| کد خبر ۳۲۰۸۶۳
کپی شد

چرا پل ها و کریدورهای ترانزیتی ایران به اهداف اصلی حملات آمریکا تبدیل شده اند؟

الگوی حملات به پل ها، خطوط ارتباطی و گره های لجستیکی را می توان در چارچوب «جنگ علیه شبکه های حمل و نقل» تحلیل کرد. در این رویکرد، هدف اصلی صرفاً تخریب یک سازه نیست، بلکه کاهش کارایی کل سامانه لجستیکی از طریق هدف قرار دادن گره های حساس شبکه است.

چرا پل ها و کریدورهای ترانزیتی ایران به اهداف اصلی حملات آمریکا تبدیل شده اند؟
تین نیوز |

در ادبیات جنگ های مدرن، هدف قرار دادن زیرساخت های حمل و نقل به عنوان یکی از مؤثرترین ابزارهای کاهش توان عملیاتی و اقتصادی کشورها شناخته می شود. برخلاف جنگ های کلاسیک که تمرکز آنها بر انهدام نیروهای رزمی بود، در جنگ های شبکه محور، مختل کردن جریان جابه جایی کالا، تجهیزات، سوخت و نیروی انسانی اهمیت بیشتری یافته است.

مشاهدات و گزارش های اخیر حاکی از آن است که بخشی از حملات آمریکا در جنوب ایران متوجه پل ها، گره های ریلی، مسیرهای ارتباطی و زیرساخت های لجستیکی بوده است؛ اهدافی که نقش کلیدی در اتصال بنادر جنوبی به شبکه حمل و نقل کشور دارند. تحلیلگران این الگو را تلاشی برای ایجاد اختلال در زنجیره لجستیک ایران و افزایش فشار هم زمان بر مسیرهای زمینی و دریایی ارزیابی کرده اند. 

شبکه حمل و نقل ایران صرفاً یک سامانه جابه جایی داخلی نیست، بلکه بخشی از شبکه ترانزیتی اوراسیاست. این شبکه شامل:کریدور شمال–جنوب؛ کریدور شرق–غرب؛ اتصال بنادر خلیج فارس و دریای عمان به آسیای مرکزی؛ شبکه ریلی متصل به ترکمنستان، قزاقستان، روسیه و چین و مسیرهای دسترسی به عراق، ترکیه و قفقاز است.در چنین ساختاری، پل ها، تقاطع های ریلی، ایستگاه های باری و گره های لجستیکی نقش «گره های حیاتی شبکه» را ایفا می کنند؛ به گونه ای که آسیب به تعداد محدودی از آنها می تواند عملکرد بخش بزرگی از شبکه را مختل کند.

حال سوال کلیدی این است که  چرا پل ها هدف قرار می گیرند؟ از منظر مهندسی حمل و نقل، پل ها دارای ویژگی های خاصی هستند: نخست، امکان جایگزینی سریع ندارند. برخلاف جاده که می توان مسیر انحرافی ایجاد کرد، پل های بزرگ معمولاً فاقد مسیر جایگزین مناسب هستند. دوم، ظرفیت عبور شبکه را کنترل می کنند. تخریب یک پل می تواند چندین مسیر حمل و نقلی را هم زمان مسدود کند. سوم، زمان بازسازی آنها طولانی است و به تجهیزات تخصصی نیاز دارد. چهارم، اثرات آنها زنجیره ای است؛ به گونه ای که انسداد یک پل موجب افزایش زمان سفر، هزینه حمل و کاهش ظرفیت کل شبکه می شود. به همین دلیل، در بسیاری از دکترین های نظامی، پل ها در زمره اهداف با ارزش عملیاتی بالا قرار می گیرند.

بر اساس گزارش های منتشر شده، تمرکز بخشی از حملات بر استان هرمزگان و محورهای منتهی به بندرعباس بوده است. این منطقه به چند دلیل اهمیت ویژه دارد:استقرار بزرگ ترین بندر تجاری کشور؛ تمرکز زیرساخت های بندری و کانتینری؛ اتصال مستقیم شبکه ریلی سراسری به بنادر جنوبی؛ قرارگیری در مجاورت تنگه هرمز.

برخی تحلیل ها نشان می دهد که حملات به پل ها و خطوط ارتباطی با هدف کاهش دسترسی زمینی به بندرعباس و محدود کردن جریان لجستیکی انجام شده است.

از سویی تنگه هرمز مهم ترین گلوگاه انرژی جهان محسوب می شود. هرگونه محدودیت در عبور دریایی معمولاً با تلاش برای کنترل مسیرهای پشتیبانی زمینی همراه می شود.از منظر حمل و نقل، اگر دسترسی زمینی به بنادر کاهش یابد: تخلیه و بارگیری کالا کندتر می شود؛ انتقال کانتینرها به مراکز داخلی با تأخیر مواجه می شود؛ ظرفیت صادرات و واردات کاهش می یابد و هزینه لجستیک افزایش پیدا می کند. بنابراین، حمله هم زمان به زیرساخت های دریایی و زمینی می تواند اثر هم افزا ایجاد کند.

باید توجه داشت ایران حلقه مهمی از کریدورهای ترانزیتی منطقه است. هرگونه اختلال در زیرساخت های ریلی و جاده ای می تواند بر کریدور شمال–جنوب؛ مسیر اینچه برون–ترکمنستان–قزاقستان؛ اتصال به روسیه؛ تجارت با آسیای مرکزی و مسیرهای مرتبط با ابتکار کمربند و جاده چین اثرگذار باشد. اگرچه بسیاری از این کریدورها دارای مسیرهای جایگزین هستند، اما افزایش زمان حمل، کاهش قابلیت اطمینان و افزایش هزینه می تواند مزیت رقابتی آنها را کاهش دهد.

با بیان دیگر آسیب به زیرساخت حمل و نقل تنها به توقف تردد محدود نمی شود، بلکه آثار اقتصادی گسترده ای دارد:  افزایش هزینه حمل کالا؛ کاهش بهره وری ناوگان؛ اختلال در زنجیره تأمین صنایع؛ افزایش هزینه صادرات؛ کاهش درآمدهای ترانزیتی و افزایش زمان تحویل کالا. در اقتصاد حمل و نقل، این وضعیت به ایجاد «اثر دومینویی» در کل زنجیره لجستیک منجر می شود.

نکته قابل تامل و یکی از درس های مهم این رخدادها، ضرورت افزایش تاب آوری شبکه است. مهم ترین اقدامات عبارت اند از: ایجاد مسیرهای جایگزین برای پل های حیاتی؛ توسعه حمل و نقل چندوجهی؛ افزایش افزونگی (Redundancy) شبکه؛ توزیع مراکز لجستیکی؛ تقویت سامانه های مدیریت بحران؛ استفاده از پل های موقت و تجهیزات بازسازی سریع و افزایش هوشمندسازی شبکه حمل و نقل.کشورهایی که شبکه ای با مسیرهای جایگزین متعدد دارند، در برابر چنین اختلالاتی آسیب پذیری کمتری نشان می دهند.

الگوی حملات به پل ها، خطوط ارتباطی و گره های لجستیکی را می توان در چارچوب «جنگ علیه شبکه های حمل و نقل» تحلیل کرد. در این رویکرد، هدف اصلی صرفاً تخریب یک سازه نیست، بلکه کاهش کارایی کل سامانه لجستیکی از طریق هدف قرار دادن گره های حساس شبکه است. از منظر حمل و نقل، پل ها، تقاطع های ریلی و مسیرهای منتهی به بنادر، به دلیل نقش کلیدی در اتصال شبکه، از مهم ترین نقاط آسیب پذیر به شمار می روند. گزارش های منتشرشده نیز حاکی از آن است که برخی حملات اخیر بر محورهای ارتباطی جنوب ایران و زیرساخت های متصل به بندرعباس متمرکز بوده اند؛ موضوعی که تحلیلگران آن را تلاشی برای محدود کردن ظرفیت لجستیکی و افزایش فشار بر شبکه حمل و نقل کشور ارزیابی کرده اند. با این حال، درباره اهداف دقیق نظامی و میزان تأثیر عملی این حملات، ارزیابی ها همچنان در حال تکمیل است و روایت های متفاوتی از سوی طرف های درگیر ارائه شده است.

 * محمد مهدی میرزایی پژوهشگر حقوق عامه

آخرین اخبار حمل و نقل را در پربیننده ترین شبکه خبری این حوزه بخوانید
منبع: شبکه های اجتماعی
ارسال نظر
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید تین نیوز، تا ۲۴ ساعت بعد منتشر خواهد شد.
  • تین نیوز نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی‌کند.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
  • انتشار مطالبی که مشتمل بر تهدید به هتک شرف و یا حیثیت و یا افشای اسرار شخصی باشد، ممنوع است.
  • جاهای خالی مشخص شده با علامت {...} به معنی حذف مطالب غیر قابل انتشار در داخل نظرات است.
  • در نوشتن نظرات، لطفا بعد از هر کلمه، یک فاصله خالی بگذارید.
  • در انتقال تخلفات دستگاه‌ها، موارد تخلف را با ضمیمه نمودن اسناد تخلف به آدرس info@tinn.ir ارسال نمایید تا امکان پیگیری بصورت مستند فراهم شود.