◄ خلاصه کتاب امیر کبیر و ایران (بخش صنعت نظامی)، اثر فریدون آدمیت
امیر کبیر از نخستین دولتمردان ایرانی بود که پیوند قدرت سیاسی با دانش فنی و توان صنعتی را دریافت. تجربه تلخ محاصره هرات او را به این باور رساند که بدون فناوری مدرن و صنعت بومی، استقلال سیاسی ایران در برابر قدرت های خارجی شکننده خواهد بود و برنامه ساخت توپ یکی از نخستین گام های ایجاد دولت و ارتش مدرن ایران بود.
کتاب «امیرکبیر و ایران»، که نخستین بار در دهه ۱۳۴۰ منتشر و بعدها با تصحیح و تکمیل همراه شد، یکی از بنیادی ترین پژوهش ها درباره زندگی، سیاست ها و اصلاحات میرزا تقی خان امیر کبیر است. آدمیت (1299-1387) در این اثر می کوشد نه فقط حوادث دوره صدارت امیرکبیر را، بلکه ریشه های فکری، تجربی و تاریخی تصمیمات او را نیز تحلیل کند. یکی از محورهای مهم کتاب، بررسی برنامه امیرکبیر برای ایجاد صنعت توپ سازی در ایران و نقش تجربه محاصره هرات در شکل گیری این طرح است.
آدمیت یادآوری می کند که امیرکبیر پیش از رسیدن به صدارت، سال ها در دستگاه دیوانی قاجار خدمت کرده و در مأموریت های سیاسی و نظامی گوناگون حضور داشته است. یکی از مهم ترین تجربیات او شرکت در دستگاه دیپلماسی و لشکرکشی زمان محمدشاه به هرات بود. محاصره هرات (۱۲۱۷–۱۲۱۸ شمسی) برای امیرکبیر جوان یک میدان مشاهده مستقیم بود؛ او از نزدیک ضعف های تشکیلات نظامی ایران، از جمله آشفتگی امور لجستیک، نارسایی آموزش، کمبود تجهیزات و مهم تر از همه ناتوانی توپخانه ایران را تجربه کرد که تأثیر عمیقی بر ذهنیت امیر گذاشت و بعدها، در اصلِ بسیاری از اصلاحات او تاثیر داشت.
در محاصره هرات روشن شد که توپخانه ایران از نظر برد، دقت، قدرت تخریب و استحکام با توان توپخانه های اروپایی فاصله ای فاحش دارد. توپ های سنگین و کهنه، مهمات محدود، نبود کوره های ذوب مناسب برای تعمیر یا ساخت لوله های جدید، و ضعف دانش فنی افسران توپخانه، همه عواملی بود که عملیات محاصره را طولانی و ناکارآمد کرد. نتیجه آن شد که ارتش ایران نتوانست استحکامات هرات را درهم بشکند و در نهایت، با دخالت نظامی و سیاسی بریتانیا، ناچار به عقب نشینی شد. امیرکبیر این رویداد را به مثابه یک «درس تاریخی» دریافت؛ درسی که به او آموخت هیچ اصلاح سیاسی یا برنامه توسعه ای بدون اصلاح بنیادین ساختار نظامی و صنعتی کشور به نتیجه نمی رسد. از همین رو، هنگامی که سال ها بعد به صدارت رسید، احیای توان نظامی ایران به ویژه نوسازی توپخانه به یکی از اولویت های اصلی برنامه او تبدیل شد. او باور داشت که قدرت سیاسی و استقلال کشور در عصر جدید به توان تکنیکی و صنعتی گره خورده است؛ بدون این دو، کشور در برابر فشار خارجی بی دفاع خواهد ماند.

برنامه امیر کبیر برای ساخت توپ محصول همین بینش بود. او می خواست ایران از وابستگی به واردات سلاح رها شود و بتواند صنایع نظامی را در داخل بنیان بگذارد. برای این کار کارگاه های ریخته گری و اسلحه سازی را سازمان داد، استادکاران ماهر را گرد آورد، و حتی برای انتقال فناوری جدید از حضور متخصصان خارجی بهره گرفت. توجه او به آموزش علوم جدید که اوج آن در تأسیس دارالفنون نمود یافت نیز بخشی از همین طرح بود. امیرکبیر به خوبی دریافته بود که ایجاد ارتش مدرن بدون تربیت نیروهای فنی و مهندسان آموزش دیده ممکن نیست. با این همه، طرح ساخت توپ با موانع جدی روبه رو شد. فقدان زیرساخت صنعتی، کمبود ماشین آلات دقیق، دشواری تهیه فلز مناسب، و نبود شبکه تولیدی منسجم، روند کار را کند می کرد.
ساختار اداری ناکارآمد و فساد ریشه دار موجب شد بسیاری از تصمیمات امیرکبیر به درستی اجرانشود. افزون بر این، اصلاحات او با مقاومت نیروهای محافظه کار در دربار و میان برخی از منافع طلبان سنتی رو به رو بود؛ کسانی که از تمرکز قدرت و نظم گرایی او بیم داشتند. مجموعه این عوامل، همراه با دسیسه چینی های سیاسی، نهایتاً منجر به برکناری و قتل او در ۱۲۲۹ شمسی شد.
آدمیت تأکید می کند که اهمیت اصلاحات امیرکبیر را باید در «جهت گیری تاریخی» آن ها سنجید، نه صرفاً در موفقیت کوتاه مدت. برنامه توپ سازی نماد تلاش برای بنیان گذاری صنعت ملی و استقلال نظامی بود و تجربه هرات نیروی محرکه ای شد که امیر را به ضرورت این اصلاحات آگاه کرد. امیر کبیر از نخستین دولتمردان ایرانی بود که پیوند قدرت سیاسی با دانش فنی و توان صنعتی را دریافت. تجربه تلخ محاصره هرات او را به این باور رساند که بدون فناوری مدرن و صنعت بومی، استقلال سیاسی ایران در برابر قدرت های خارجی شکننده خواهد بود و برنامه ساخت توپ یکی از نخستین گام های ایجاد دولت و ارتش مدرن ایران بود.
این تجربه و موارد مشابه در داخل و خارج کشور، تجربه جنگ تحمیلی و نتایج درخشان جنگ 12 روزه و جنگ رمضان، همگی موید رویکرد و تصمیمات صحیح نظام در تقویت و استقلال بخش دفاعی کشور و ضرورت تداوم و بهبود مستمر این صنعت است.