| کد خبر ۳۲۲۶۰۰
کپی شد

◄ کنکور؛ از دروازه دانشگاه تا تنگنای آینده/ وقتی یک آزمون، سرنوشت یک نسل را نمایندگی می کند

اصلاح واقعی از حذف شتاب زده کنکور آغاز نمی شود؛ از این پرسش آغاز می شود که ایران برای ۲۰ یا ۳۰ سال آینده به چه انسان هایی نیاز دارد. آیا به پزشکان بیشتری نیاز داریم یا معلمان توانمندتر؟ مهندسان بیشتر یا مدیران کارآمدتر؟ متخصصان فناوری یا دانشمندان علوم پایه؟

کنکور؛ از دروازه دانشگاه تا تنگنای آینده/ وقتی یک آزمون، سرنوشت یک نسل را نمایندگی می کند
تین نیوز |

محمد مهدی میرزایی: کنکور در ایران دیگر صرفا یک آزمون سنجش علمی برای ورود به دانشگاه نیست؛ به تدریج به نقطه ای تعیین کننده در توزیع فرصت های اجتماعی و اقتصادی تبدیل شده است. نوجوانی که در پایان دوره مدرسه پشت میز آزمون سراسری می نشیند، در واقع فقط به چند ده سؤال پاسخ نمی دهد؛ او در بسیاری از موارد می کوشد جایگاه آینده خود را در یکی از مهم ترین نردبان های تحرک اجتماعی کشور تثبیت کند. همین اهمیت است که کنکور را از یک مسئله آموزشی به موضوعی اقتصادی، اجتماعی و حتی حکمرانی تبدیل کرده است. در جامعه ای که کیفیت مدرسه، درآمد خانواده، محل سکونت، دسترسی به معلم و کلاس تقویتی، امکانات آموزشی و حتی سرمایه فرهنگی خانواده می تواند بر عملکرد تحصیلی اثر بگذارد، هرچه وزن تصمیم گیری درباره آینده جوانان بر یک سازوکار رقابتی محدودتر متمرکز شود، آزمون از ابزار سنجش به ابزار بازتولید نابرابری نیز نزدیک تر می شود.

از سوی دیگر، واقعیت مهم دیگری را نیز نباید نادیده گرفت: نسل جدید الزاماً همان رابطه ای را با دانشگاه ندارد که نسل های پیشین داشتند. برای بخشی از متولدین دهه های هفتاد و هشتاد، دانشگاه دیگر تنها مسیر دستیابی به منزلت اجتماعی، درآمد و استقلال اقتصادی نیست.

اقتصاد دیجیتال، کسب و کارهای اینترنتی، مهارت های فنی، مهاجرت، مشاغل آزاد و دسترسی به بازارهای جدید، مفهوم «موفقیت» را تا حدی دگرگون کرده اند. اما این تغییر نگرش اجتماعی به معنای کم اهمیت شدن کنکور نیست. اتفاقاً تناقض همین جاست: در جامعه ای که دانشگاه برای بخشی از جوانان جذابیت سابق را ندارد، هنوز برخورداری از مدرک و به ویژه ورود به برخی رشته ها می تواند تفاوتی بزرگ در مسیر شغلی و اجتماعی ایجاد کند. و این همان جایی است که مسئله کنکور باید دوباره و از زاویه ای عمیق تر بررسی شود.

مسئله اصلی، خودِ کنکور نیست؛ «تمرکز فرصت» است

نقد کنکور نباید به این نتیجه ساده انگارانه منتهی شود که باید آزمون سراسری را حذف کرد. هر نظام آموزش عالی که ظرفیت های محدود و تقاضای گسترده دارد، ناگزیر به نوعی سازوکار انتخاب نیازمند است. وقتی ظرفیت رشته ها و دانشگاه های پرتقاضا محدود و تعداد داوطلبان زیاد است، باید ابزاری برای رتبه بندی متقاضیان وجود داشته باشد. مسئله از جایی آغاز می شود که بخش بزرگی از تفاوت سرنوشت جوانان به نتیجه یک سازوکار رقابتی فشرده وابسته شود.

در چنین شرایطی، حتی اگر آزمون از نظر فنی معتبر باشد، فشار اجتماعی پیرامون آن می تواند بسیار بیشتر از کارکرد واقعی آموزشی اش شود. کنکور به جای آنکه صرفاً پاسخ دهد «چه کسی برای این رشته آمادگی بیشتری دارد؟»، عملاً در مواردی به این پرسش پاسخ می دهد که «چه کسی در یک رقابت چندمرحله ای، با منابع متفاوت و در شرایط روانی خاص، عملکرد بهتری داشته است؟» این دو پرسش یکی نیستند.

ورود سوابق تحصیلی؛ اصلاح یا پیچیده تر شدن مسئله؟

سیاست افزایش سهم سوابق تحصیلی و امتحانات نهایی با هدف کاهش وابستگی به یک آزمون چندساعته و نزدیک تر کردن سنجش به عملکرد مستمر دانش آموز طراحی شده است. از منظر نظری، این ایده قابل دفاع است: اگر قرار است توانایی علمی دانش آموز سنجیده شود، منطقی است که عملکرد او در طول سال های تحصیل نیز در ارزیابی نهایی اثر داشته باشد. اما این سیاست یک پیش شرط بسیار مهم دارد: مدرسه در سراسر کشور باید از کیفیت آموزشی نسبتاً قابل مقایسه برخوردار باشد. اگر کیفیت دبیرستانی در یک منطقه با منطقه ای دیگر تفاوت چشمگیر داشته باشد، یا امکانات آموزشی مدارس برخوردار با مدارس کم برخوردار قابل مقایسه نباشد، افزایش وزن نمرات مدرسه لزوماً به معنای افزایش عدالت نیست.

در چنین شرایطی ممکن است بخشی از نابرابری ای که پیش تر در کلاس کنکور و آزمون آزمایشی خود را نشان می داد، به درون مدرسه منتقل شود. بنابراین، سوابق تحصیلی زمانی ابزار عدالت آموزشی است که کیفیت فرصت تحصیل پیش از آن عادلانه تر شده باشد. این نکته باید در قلب هرگونه اصلاح کنکور قرار گیرد.

یک آزمون، چند نوع استعداد را نمی بیند

یکی از مسائل بنیادین نظام آموزشی ایران، غلبه مفهوم «استعداد تحصیلی» بر مفهوم گسترده تر «استعداد انسانی» است. دانش آموز ممکن است در ریاضیات متوسط باشد اما در طراحی، برنامه نویسی، مدیریت، مذاکره، هنر، کارآفرینی، مهارت فنی، ارتباطات اجتماعی یا حل مسئله توانایی استثنایی داشته باشد. اما نظام انتخاب دانشگاه عمدتاً ناگزیر است او را در یک رتبه، تراز یا نمره خلاصه کند.

این فشرده سازی استعداد، هزینه دارد. جامعه ای که میلیون ها نوجوان را عمدتاً با عملکردشان در مجموعه ای محدود از دروس رتبه بندی می کند، ممکن است بخشی از استعدادهایی را که برای آینده اقتصاد و جامعه ضروری اند، دیر شناسایی کند یا اساساً نبیند. در اقتصاد آینده، موفقیت کشور فقط به تعداد پزشکان، مهندسان یا دارندگان مدرک دانشگاهی وابسته نیست؛ به توان حل مسئله، خلاقیت، تفکر انتقادی، کارآفرینی، مهارت های فنی، سواد دیجیتال، مدیریت و توانایی کار جمعی نیز وابسته است. بنابراین، اصلاح کنکور بدون اصلاح مفهوم «استعداد» ناقص خواهد بود.

وارونگی هرم و مسئله ای که باید جدی تر دیده شود

در تحلیل ساختار انتخاب رشته در ایران، یک پدیده مهم قابل مشاهده است: برخی از رشته هایی که بالاترین منزلت اجتماعی و اقتصادی را پیدا کرده اند، در رأس تقاضای داوطلبان قرار گرفته اند؛ در حالی که این الگو الزاماً با نیاز واقعی اقتصاد ملی، ساختار اشتغال و ضرورت های توسعه کشور هم خوان نیست. پزشکی نمونه بارز این مسئله است. در یک اقتصاد متوازن، توزیع استعدادها باید متناسب با نیازهای متنوع جامعه شکل بگیرد. جامعه به پزشک نیاز دارد، اما به همان اندازه به اقتصاددان، فیلسوف، جامعه شناس، معلم، مدیر، مهندس، متخصص علوم پایه، برنامه نویس، طراح، تکنسین و کارآفرین نیز نیازمند است. اما هنگامی که منزلت اجتماعی و درآمد مورد انتظار تعیین کننده اصلی انتخاب رشته شود، نظام آموزش عالی از مسیر نیازهای ملی فاصله می گیرد. البته نباید این گزاره را به شکل یک فرمول جهانی ساده بیان کرد که «باهوش ترین افراد جهان فلسفه می خوانند و کم استعدادترین ها پزشکی». چنین طبقه بندی ای از نظر علمی قابل دفاع نیست. نظام های آموزشی مختلف، ساختارهای متفاوتی دارند و استعداد نیز یک مفهوم چندبعدی است. اما هسته بحث همچنان معتبر است: هر جامعه ای باید میان استعدادهای انسانی خود و نیازهای بلندمدت توسعه تعادل برقرار کند. اگر بخش بزرگی از بهترین و پرتلاش ترین دانش آموزان، صرفاً به دلیل تفاوت منزلت و درآمد، به تعداد محدودی از رشته ها هجوم ببرند، نظام تخصیص استعداد دچار اختلال می شود.

کنکور چگونه اقتصاد را تحت تأثیر قرار می دهد؟

کنکور یک بازار بزرگ اقتصادی نیز ساخته است. کلاس خصوصی، مؤسسات آموزشی، آزمون های آزمایشی، کتاب های کمک آموزشی، مشاوره تحصیلی و خدمات آموزشی آنلاین، همگی در اطراف این رقابت شکل گرفته اند. اصل وجود این خدمات مشکل نیست؛ مشکل زمانی ایجاد می شود که توان مالی خانواده بتواند به مزیت آموزشی قابل توجه تبدیل شود.

در چنین شرایطی، رقابت ظاهراً میان دانش آموزان است، اما بخشی از آن در واقع میان منابع اقتصادی خانواده ها رخ می دهد. دانش آموزی که در مدرسه ای با امکانات محدود تحصیل می کند و امکان استفاده از خدمات آموزشی گسترده را ندارد، ممکن است با دانش آموزی رقابت کند که سال ها از معلم خصوصی، آزمون های متعدد، مشاور، منابع آموزشی و محیط مطالعه مناسب برخوردار بوده است. بنابراین، اگر هدف اصلاح کنکور افزایش عدالت است، باید به این پرسش دشوار پاسخ داد: آیا همه داوطلبان واقعاً در یک زمین بازی رقابت می کنند؟ اگر پاسخ منفی باشد، تغییر وزن آزمون و سوابق تحصیلی به تنهایی مشکل را حل نمی کند.

خطر بزرگ تر: فرسایش یادگیری و تبدیل مدرسه به «پیش دانشگاهی کنکور»

یکی از آثار جانبی مهم نظام کنکورمحور، تغییر ماهیت آموزش است. وقتی نتیجه آزمون نهایی برای دانش آموز، خانواده و مدرسه بیش از فرآیند یادگیری اهمیت پیدا کند، آموزش می تواند از «فهمیدن» به «نمره گرفتن» تغییر مسیر دهد.

در این وضعیت، دانش آموز به جای آنکه بپرسد «این موضوع را چگونه بفهمم؟»، می پرسد «از این بخش چند سؤال می آید؟». معلم نیز ممکن است ناخواسته به سمت تدریس آزمون محور حرکت کند. نتیجه، نسلی است که ممکن است در پاسخ گویی به سؤالات استاندارد عملکرد بالایی داشته باشد، اما در مواجهه با مسئله واقعی، تصمیم گیری، خلاقیت و کار گروهی آمادگی کافی نداشته باشد. این مسئله برای آینده ایران خطرناک است. کشوری که با بحران های آب، انرژی، محیط زیست، سالمندی جمعیت، بهره وری پایین، تغییرات فناوری و رقابت اقتصادی جهانی مواجه است، بیش از هر چیز به نسل حل کننده مسئله نیاز دارد، نه صرفاً نسل موفق در آزمون.

مسئله روانی؛ هزینه ای که در آمار کنکور دیده نمی شود

فشار کنکور را نمی توان فقط با تعداد داوطلبان، رتبه ها و درصدهای قبولی سنجید. سال های پایانی مدرسه برای بسیاری از نوجوانان به دوره ای از اضطراب، مقایسه اجتماعی، ترس از شکست و نگرانی از آینده تبدیل می شود. وقتی خانواده، مدرسه و جامعه به نوجوان پیام می دهند که «یک سال می تواند آینده تو را تعیین کند»، آزمون از یک رویداد آموزشی به یک بحران هویتی تبدیل می شود.

بدترین پیام این است که: «اگر موفق نشدی، آینده ات را از دست داده ای». این پیام با واقعیت دنیای جدید نیز سازگار نیست. مسیرهای شغلی امروز نسبت به گذشته متنوع تر، سیال تر و چندمرحله ای شده اند. افراد می توانند چند بار شغل، تخصص و حتی مسیر تحصیلی خود را تغییر دهند. بنابراین نظام آموزشی نیز باید به جای ساختن یک «دروازه نهایی»، امکان مسیرهای متعدد برای بازگشت، تغییر مسیر و پیشرفت ایجاد کند.

آیا باید کنکور را حذف کرد؟

پاسخ کارشناسی احتمالاً «نه، به این شکل ساده» است. آنچه باید تغییر کند، نه صرفاً وجود آزمون، بلکه جایگاه آزمون در معماری نظام آموزش و آینده شغلی جوانان است. آزمون می تواند یکی از ابزارهای سنجش باشد، اما نباید تنها ابزار باشد. برای رشته های پرتقاضا می توان ترکیبی از عملکرد تحصیلی استاندارد شده، سوابق واقعی آموزشی، سنجش استعدادهای مرتبط با رشته و در موارد خاص آزمون های مهارتی یا تخصصی را به کار گرفت. همچنین باید به دانشگاه ها و نظام آموزش عالی اجازه داد، در چارچوب استانداردهای ملی، شیوه های متنوع تری برای شناسایی استعداد داشته باشند.

پنج اصلاح ضروری

اول؛ اصلاح مدرسه پیش از اصلاح کنکور. تا زمانی که کیفیت آموزشی مدارس به شدت متفاوت است، هر نوع تغییر در وزن سوابق تحصیلی می تواند پیامدهای پیش بینی نشده داشته باشد. عدالت در پذیرش دانشگاه باید از عدالت در دسترسی به آموزش باکیفیت آغاز شود.

دوم؛ حرکت از «آزمون واحد» به «نظام چندمعیاره سنجش». توانایی علمی، عملکرد تحصیلی، استعداد، مهارت و تناسب فرد با رشته باید در جای مناسب خود سنجیده شوند.

سوم؛ بازتعریف ارزش رشته ها. نظام آموزش عالی باید با نیازهای واقعی اقتصاد ایران پیوند بخورد. اگر کشور به علوم پایه، آموزش، علوم انسانی، فناوری، مهندسی و مهارت های فنی نیاز دارد، باید برای این رشته ها نیز مسیرهای شغلی و منزلت اجتماعی واقعی ایجاد شود. نمی توان از نوجوان خواست رشته ای را انتخاب کند که جامعه برای آن شغل، درآمد و منزلت کافی ایجاد نکرده است.

چهارم؛ کاهش نقش درآمد خانواده در موفقیت آموزشی. توسعه آموزش رایگان باکیفیت، دسترسی برابر به منابع دیجیتال، تقویت مدارس مناطق کم برخوردار و فراهم کردن خدمات مشاوره و آموزشی عمومی، از مهم ترین پیش نیازهای اصلاح کنکور است.

پنجم؛ ایجاد امکان «دومین شانس». نظام آموزشی سالم نباید اجازه دهد یک آزمون یا یک سال تحصیلی، مسیر زندگی یک جوان را برای همیشه تعیین کند. امکان تغییر رشته، ورود مجدد، آموزش مهارتی، پذیرش های دوره ای و مسیرهای متنوع ورود به آموزش عالی باید توسعه پیدا کند.

دانشگاه باید دوباره بخشی از مسئله توسعه باشد

مشکل کنکور در نهایت از مشکل بزرگ تری ناشی می شود: گسست میان آموزش، دانشگاه و اقتصاد. وقتی دانش آموز احساس می کند تنها راه موفقیت، ورود به چند رشته خاص است، به درستی یا نادرستی این پیام را دریافت کرده که سایر مسیرها ارزش اقتصادی و اجتماعی کمتری دارند. وقتی فارغ التحصیل دانشگاه با بیکاری یا اشتغال نامرتبط مواجه می شود، اعتماد عمومی به آموزش عالی کاهش می یابد. و وقتی هم زمان بازار کار به برخی مهارت ها بیش از مدرک دانشگاهی پاداش می دهد، نسل جدید طبیعی است که در انتخاب خود تجدیدنظر کند. این تغییر نگرش لزوماً نشانه بی علاقگی به علم نیست؛ ممکن است نشانه عقلانی تر شدن رابطه جوان با بازار کار باشد. اگر سیاست گذار می خواهد جوانان را به تحصیل دانشگاهی تشویق کند، باید پیش از هر چیز نشان دهد که دانشگاه واقعاً چه ارزش افزوده ای برای زندگی آنان ایجاد می کند.

آینده ایران را نباید در یک کارنامه خلاصه کرد

کنکور در ذات خود نه دشمن آموزش است و نه ناجی آن. این شیوه حکمرانی آموزشی است که تعیین می کند آزمون چه نقشی در زندگی جوانان داشته باشد.

اگر کنکور وسیله ای برای شناسایی استعداد و ایجاد فرصت باشد، می تواند مفید باشد. اما اگر به یک سد عظیم تبدیل شود که میلیون ها نوجوان برای عبور از آن باید سال ها اضطراب، هزینه و رقابت فرساینده را تحمل کنند، آنگاه مسئله دیگر صرفاً «آزمون سراسری» نیست؛ مسئله، معماری غلط فرصت های زندگی است.

اصلاح واقعی نیز از حذف شتاب زده کنکور آغاز نمی شود؛ از این پرسش آغاز می شود که ایران برای ۲۰ یا ۳۰ سال آینده به چه انسان هایی نیاز دارد. آیا به پزشکان بیشتری نیاز داریم یا معلمان توانمندتر؟ مهندسان بیشتر یا مدیران کارآمدتر؟ متخصصان فناوری یا دانشمندان علوم پایه؟ کارآفرینان، فیلسوفان، اقتصاددانان و جامعه شناسان چه جایگاهی در این معماری دارند؟ و مهم تر از همه، چگونه باید کاری کنیم که هر استعداد، در جای مناسب خود امکان شکوفایی پیدا کند؟ پاسخ به این پرسش ها، مقدم بر هر تغییر در ساز و کار کنکور است. کنکور را می توان اصلاح کرد؛ اما اگر نظام آموزش، نظام اشتغال و نظام ارزش گذاری اجتماعی اصلاح نشوند، آزمون سراسری صرفاً شکل خود را تغییر خواهد داد و فشار آن از یک مرحله به مرحله دیگر منتقل خواهد شد.

آینده ایران را نباید به یک رتبه، یک نمره یا یک روز آزمون سپرد. کارکرد آموزش، انتخاب چند برنده از میان میلیون ها نوجوان نیست؛ کشف و پرورش استعدادهای میلیون ها ایرانی برای ساختن آینده کشور است. و شاید مهم ترین اصلاح کنکور همین باشد: کنکور باید در خدمت نظام آموزش باشد، نه اینکه نظام آموزش را به خدمت کنکور درآورد.

* محمدمهدی میرزایی پژوهشگر حقوق عامه 

 

آخرین اخبار حمل و نقل را در پربیننده ترین شبکه خبری این حوزه بخوانید
ارسال نظر
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید تین نیوز، تا ۲۴ ساعت بعد منتشر خواهد شد.
  • تین نیوز نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی‌کند.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
  • انتشار مطالبی که مشتمل بر تهدید به هتک شرف و یا حیثیت و یا افشای اسرار شخصی باشد، ممنوع است.
  • جاهای خالی مشخص شده با علامت {...} به معنی حذف مطالب غیر قابل انتشار در داخل نظرات است.
  • در نوشتن نظرات، لطفا بعد از هر کلمه، یک فاصله خالی بگذارید.
  • در انتقال تخلفات دستگاه‌ها، موارد تخلف را با ضمیمه نمودن اسناد تخلف به آدرس info@tinn.ir ارسال نمایید تا امکان پیگیری بصورت مستند فراهم شود.