◄ ادب مباحثه / نقد دکتر شریعتی روشمند بود یا تخریبِ شخصیت؟
چه سری و سحری در سخنان و آرای دکتر شریعتی، چه درست و چه نادرست، بوده که آن همه مخاطب را در دهه پنجاه به دور خود جلب کرده است؟ تصویر او در راهپیمایی های سال 57 گویای چیست؟ چرا چنین استقبالی از آرای اقتصادی شما نمی شود؟
اخیرا کسی دکتر علی شریعتی را شیاد خوانده به استناد اینکه ایشان دانشجویان و مخاطبان خود را به یک پروفسور مجهول الهویه رجوع داده که آن پروفسور جعلی کسی جز خودش نبوده است. در پی انتشار این سخنان، موجی از اظهار نظرهای مخالف و موافق بر خواسته و این قلم بر آنست که بر تعداد این اظهار نظرها یکی بیفزاید.
این بنده که تعدادی از کتاب های دکتر شریعتی را خوانده و به تعدادی از نوارهای سخنرانی ایشان در سال های پس از درگذشت ایشان گوش داده ام، هیچگاه نام این پروفسور ادعا شده را نخوانده و نشنیده ام. اما در اینجا فرض می کنیم که دکتر شریعتی چنان ارجاعی را داده باشد.
چه اشکالی دارد که یک گوینده یا نویسنده مخاطب خود را به گفته ها و نوشته های خودش ارجاع بدهد؟ این در میان اساتید دانشگاه رایج است که بخشی از درس را سر کلاس ارائه می کنند و بخشی دیگر را به نوشته های خود رجوع می دهند تا به دانشجویان برای امتحان آخر ترم کمک کند.
آیا در میان آن همه دانشجویان ایشان در دانشگاه و مخاطبان ایشان در حسینیه ارشاد و جلسات علمی و جاهای دیگر حتی یک نفر نبوده که در هویت این پروفسور جعلی تشکیک کند و در مورد او تحقیق کند؟ مگر اصل اول دانشجویی تشکیک و راستی آزمایی منابع نیست؟ آیا می شود باور کرد که خیل مخاطبان ایشان چشم بسته و گوش بسته آرای ایشان را می خواندند و می شنیدند و بدون تحقیق و در بست آنها را می پذیرفته اند؟ آن هم در زمانه ای که آرای ایشان در میان مذهبی ها و چپ ها و طیف های دیگر فکری و روشنفکران درباری مخالفان جدی داشته است. چطور است که مخالفان دکتر، این پروفسور جعلی را کشف نکرده و از آن علیه دکتر استفاده نکرده اند؟ کاری که امروز این شخص بعد از نیم قرن انجام داده و به تصور خودش مچ دکتر را باز کرده است.
آن شخص لطفا توضیح دهد که چه سری و سحری در سخنان و آرای دکتر شریعتی، چه درست و چه نادرست، بوده که آن همه مخاطب را در دهه پنجاه به دور خود جلب کرده است؟ تصویر او در راهپیمایی های سال 57 گویای چیست؟ چرا چنین استقبالی از آرای اقتصادی شما نمی شود؟
آیا در شان یک روشنفکر هست که مخالف فکری خود را ناسزا بگوید؟ این از ادب مباحثه به دور است.انتظار داشتم ایشان در رد دکتر شریعتی به محتوای آراب ایشان اعم از اسلام شناسی، فاطمه فاطمه است، تقبیح فرهنگ مصرفی آمریکایی، فرهنگ شیعه و یا کویریات نقد بنویسد و اگر انحرافی در آنها مشاهده می کند بیان کند نه اینکه به نسبت های ناروا متوسل شود. کما اینکه متفکران زیادی همچون دکتر بهشتی و استاد مطهری و دکتر سروش و مهندس بازرگان چنین کردند ؛ با رعایت ادب.