◄ شلیک در تاریکی برای افزایش ایمنی جاده ها، تجربه مهندس هدایتی
در یادداشت اخیر عباس قربانعلی بیک از قول مهندس هدایتی شرح می دهد که پروژه مشترک ایران و بانک جهانی برای ارتقای ایمنی جاده ای چگونه متوقف شد و چرا تصمیم گیری بدون داده بزرگترین مانع کاهش تصادفات و موفقیت برنامه های توسعه است؟
تجربه جناب آقای مهندس هدایتی از همکاری با بانک جهانی در افزایش ایمنی حمل و نقل جاده ای: در ابتدای دهه هشتاد به دلیل بهبود روابط سیاسی، تفاهمی با بانک جهانی حاصل شد تا از طریق کمک های فنی به کشورهای در حال توسعه، برای کاهش تلفات جاده ای در ایران سرمایه گذاری نماید. پس از انجام تشریفات اولیه، بانک جهانی یک شرکت مشاور بین المللی (Sweroad) را به عنوان مجری انتخاب کرد و تیمی از متخصصان جهانی به همراه کارشناسان ایرانی تشکیل شد تا در گام نخست، با جمع آوری اطلاعات و ارزیابی وضع موجود، سند جامع برنامه ارتقای ایمنی را تدوین کنند و در گام دوم، آن را به مرحله اجرا برسانند.
هدف بانک جهانی از این پروژه، ایجاد الگویی موفق برای دیگر کشورهای در حال توسعه بود، به ویژه که در آن سال ها تصادفات جاده ای به تهدیدی جدی برای سلامت عمومی، به ویژه جوانان، تبدیل شده بود و بعدا مجمع عمومی سازمان ملل نیز دهه اقدام برای ایمنی جاده ای را تصویب کرد (Decade of Action Plan For road Safety). اما یک سال پس از آغاز پروژه و تشکیل ساختارهای کمیته ای در بخش های مرتبط، با تغییر دولت و افزایش تنش های سیاسی بین ایران و غرب، پروژه به شدت تحت تأثیر قرار گرفت.
عدم حمایت وزارت راه و شهرسازی، و همچنین تغییر نگرش کشورهای غربی و نهادهای بین المللی، باعث تضعیف جدی این طرح شد و در مرحله ای که گزارشات برنامه جامع اقدامات در حال تدوین بود، پروژه عملاً متوقف گردید و مشاور خارجی با تحویل گزارش نهایی، ایران را ترک کرد. سال ها بعد، با آغازکار دولت جدید و امید به تعامل سازنده با جهان، وزیر اقتصاد و دارایی وقت در سفر به اجلاس بانک جهانی و رایزنی با مقامات این نهاد موفق شد و برای ازسرگیری پروژه نیمه تمام مطالعاتی تفاهم گردید.

به همین منظور، یکی از کارشناسان مجرب بانک جهانی به نام آقای سعید ده ده (لبنانی الاصل) برای بازدید و ارزیابی میدانی آخرین وضعیت ایمنی جاده های ایران به تهران سفر کرد. او در مدت اقامت حدود یک هفته ای خود، برنامه ای فشرده شامل دیدار با مقامات ارشد و مدیران دستگاه های مرتبط مانند وزارت راه، بهداشت، هلال احمر، پزشکی قانونی، پلیس راهور، کمیسیون ایمنی و همچنین بازدید از جاده ها و مراکز امدادی داشت. این برنامه از صبح زود تا شام ادامه داشت و ایشان هر شب یافته های روزانه را مستندسازی می کرد و روز بعد ابهامات را پیگیری می نمود.

در شب آخر، طی ضیافتی که برای قدردانی از زحمات ایشان برگزار شد، راوی که در طول چند روز همراهی نزدیکی با ایشان داشته، از آقای ده ده درخواست می کند تا جمع بندی صادقانه و بی تعارف خود را از بازدید چند روزه ارائه دهد. ایشان با صراحت اظهار می دارند که: «شما در ایران مجموعاً در تمام حوزه ها تقریباً به اندازه یک کشور ثروتمند و توسعه یافته برای ارتقای ایمنی اقدامات مختلف تعریف و برای اجرای آنها هزینه می کنید و این نشان می دهد که مشابه خیلی از کشورهای مشابه، محدودیت منابع مالی مشکل جدی شما نیست؛ ولی من مهمترین ایراد شما در ارتقای ایمنی را داده محور نبودن در تعریف اقدامات و عدم انجام ارزیابی اثربخشی تک به تک اقدامات انجام شده می بینم و خلاصه اینکه شما در زمینه اجراء عملا دارید شلیک در تاریکی می کنید و این دلیل عدم نتیجه گیری مناسب در ازای هزینه هنگفتی است که هر ساله برای ایمنی خرج می کنید.»
این جمع بندی برای سال ها در ذهن راوی باقی می ماند و او در مشاغل بعدی نیز این الگو را در نهادهای دولتی مشاهده می کند. به باور او، علت اصلی عدم بهره وری و عدم تحقق خروجی مورد انتظار در اکثر برنامه های کشور، همین نبود مدیریت مبتنی بر ارزیابی و نگاه داده محور است. او به گزارشی رسمی اشاره می کند که اخیراً در مورد میزان تحقق اهداف برنامه های پنج ساله توسعه (به عنوان بالادستی ترین اسناد) منتشر شده و نشان می دهد تحقق اهداف کمتر از ۳۰ درصد بوده است.
این موضوع دوباره او را به یاد جمله طلایی آقای سعید ده ده درباره "عادت به شلیک در تاریکی" می اندازد. در مجموع، تجربه ایشان بر این نکته تأکید دارد که فقدان سیستم های ارزیابی اثربخش و عدم استفاده از داده های میدانی برای اصلاح اقدامات، مهم ترین مانع برای موفقیت برنامه های کلان توسعه ای و ایمنی حمل و نقل درایران است. (آقای مهندس هدایتی از مدیران سازمان راهداری و حمل و نقل جاده ای بوده اند و سابقه مدیریت در سمت های مختلف از جمله مدیرکل دفتر ایمنی و ترافیک را داشته اند).