داستان پروژه نیمه تمام پل کابلی یک جزیره/ نقش بهره وری در کاهش فشار پروژه های ناتمام از دوش مردم
بیست سال پیش در اتاق های پایتخت تصمیم گرفتند برای یک جزیره پلی عظیم بسازند؛ پلی کابلی، مرتفع و چشم نواز، اما ده سال بعد، پروژه فقط حدود ۱۵ درصد پیشرفت داشت. چند پایه بتنی از دل دریا بیرون زده بود و بودجه عمومی کشور، سال به سال صرف پروژه ای می شد که جلو نمی رفت.
جزیره ای بود به نام «نورساحل».
زیبا، آرام، اما وابسته به رفت وآمد دریایی برای ارتباط با سرزمین اصلی.
بیست سال پیش در اتاق های پایتخت تصمیم گرفتند برای این جزیره پلی عظیم بسازند؛ پلی کابلی، مرتفع و چشم نواز، شبیه نمونه های خارجی.
روی کاغذ همه چیز عالی به نظر می رسید.
هزینه ها خوش بینانه برآورد شد و زمان ساخت سه سال اعلام شد تا مجوزات سریعتر گرفته بشه.
ده سال پیش با مراسم رسمی و برگزاری جشن و با دوربین های خبری، کلنگ پروژه به زمین خورد.
اما ده سال بعد، پروژه فقط حدود ۱۵ درصد پیشرفت داشت. چند پایه بتنی از دل دریا بیرون زده بود و بودجه عمومی کشور، سال به سال صرف پروژه ای می شد که جلو نمی رفت.
گزارش ها همیشه امیدوار کننده بود:
«پیشرفت مطلوب است.»
«در صورت تخصیص منابع، سرعت افزایش می یابد.»
هیچ کس جرئت توقف پروژه را نداشت.
تا اینکه «مهندس آرمان» برای بررسی پروژه آمد.
او یک سؤال ساده پرسید: «هدف چیست؟ ساخت پل، یا جابه جایی کارآمد مردم و کالا؟»
پس از بررسی، مشخص شد تمام فرضیات قدیمی اولیه برای توجیه پل، باطل شده است و پیشنهاد متفاوتی ارائه داد:
به جای ادامه ساخت پروژه پل،
• اسکله ها نوسازی شوند
• بهره وری شناورهای موجود ارتقا یابد
• چند شناور مدرن به ناوگان اضافه شود
• زمان بندی حرکت ها بهینه شود
• و ظرفیت خالی در ساعات غیرپیک برای سایر جزایر استفاده شود
نتیجه بررسی ها جالب بود: اجرای این طرح حدود یک سال زمان می برد و هزینه آن تنها حدود یک دهم هزینه باقی مانده پل بود.
اما نکته مهم تر تازه آشکار شد.
تیم بررسی، هزینه نگهداری پل کابلی را محاسبه کرد:
بازرسی تخصصی کابل ها،
مقابله با خوردگی در محیط شور دریا،
تجهیزات پایش سازه،
و تیم های فنی دائمی.
هزینه نگهداری سالانه آن پل برای اقتصاد جزیره بسیار سنگین بود.
حتی اگر پل ساخته می شد، تعمیر و نگهداری آن خود به یک بحران مالی تبدیل می گردید.
در گزارش آمده بود:
«زیرساخت فقط ساختن نیست.
زیرساخت یعنی ساختن + نگهداری + بهره برداری پایدار.»
و جمله ای که جلسه را در سکوت فرو برد:
«اگر دارایی ای بسازیم که توان نگهداری آن را نداریم، در واقع بدهی بلندمدت ساخته ایم، نه زیرساخت.»
در نهایت تصمیم گرفته شد پروژه پل متوقف شود و منابع به توسعه حمل ونقل دریایی اختصاص یابد.
یک سال بعد، شناورهای جدید در مسیر بودند. جزیره ها بهتر به هم متصل شدند و اقتصاد محلی جان گرفت.
اما پایه های نیمه کاره پل هنوز در دریا ایستاده اند؛
یادآور یک حقیقت ساده:
توسعه بدون بهره وری، اتلاف منابع است.
و از آن پس جمله ای روی دیوار جلسات تصمیم گیری آن منطقه نوشته شد:
«اول بهره وری، بعد کلنگ جدید؛
اول دوام، بعد نمایش
اول منافع بلند مدت توده مردم و بعد منافع سازمانی و پیمانکاری»
مسئولان باید در شرایط جنگ و پسا جنگ، بر اساس نظر مهندس آرمان های کشور و اندیشکده ها، حرکت کنند و سیاست های اشتباه گذشته را صرفا بر اساس حکمرانی بهره وری تغییر دهند.
* مسئول اندیشکده حکمرانی بهره وری امیر کبیر(معدن، عمران و صنعت)