◄ منطق تشویقی و هدایتگر حق دسترسی راه آهن سوئد در 1998
بررسی مدل حق دسترسی راه آهن سوئد در ۱۹۹۸؛ تعرفه گذاری مبتنی بر هزینه نهایی که بهره وری ریلی، حمل بار و سرمایه گذاری خصوصی را تقویت کرد.
حق دسترسی شرکت زیرساخت ریلی سوئد (SJ) در سال ۱۹۹۸ هزینه نهایی استفاده از مسیر را بر حسب کرون سوئد به ازای هر وسیله ـ کیلومتر یا واحد دیگر تفکیک می کند.
این جدول یکی از نخستین نمونه های عملی «قیمت گذاری بر مبنای هزینه نهایی» در صنعت ریلی است که نه تنها هزینه های مهندسی (سایش خط، مصرف انرژی، استهلاک تجهیزات) را بازتاب می دهد، بلکه ابزاری هدفمند برای هدایت رفتار اپراتورها به سمت فناوری های کارآمد و سبک محسوب می شود.

از آنجا که سوئد در آن سال ها فرایند آزادسازی بازار ریلی را آغاز کرده بود، چنین ساختار شفاف و مبتنی بر متغیرهای فنی، پیام مهمی برای بخش خصوصی داشت: ورود به بازار ریلی امکان پذیر است، مشروط بر اینکه ناوگان خود را با اصول بارمحوری بهینه، استفاده از بوژی های پیشرفته، افزایش تناژ قطارها، طول سیر بالا و ... منطبق کنید.
نخستین بخش جدول به لوکوموتیوها بر اساس سرعت اختصاص دارد. هزینه برای سرعت زیر ۱۰۵ کیلومتر بر ساعت ۰.۰۰۶۳، برای ۱۰۵‑۱۳۵ کیلومتر بر ساعت ۰.۰۰۷۶، و برای بالای ۱۳۵ کیلومتر بر ساعت ۰.۰۰۹۰ کرون است. این افزایش ۴۳ درصدی از کم سرعت به پرسرعت، پیام روشنی به اپراتورهای خصوصی می دهد که قطارهای با سرعت های بالا (مگر در طراحی های خاص مانند قطارهای تندرو با هزینه ۰.۰۰۳۵) به دلیل تشدید سایش خط و نیاز به نگهداری فشرده، از نظر اقتصادی صرفه ندارد. به عبارت دیگر، جدول به جای اعمال محدودیت سرعت، یک انگیزه هزینه ای برای انتخاب سرعت اقتصادی ایجاد می کند.

دومین ویژگی برجسته، تفکیک هزینه واگن های باری براساس نوع محموله و وضعیت بارگیری است. برای واگن های سنگ آهن، هزینه حالت بارگیری شده ۰.۰۰۳۳ و حالت خالی ۰.۰۰۰۳ کرون است. این اختلاف ده برابر، نشان می دهد که بارمحوری بالا تا چه حد بر سایش خط اثر می گذارد. برای سایر بارها نیز الگوی مشابه (۰.۰۰۲۶ در مقابل ۰.۰۰۰۶) دیده می شود. چنین تفاوت فاحشی، شرکت های خصوصی حمل بار را ترغیب می کند که تا حد امکان از حرکت واگن های خالی خودداری کرده و بارگیری را به حداکثر برسانند. همچنین، مقایسه هزینه واگن های مسافری با محور شعاعی (۰.۰۰۲۵) و محور صلب (۰.۰۰۳۵)، تفاوتی حدود ۲9%، یک مشوق مستقیم اقتصادی برای سرمایه گذاری روی بوژی های فرمانپذیر است که اصطکاک و سایش در قوس ها را کاهش داده و طول عمر ریل و چرخ را افزایش می دهند.
از دید بخش خصوصی، خرید یا اجاره ناوگانی با محورهای شعاعی هرچند در کوتاه مدت گران تر است، اما در بلندمدت از طریق کاهش عوارض دسترسی، بازگشت سرمایه بالایی خواهد داشت.

سومین و شاید هوشمندانه ترین بخش جدول، تفکیک هزینه استفاده از تجهیزات برقی به دو جزء «قطار‑کیلومتر» با نرخ ۰.۱۷ کرون و «تن‑کیلومتر» با نرخ ۰.۰۰۰۲ کرون است. این تفکیک اثر شگرفی بر بهره وری حمل بار دارد.
هزینه ثابت قطار‑کیلومتر صرفاً با حرکت هر قطار (بدون توجه به میزان بار) محاسبه می شود، در حالی که هزینه متغیر تن‑کیلومتر بسیار ناچیز است. پیام این سیاست به اپراتور باری خصوصی این است: هر تن بار اضافی که روی قطار سوار کنید، هزینه نهایی آن برای زیرساخت برقی فقط ۰.۰۰۰۲ کرون به ازای هر تن‑کیلومتر است، اما هزینه ثابت قطار‑کیلومتر بین تناژ بیشتری تقسیم می شود. در نتیجه، ترکیب دو قطار نیمه بار در یک قطار سنگین، هزینه متوسط هر تن‑کیلومتر را به شدت کاهش می دهد. تحلیل عددی نشان می دهد که دو برابر کردن وزن قطار از ۱۰۰۰ به ۲۰۰۰ تن، هزینه متوسط هر تن‑کیلومتر را حدود ۳۶% پایین می آورد.
این یک مشوق قوی برای بخش خصوصی است تا تناژ قطارهای خود را تا حد امکان افزایش دهند (مثلاً با ساماندهی محموله های چند مشتری در یک مسیر) و از حرکت قطارهای نیمه خالی اجتناب کنند.

علاوه بر موارد فوق، هزینه سیگنالینگ (۰.۶۰ کرون به ازای هر قطار‑کیلومتر) و هزینه مانور (هر واگن ۴ کرون) نیز در همین راستا عمل می کنند. هزینه ثابت علائم، مشوق دیگری برای افزایش طول قطارست (چون یک قطار طویل هزینه سیگنالینگ کمتری به ازای هر تن‑کیلومتر نسبت به دو قطار کوتاه دارد).
هزینه بالای مانور نیز اپراتور را به کاهش جابه جایی های غیرضروری واگن ها و استفاده از مسیرهای طولانی ترغیب می کند. این جدول نشان می دهد که طراحی منطقی حق دسترسی براساس سرعت، وزن محوری، نوع بوژی، تناژ کل و ... بستری جذاب برای سرمایه گذاری فراهم می نماید.