتصادی در میانه مسیر تغییر نمی کنند. در چنین فضایی، سرمایه گذاری نه با دستور محقق می شود و نه با مشوق های مقطعی، بلکه به یک انتخاب اقتصادی تبدیل خواهد شد.
تجربه نشان داده است که توسعه پایدار راه آهن از نقطه ای آغاز می شود که اقتصاد حمل و نقل ریلی اصلاح شود. پس از آن، سرمایه خود مسیر این صنعت را پیدا خواهد کرد. اما اگر این ترتیب برعکس شود، افزایش منابع مالی ممکن است به افزایش دارایی منجر شود، بدون آنکه ظرفیت واقعی حمل، بهره وری شبکه یا سهم راه آهن در بازار حمل و نقل تغییر محسوسی پیدا کند.
کارشناس ارشد حمل و نقل