◄ روابط عمومی؛ پل اعتماد یا تریبون تبلیغ؟
روابط عمومی موفق آن است که نه صدای یک طرفه سازمان، بلکه زبان مشترک میان جامعه و مدیران باشد؛ زبانی برای گفت و گو، نه صرفا برای تبلیغ. چرا که اگر روابط عمومی صدای مردم را نشنود، دیر یا زود مردم نیز صدای آن را نخواهند شنید.
روز روابط عمومی تنها یک مناسبت تقویمی نیست؛ فرصتی است برای بازنگری در نقشی که روابط عمومی ها در ساختار مدیریتی کشور بر عهده دارند. در تعریف حرفه ای، روابط عمومی باید پلی ارتباطی میان مردم و مسئولان باشد؛ پلی که از یک سو مطالبات و دغدغه های جامعه را به مدیران منتقل کند و از سوی دیگر واقعیت های عملکرد سازمان ها را صادقانه با مردم در میان بگذارد.
با این حال، در عمل گاه این نقش دچار انحراف شده است. در بسیاری از موارد روابط عمومی ها به جای آنکه تسهیل گر گفت وگو باشند، به تریبون یک طرفه سازمان تبدیل شده اند؛ جایی برای انتشار اخبار گزینشی، برجسته سازی مدیران و دفاع بی وقفه از تصمیمات سازمانی. چنین رویکردی روابط عمومی را از کارکرد اصلی خود یعنی مدیریت ارتباط دور می کند و آن را به بخشی از دستگاه تبلیغاتی سازمان تقلیل می دهد.
روابط عمومی دایره حقوقی سازمان نیست که وظیفه اش صرفا دفاع از هر تصمیم و هر عملکردی باشد. همان طور که نباید به بلندگوی تبلیغاتی مدیران تبدیل شود.
کار اصلی روابط عمومی ایجاد تعادل در جریان اطلاعات، شنیدن نقدها، بازتاب دادن مطالبات مردم و کمک به اصلاح مسیر تصمیم گیری هاست.
بی تردید بخشی از شکاف عمیقی که امروز میان مردم و مسئولان شکل گرفته، نتیجه همین روایت های یک طرفه و اطلاع رسانی های غیرمتعادل است.
وقتی گزارش ها تنها از موفقیت ها سخن می گویند و مشکلات یا نقدهای اجتماعی جایی در روایت رسمی پیدا نمی کنند، اعتماد عمومی به تدریج آسیب می بیند. مردمی که احساس کنند صدایشان شنیده نمی شود، طبیعی است که فاصله بیشتری با ساختارهای رسمی پیدا کنند.
روابط عمومی حرفه ای باید شجاعت شنیدن و بازتاب دادن واقعیت را داشته باشد؛ حتی زمانی که آن واقعیت خوشایند مدیران نیست. صداقت در اطلاع رسانی، پذیرش نقد و ایجاد گفت وگوی واقعی میان مردم و مسئولان، مهم ترین سرمایه ای است که روابط عمومی می تواند برای سازمان خود بسازد.
اگر روابط عمومی ها به جای مدیریت تصویر، به مدیریت اعتماد بیندیشند، نه تنها جایگاه حرفه ای خود را ارتقا خواهند داد، بلکه می توانند به ترمیم رابطه آسیب دیده میان مردم و حاکمیت نیز کمک کنند.
در نهایت، روابط عمومی موفق آن است که نه صدای یک طرفه سازمان، بلکه زبان مشترک میان جامعه و مدیران باشد؛ زبانی برای گفت و گو، نه صرفا برای تبلیغ. چرا که اگر روابط عمومی صدای مردم را نشنود، دیر یا زود مردم نیز صدای آن را نخواهند شنید.