◄ شرط طراحی شهری کارآمد، پایدار و انسان محور چیست؟
ارتباط میان شهر و حمل و نقل یکی از بنیادی ترین محورهای برنامه ریزی شهری است. این دو سیستم در یک رابطه متقابل و پویا قرار دارند و همچنین ساختار و عملکرد دیگری را تحت تأثیر قرار می دهند.
ارتباط میان شهر و حمل و نقل یکی از بنیادی ترین محورهای برنامه ریزی شهری است. این دو سیستم در یک رابطه متقابل و پویا قرار دارند و همچنین ساختار و عملکرد دیگری را تحت تأثیر قرار می دهند، به طوریکه ساختار کالبدی شهر، الگوهای کاربری زمین، فعالیت های اقتصادی و کیفیت زندگی، همگی تحت تأثیر سیستم حمل و نقل هستند و در مقابل، سیاست های حمل و نقل نیز به شدت از ویژگی های شهر تأثیر می پذیرند.
درک این ارتباط، شرط طراحی شهری کارآمد، پایدار و انسان محور است. هدف اصلی، دستیابی به سیستمی است که بتواند حرکت انسان و کالا را با حداکثر کارایی و حداقل پیامدهای منفی در فضای شهری فراهم کند.
حمل و نقل یکی از اصلی ترین عناصر سازمان دهنده فضا در شهر است. یکی از مهمترین جنبه های این ارتباط، تأثیر نوع و کیفیت حمل و نقل بر الگوی رشد شهر است؛ در شهرهایی که بر خودرو شخصی تکیه دارند، توسعه اغلب به صورت افقی و پراکنده شکل می گیرد؛ زیرا نیاز به فضاهای گسترده برای شبکه راه ها و پارکینگ ها وجود دارد.
در مقابل، سیستم های حمل و نقل عمومی کارآمد مانند مترو، اتوبوس تندرو و خطوط ریلی شهری، الگوی توسعه متراکم و کارآمد را تقویت می کنند و موجب کاهش هزینه های زیرساختی و حفظ منابع محیطی می شوند. شبکه های حمل و نقل به ویژه شبکه های اصلی (بزرگراه ها، خیابان های شریانی، خطوط مترو و مسیرهای اتوبوس تندرو) جریان حرکت انسان و کالا را هدایت کرده و به همین دلیل در تعیین شکل کالبدی شهر نقش اساسی ایفا می کنند.
شهرهایی که بر حمل و نقل عمومی کارآمد تکیه دارند، معمولا از توسعه متراکم، مختلط و انسان محور برخوردارند؛ این الگو که با عنوان توسعه مبتنی بر حمل و نقل عمومی شناخته و سبب می شود فعالیت های شهری حول ایستگاه های حمل و نقل قرار گیرند و فاصله سفرهای روزانه کاهش یابد. در حالی که شهرهای متکی بر خودروی شخصی، معمولا دچار گسترش پراکنده، افزایش سفرهای طوالنی و وابستگی شدید به جاده ها و سوخت های فسیلی می شوند، این الگو هزینه های زیرساختی را بالا برده و پایداری زیست محیطی را تضعیف می کند.
کاربری های زمین، میزان و نوع سفرهای شهری را تعیین می کنند. کاربری های تولیدکننده سفر (مانند مراکز تجاری بزرگ، پردیس های دانشگاهی، بیمارستان ها) و کاربری های جذب کننده سفر، تقاضای حمل و نقل را شکل می دهند.
تغییرات در کاربری زمین، نوع فعالیت ها و سطح خدمات شهری، مقدار و الگوی تولید و جذب سفر را تعیین می کند. برنامه ریزی حمل و نقل باید تعادل بین عرضه (شبکه راه ها، خطوط مترو، اتوبوس و...) و تقاضای سفر را برقرار کند. اگر عدم هماهنگی میان توسعه شهری و سیستم حمل و نقل و همچنین توسعه شهری بدون توجه به ظرفیت و ساختار شبکه حمل و نقل انجام شود، موجب تراکم بیش از حد، کاهش سرعت جریان ترافیک و ناکارآمدی زیرساخت ها می شود.
* حانیه مصلحتی، دانشجوی کارشناسی مهندسی شهرسازی دانشگاه سمنان