◄ مسئولیت پذیری فردی؛ جایگزینی برای اصلاحات شهری
علی بهارلوئی: چند روز پیش در کمیته ایمنی انجمن حمل و نقل پاک و پایدار، با تصویری مواجه شدم که تا مدتی از ذهنم بیرون نمی رفت؛ تصویر برخورد خودرو با پل عابر پیاده.
چند روز پیش در کمیته ایمنی انجمن حمل و نقل پاک و پایدار، با تصویری مواجه شدم که تا مدتی از ذهنم بیرون نمی رفت؛ تصویر ماشینی که در برخورد با ستون پل عابر پیاده، به کلی متلاشی شده بود. صحنه، فراتر از یک تصادف ساده، تماشای فروپاشی یک زندگی بود.
در بحث های داغی که پس از این حادثه در گروه ها و محافل تخصصی انجام شد، انگار همه در جستجوی یک «مقصرِ بزرگ» بودند. برخی به نقص قوانین می تاختند، برخی به ضعف زیرساخت های شهری، و برخی دیگر به سبک زندگی های بی انضباط. اما وقتی به آمار کارشناسان نگاه می کنیم که می گویند ۷۰ تا ۹۰ درصد سوانح ناشی از خطای انسانی است، به یک بن بست فکری می رسیم: اگر مقصر اصلی خود ما هستیم، پس باید منتظر چه باشیم؟
واقعیت تلخ این است که ما نمی توانیم برای هر قدمی که برمی داریم، منتظر معجزه ای در اصلاحات نهادی یا تکمیلِ زیرساخت های شهری بمانیم. اصلاح ساختارها یک ضرورت و وظیفه است، اما حفظ جان ما، یک وظیفه شخصی و فوری.
گاهی در این میان، مفهومی به نام «عافیت طلبی» را به اشتباه می گیرند؛ اما اگر از زاویه ای دیگر به آن بنگریم، عافیت طلبی یعنی هوشمندی در انتخاب مسیر. یعنی حتی اگر حق با ماست یا مسیر کوتاه تری وجود دارد، به خاطر حفظ آرامش و جان خانواده، از آن بگذریم. این یعنی انتخابِ آرامش به جای هیجان، و انتخاب بقا به جای سرعت.
همان گونه که شیخ بهایی با بیانی ساده اما عمیق یادآوری می کند:
«آنچه ندار عوض ای هوشیار / عمر عزیز است، غنیمت شمار»
ما نمی توانیم تمام خیابان های شهر را فرش کنیم یا تمام نقص ها را یک شبه برطرف کنیم، اما می توانیم «کفش های مناسب» برای قدم برداشتن در این مسیر دشوار را برپا کنیم. مسئولیت پذیری فردی، هم جایگزینی برای اصلاحات شهری، هم راه نجات ما در میانه این نقص هاست. برای حفظ خودمان، باید یاد بگیریم که گاهی از حق خود بگذریم تا زندگی مان را از دست ندهیم.
هیچ کجای دنیا با شعار دادن ، درست نشده همین حالا چوب سنگین قانون را از بالاسر اروپایی ها بردارید مثل وحشی ها از روی همدیگر رد می شوند مشکل در مملکت ما ، نبود قانون ، ضعف قانون و بی توجهی شدید و کهنه قانون گذار به این موارد است به عنوان مثال ، کمربند ایمنی با جریمه سنگین در فرهنگ ما جا افتاد حال اگر دنده عقب در بزرگراه ، رد شدن از چراغ قرمز ، سرعت غیرمجاز ، حرکات مارپیچ و مصرف مخدر و مشروبات الکی ، معرفی به دادگاه داشته باشد و دادگاه احکام سنگین نظیر جرائم ۲۰ م به بالا ، سلب مالکیت موتور ماشین ، زندان و محرومیت ابدی از رانندگی بدهد خواهید دید که دهنه یکسری نادان و وحشی در خیابان ها کشیده می شود