گزارش داووس چین ۲۰۲۶
طی روزهای اول تا چهارم تیرماه ۱۴۰۵ (مصادف با ۲۲-۲۵ ماه ژوئن ۲۰۲۶)، اجلاس داووس در شهر دالیان چین برگزار شد. در این اجلاس ۲۰۰۱ نفر از ۹۰ کشور شرکت کردند.
طی روزهای اول تا چهارم تیرماه ۱۴۰۵ (مصادف با ۲۲-۲۵ ماه ژوئن ۲۰۲۶)، اجلاس داوس در شهر دالیان چین برگزار شد. در این اجلاس ۲۰۰۱ نفر از ۹۰ کشور شرکت کردند. در کنار صدها کارآفرین، ۹۰ مقام دولتی، ۲۰۰ نوآور فن آوری و ۸۰ محقق و استاد دانشگاه، دیدگاه ها و آخرین تحقیقات خود را در ۱۷۳ میزگرد پیرامون روندهای اقتصادی و ژئوپلیتیک جهان ارائه دادند.
این اجلاس که با مشارکت مجمع جهانی اقتصاد (داوُس) و سرمایه گذاری دولت چین و شهر دالیان انجام گرفت با نهایت کارآمدی، دقت، نظم، زمان شناسی، بهره وری علمی و کاربردی به ویژه توسط میزبان چینی اجرا شد. در زیر، نکات برجسته اجلاس به اطلاع علاقمندان مسائل بین المللی می رسد:
سخنرانی نخست وزیر چین
آقای Li Qiang نخست وزیر چین در یک سخنرانی که به نظر می آمد ده ها متخصص و دانشمند اقتصادی، اجتماعی و ملی در تدوین و تنظیم آن نقش ایفا کرده بودند ابتدا بر یک مفهوم تاکید کرد و آن«ثبات» بود. او قابل پیش بینی بودن جامعه، حکومت و سیاست های دولت را مبنای حکمرانی خواند. با توجه به این که یک چهارم تولید ناخالص داخلی جهان را چین تولید می کند، نخست وزیر چین مبنای رشد اقتصادی را در «نوآوری» تعریف نمود.
او نوآوری را نه تنها محرکۀ جدی در رشد اقتصادی جهان معرفی کرد بلکه آن را بستری برای همکاری و تشریک مساعی میان دولت ها، بخش خصوصی و در کل جوامع بشری تفسیر نمود. در ادامه سخنرانی تحسین برانگیز خود، نخست وزیر چین بر نکات دیگری نیزاشاره کرد. او سیاست هایی که به سودآوری بخش خصوصی چین منتهی شود را نه تنها تشویق بلکه کانونی تلقی کرد. در کنار سودآوری بخش خصوصی، او تاکید داشت که وضع مردم چین روز به روز باید بهتر شود و بهبود استانداردهای زندگی مردم، کانون دیگر حکمرانی برای رهبران چین است.
نخست وزیر چین اضافه کرد که علی رغم اختلافات ناشی از تحولات خلیج فارس، چین در رشد اقتصادی و بهبود وضع بخش خصوصی و عامه مردم، رشد تدریجی و مطمئنی را طی سال های اخیر تجربه کرده است. از دیگر سیاست های دولت چین: افزایش مصرف داخلی، زمینه سازی برای تحرک و کار اقتصادی به طوری که روزانه ۵۵۰ میلیون نفر از سیستم قطارهای سریع السیر این کشور استفاده می کنند، تعرفه صفر در تعامل تجاری با ۶۳ کشور دنیا، بهبود کیفیت کالاهای چینی به طوری که دولت هر سال نمایشگاهی از کالاهای معیوب تولیدکنندگان را در معرض دید عامه مردم قرار می دهد و در نهایت تشویق بخش خصوصی به افزایش سهم تحقیق و توسعه (R&D) به طوری که هم اکنون ۸۰ درصد تحقیق و توسعه چین توسط بخش خصوصی انجام می پذیرد. نخست وزیر چین از واژه Propeller در تحقق اهداف ملی چین به عنوان پیش برنده و پیشران استفاده کرد. او ضمن تحسین بخش خصوصی چین، آن ها را محرکۀ اصلی اقتصاد، جامعه، احترام و عزت بین المللی چین قلمداد نمود.
نخست وزیر چین اشاره نمود که مدل های هوش مصنوعی چین تا ۱۰ میلیارد بار دانلود شده اند و با تاکید بر کانونی بودن بخش خصوصی، اظهار داشت: چینی ها نه تنها باید بگویند: Made in China بلکه باید جلوتر بروند و افتخار کنند و با زحمت، همت و کار بیشتر بگویند: Created in China. نخست وزیر چین اظهار داشت که ما نمی خواهیم به تنهایی راه پیشرفت را طی کنیم. ما به همکاری و تبادل، هم گرایی و کار مشترک اعتماد راسخ داریم. او همچنین بیان کرد که راه پیشرفت و توسعه و ثروت یابی میانبُر ندارد و با اصول علمی و کار فراوان و یادگیری مدام تحقق می یابد. نخست وزیر چین، پانزدهمین برنامۀ ۵ ساله چین (۲۰۳۰-۲۰۲۶) را مبتنی بر نوآوری، مصرف داخلی، افزایش کیفیت صنعت، انرژی های پاک و سبز و همکاری با جهان توصیف نمود. برنامه ۵ ساله جدید، اهمیت مشارکت با جهانیان را دوچندان می داند. نخست وزیر چین، این برنامه جدید را در راستای تنظیم مدل جدید رشد و مصرف داخلی، واکنش به تغییرات جمعیتی در چین و نظام بین الملل به مراتب پیچیده تر از گذشته دانست.
او اظهار امیدواری کرد که چین با عنایت به بازار قابل توجه داخلی، سیستم صنعتی بسیار گسترده، ظرفیت نوآوری و متعهد به اصلاح تدریجی و تطابق با واقعیت ها، موفق خواهد بود. از نکات قابل توجه مباحث نخست وزیر چین، اصلاح سیستم حقوق و درآمد افراد و خانوارها برای امکان دادن به افزایش مصرف داخلی، تغییرات لازم در نظام حقوقی استخدام در کشور، حمایت از شهروندان و کاهش هزینه ها به خصوص در ارتباط با انرژی های پاک را می توان نام برد.
نخست وزیر چین بیان داشت که دولت چین پیوسته در جستجوی مدل هایی است که بخش خصوصی و مردم از روندها، وضعیت عمومی و تحولات، دچار شوک نشوند بلکه به موازات نااطمینانی های طبیعی (Uncertainties)، دائما فرصت، امکان و امید مشاهده کنند.
دغدغه مردم و موفقیت بخش خصوصی در سخنرانی نخست وزیر چین موج می زد به طوری که یک استاد دانشگاه کلمبیا (Adam Tooze) در میزگردی به درستی اشاره کرد که حکمرانی چینی همیشه در حال بهبود، انطباق و تکامل است و این گونه نیست که مدل مدیریت و حکمرانی کشور بر اساس اسناد ایستا، راکد، قدیمی و منجمد بنا نهاده شده باشند.
نوآوری و فن آوری
تم (Theme) کنفرانس داوس چین ۲۰۲۶ “Innovating at Scale” بود. حکمرانان و مدیران بخش خصوصی در بیش از ۱۰۰ میزگرد بحث کردند که چگونه می توان از فن آوری به عنوان یک فرصت استراتژیک برای تاب آوری در فرآیند رشد استفاده کرد. (Resilience in Growth). نوآوری در دو دایره، بیشتر مورد توجه بود: انتقال در حوزه انرژی (Energy Transition) و تحول دیجیتال (Digital Transformation).
یکی از واژه های نوین اجلاس داوس ۲۰۲۶ در چین، مفهوم (Natural Capital) بدین معنا که سرمایه، سرمایه گذاری و سرمایه داری با حفظ طبیعت و بهره برداری صحیح از طبیعت همسو باشد. در این راستا، نهضتی در جهان به راه افتاده که چگونه هم می توان سودآوری داشت و هم از طبیعت محافظت کرد. بنگاه هایی که چنین سیستمی پیاده کنند با مجموعه ای از مشوق های دولتی برخوردار خواهند شد. یکی از وجوه این روند، رو آوردن به افزایش تولید برق است که طی یک دهه اخیر، دو برابر شده به طوری که گفته می شود دولت موفق آن است که هم خود و هم تولیدکنندگان کالا و خدمات، کمتر از انرژی های فسیلی و بیشتر از برق استفاده کنند.
نام جدیدی برای حکومت ها نیز از این منظر تبیین شده است: Electro-State. با توجه به اینکه در یک دهه آینده، یک میلیارد نفر در سطح جهان در جستجوی کار خواهند بود، بازنگری در مدل های رشد اقتصادی به روش های تولید ثروت و متدولوژی تامین هزینه های فرد و خانوار از ضرورت های دهه آینده است و حکومت ها/دولت ها وظیفه سنگین نظارت، فکر و برنامه ریزی برای این روندها را به عهده دارند.
۲۰۰ نوآور در اجلاس داوس چین امسال بر یک موضوع تکیه داشتند: چگونه از آزمایش و طراحی (Experimentation) باید به اجرا و پیاده سازی (Deployment) حرکت کرد؟ در طیفی از میزگردها، تاکید فراوانی بر این اصل بود که فن آوری باید برای درصد قابل توجهی از جوامع بشری مفید باشد، گرهی را باز کند، امور را تسهیل کند، بیماری ها را درمان کند و محیط زیست را سالم تر حفظ کند.
نوآوری در فن آوری های جدید هم زمان باید چندین هدف را در نظر داشته باشد: رشد ایجاد کند، اشتغال فرآهم نماید، رقابت را بسط دهد و درعین حال به حفاظت از طبیعت مبادرت ورزد. دو گزارش مجمع جهانی اقتصاد تلاش کرده است ضمن ارزیابی چالش های موجود به پیآمدهای سیاست گذاری های دقیق و اندیشیده شده بپردازد:Chief Economists’ Outlook و Economic Drag Created by Fragmentation: Global Trade & Finance.
در حالی که در سال ۱۹۸۰ یک بشکه نفت، صد دلار ارزش افزوده ایجاد می کرد، هم اکنون نیم بشکه نفت به واسطه به کارگیری فن آوری های جدید، همان صد دلار ارزش را عرضه می کند. در این چارچوب، شیوۀ مدیریت در کارخانه ها از موضوعات جدید جهانی است که چگونه از طریق فن آوری های نوین، مدیران کارخانه ها سریع تر به چالشها پاسخ دهند، همیشه در حال یادگیری باشند و بهره وری را دائما افزایش دهند.
فن آوری و عمل کرد کارآمد صنعت محتاج آموزش نوین نیروی کار به طور سیستماتیک است. چین، هند، آمریکا، سنگاپور، عربستان و سوئیس با همکاری گسترده در مدیریت صنعت و فن آوری توانسته اند از ۲۹ تا ۹۹ درصد کربن زدایی کنند.
هم اکنون نوآوری ها در ۱۰ نوع فن آوری در حال ظهور هستند:
۱. Everything-to-Grid Energy. در این نوع تکنولوژی، برق ذخیره می شود و میان عرضه و تقاضای انرژی تعادل برقرار می گردد و در زمان های اوج مصرف از ذخیره بهره برداری می گردد. این تکنولوژی در بهره برداری مناطق و محله های کوچک بسیار مفید است.
۲. استخراج مستقیم لیتیوم Direct Lithium Extraction این نوع فن آوری، لیتیوم به جای گرفته شدن از تبخیر که معمولاً سال ها طول می کشد، به طور مستقیم از شوراب گرفته می شود. با به دست آوردن لیتیوم بیشتر که از زمین کمتر استفاده شود، عرضه باطری سریع تر، تمیزتر و امن تر صورت می پذیرد.
۳. بهره برداری از مواد سردکننده ناشی از تابش آفتاب Passive Radiative Cooling Material. این فن آوری ضمن رها کردن گرما به بیرون از حباب های میکروسکوپیک (ذره بینی) هوا، بدون برق برای خنک کردن ساختمان ها بهره برداری می کند.این فن آوری به تدریج نیاز به کولر را کم کرده و در مناطق گرم، شهرها را به بهره برداری از آن هدایت می کند.
۴. از بین بردن PFASs
Per and Polyfluorinated Alkyl Substances Destruction در این نوع فن آوری، با استفاده از روش الکتروشیمیایی و آب فوق بحرانی، آلودگی های وسیعی که در آب، خاک و زباله یافت می شوند را پالایش می کنند. PFAS در اطراف زندگی انسان ها، مانند پلاستیک، غذاها، لباس و ظروف آشپزی یافت می شوند.
۵. تخمیر دقیق Precision Fermentation. این فن آوری وابستگی به حیوانات و غله را برای تولید غذا، دارو، لوازم آرایش و تولیدات شیمیایی را با استفاده از میکروب های مهندسی شده به شدت کاهش می دهد.
۶. بهره برداری از آبدانک های خود بدن برای درمان بیماری ها Exosome Drug Delivery. در این نوع فن آوری از خود اگزوزوم ها یا آبدانک ها که در مایعات بدن مانند خون و بزاق یافت می شوند برای تراپی، سرطان و بیماری های عصبی استفاده می شود.
۷. تهیه واکسن شخصی سازی شده mRNA Personalized mRNA Cancer Vaccines در این نوع فن آوری ، سیستم ایمنی بدن آموزش می بیند تا با بازگشت سلول های سرطانی خودش مبارزه کند و از طریق پرونده ژنتیک خود فرد طراحی می شود.
۸. شبکه سازی کوانتومی برای تولید دارو Quantum Simulation for Drug Discovery. در این نوع فن آوری مولکول هایی که قابلیت گستردگی دارند سریع تر مشاهده می شوند و بیماری هایی که قبلا غیر قابل درمان تلقی می شدند، زودتر تشخیص داده می شوند.
۹. مدل های جهانی World Models. این نوعی سیستم هوش مصنوعی است که مدل های سه گانه علیت، تحرک و تبادل را طراحی می کند که در ربات ها، جریان های آب و هوایی و برنامه ریزی های صنعتی به کار گرفته می شوند.
۱۰. شبکه سازی در رمزنگاری Lattice-Based Cryptography. در این نوع رمزنگاری از دیتا در مقابل ورود کامپیوترهای کوانتومی حفاظت می کند. با استفاده از شبکه های ریاضی، دیتا را مخفی می کند و اجازه مهندسی معکوس برای دسترسی به دیتا را نمی دهد. با توجه به جهان پس از کوانتوم که در حال ظهور است، بنیانی را برای حفاظت از دیتای حساس در برابر تهدیدهای امنیتی فراهم می کند.
هوش مصنوعی و مدیریت
در این بخش، دیتا و تحلیل ها از مجموعه ای از کارگاه ها، میزگرد ها و سخنرانی ها تهیه شده اند. هوش مصنوعی در چهار دایره، جایگزین افراد خواهد شد: تحلیل کنندگان دیتا (Data Analysts)، طراحان نرم افزار (Software Developers)، حسابداران (Accountants)، بازاریابان رسانه های اجتماعی (Social Media Marketers).
در چهار دایره دیگر، هوش مصنوعی می تواند تا ۵۰ درصد دستیار افراد قرار گیرد ولی آن ها را نمی تواند جایگزین کند: طراحان کالا (Product Designers)، تحلیل کنندگان سایبری(Cyber Analysts)، مدیران و استراتژیست ها(Managers and Strategists) و متخصصین تطابق قانون با عملکرد بنگاه ها (Compliance Experts). اما در شرایط فعلی، هوش مصنوعی در چهار گروه هنوز کاربرد ندارد: معلمان و مربیان (Teachers & Coaches )، تراپیست ها (Therapists)، کارآفرینان (Entrepreneurs) و لوله کش و برقکاران (Plumbers & Electricians). مدیران و بنگاه داران، به جای انطباق با شرایط، باید فراتر از تحولات روز مدیریت و چاره اندیشیکنند و خود را آماده کنند:
اول: سوال کردن.
تحقیقات نشان می دهند که یک کودک ۵ ساله در روز حدود ۱۰۰ سوال می پرسد. یک فرد چهل ساله، ۲-۳ سوال می پرسد. در این قالب، مهم ترین وظیفه مدیران سوال کردن است. مدیرانی که دائما سوال می کنند، موفق ترند. چگونه کالاها را نه تنها حفظ بلکه گسترش دهیم؟ چگونه رفتار مشتریان را بهتر بفهمیم؟ چگونه افراد را به خدمات جدید عادت دهیم؟ سوالات دقیق به فرصت های جدید منتهی می شوند. از اتاق های جلسه بیرون آمدن، مشاهده کردن، مشورت کردن و یاد گرفتن از ویژگی های مهم یک مدیر است. مفروضات یک مدیر لازم است دائما مورد سوال قرار گیرند. چگونه می توان قدم به قدم، راه حل جدیدی، برای یک مشکل بزرگ طراحی کرد؟ تنگناهای کار کجاست؟ و چگونه باید آن ها را با مشاهده و مشورت حل کرد؟ Prompt زیر می تواند به مدیر کمک کند تا از هوش مصنوعی کارآمدتر بهره برداری کند: مشکل مرا به ده قسمت تقسیم کن. از اول تا دهم بگو چگونه آن را پیش ببرم. مفروضات هرکدام را بیان کن. عوامل موثر و مشکلات راه را برای من توضیح بده و در پایان راه حل کم ریسک را به من ارائه کن. هوش مصنوعی می تواند تا یک Website برای مدیر عرضه کند. هوش مصنوعی با پرسش های دقیق می تواند، عوامل متفرق یک سازمان را به سوی تعادل، انسجام و هم گرایی سوق دهد. Prompt باید فرصت ها را بپرسد، روش های جدید و قدیم را تداخل بخشد و برای عملکرد بنگاه و سازمان جهت دهی جدیدی طراحی کند. هوش مصنوعی با Prompt دقیق می تواند کالاها و خدمات را ترکیب کند. زمانی که در صنعت خودرو، خودرو کوهستانی با خودرو عادی در سطح شهر ترکیب شد و به SUV تبدیل گردید، بالاترین سطح فروش را در جهان ثبت نمود. مدیر برجسته فردی است که فرصت هایی را که دیگران از دست داده اند شناسایی کند و آن را به نوآوری مبدل سازد.
دوم: بهره برداری قابل توجه از سرعت چارچوب های هوش مصنوعی.
تمرکز داشتن در مسیر بسیار کلیدی است. روان شناسی شناختی به وضوح مقرر می کند که انرژی ذهنی برای افق بینی و نگاه متمرکز دراز مدت در تحقق آن ها نقش اساسی ایفا می کند. اگر کارآفرینی به جای آنکه بگوید من هفتاد درصد کار را انجام داده ام بگوید سی درصد کار من برای موفقیت باقی مانده است، انرژی و افق بیشتری پیدا می کند. اِسکَن کردن دائمی مسیر رو به رو، افق های جدیدی باز می کند. Prompt مربوطه در این رابطه از هوش مصنوعی می پرسد: حول و حوش صنعت من، کدام بازیگران مهم هستند؟ کدام ایده ها به کار گرفته شده اند، از آنچه دیگران متفاوت عمل می کنند صنعت من چه درس هایی می تواند بیاموزد؟ Prompt دیگری می تواند مورد استفاده قرار گیرد و به این صورت است: در صنعت من چگونه می توانم گروه هایی را شناسایی کنم که از محصولات من با آن هدفی که طراحی شده اند استفاده نکرده اند. چه رفتارها و نیازهای جدیدی، کار و محصول مرا می تواند وارد محیط مصرف و بازار کند. چه نوع فکر و محصولی را می توانم در بیرون از عملکرد فعلی خود آزمایش کنم؟ هیچ گاه نباید در گذشته متوقف شد. موفقیت بیش از حد، می تواند آغاز شکست باشد. روش های گذشته همیشه راهنمای آینده نیستند.
Prompt دیگری که در رابطه با سرعت و تغییر می توان مطرح کرد این است که از هوش مصنوعی پرسید: چگونه می توانم در کار خود به آینده فکر کنم؟ من فرایند کنونی و گذشته را می گویم. به من بگو ما به چه نکاتی توجه نمی کنیم و چه ریسک هایی را متوجه نیستیم. پیشنهادهای جدیدی برای آینده نگری، وسعت کار و صنعت من ارائه کن. چه کارهایی را نباید انجام دهم؟ آینده صنعت من چیست؟ و چگونه باید خود را آماده کنم.
سوم: حلقه OODA.
مشاهده کن، جهت را مشخص کن. تصمیم بگیر و عمل کن (Observe, Orient, Decide and Act Loop). مدیران و انسان های زنده با این روش و مهارت، با آداب رقابت و نحوه برخورد با رقبا خود را آشنا می کنند. Review, PayPal, YouTube مثال هایی هستند که سریع متوجه یک بازار شدند و سریع اقدام کردند و از کارهای کوچک به پلتفرم های بسیار وسیع جهانی تبدیل شدند.
Jeff Bezos می گوید: وقتی شما ۷۰ درصد اطلاعات مربوط به یک تصمیم را دارید باید آن تصمیم را بگیرید. حال چگونه می توان به آن۷۰ درصد رسید؟ چقدر زمان وجود دارد؟ یک Checklist می تواند فرآیند تصمیم را کمّی کند. برون سپاری بخشی از فرآیند و دستیابی به اطلاعات برای تصمیم گیری، یکی از روش های تصمیم گیری دَر یک ورودی یا دَر چند ورودی است. (Single Door or Two Doors) بدین صورت که تصمیم نباید به گونه ای باشد که اگر از دَری وارد شوی نتوانی برگردی اما در چند ورودی، فرد یا سیستم تصمیم می گیرد عبور کند اگر موفق نشد برمی گردد و بار دیگر با تصمیمی جدید از دَر دیگری وارد می شود.
Prompt از هوش مصنوعی می تواند به این موارد اشاره کند: چه نوع تضادها و ناهماهنگی ها میان کار و کالای من با محیط بازار وجود دارد؟ چگونه باید اطلاعات وسیع را مرتب کرد؟ چگونه باید با نهایت سرعت و با کیفیت تصمیم گرفت؟ چه اقداماتی باعث خواهد شد تا تصمیم سازی موفق گردد؟ Prompt می تواند از هوش مصنوعی طیفی از تصمیم های تک دَر و دو دَر بپرسد و پی آمد هرکدام را برای کار و صنعت خاص توضیح دهد.
چهارم، عاقلانه شکست خوردن.
نرخ شکست در یک پروژه چقدر است؟ در جهان امروز، گفته می شود نرخ صفر برای شکست عاقلانه نیست. درصدی از شکست را باید در طرح ها و ایده ها در نظر گرفت. افراد، بنگاه ها و حکومت ها بهتر است نرخ شکست را در طرح ها مشخص کنند. این درصد باعث می شود تا بیشتر فکر شود، انتخاب ها دقیق تر نوشته شوند و افق ها عمیق تر کنکاش شوند. Eric Schmidt، رئیس سابق گوگل، مدیریت را به سه قسمت ۷۰، ۲۰ و ۱۰ تقسیم می کرد: ۷۰ درصد تمرکز بر کارها و طرح های اساسی، ۲۰ درصد به حواشی کار اصلی و ۱۰ درصد خارج از کار اصلی که می تواند به جریان و روند کار اصلی کمک غیرمستقیم کند. بنگاه ها می توانندآزمایش های مختلف هوش مصنوعی را با تیم های گوناگون انجام دهند و موفق ترها بعد می توانند ضعیف تر ها را کمک و اصلاح کنند.
هر آزمایش هوش مصنوعی به زمان و تیم های مختلف نیاز دارد. در حال حاضر بانک Chase در آمریکا ۴۰۰ نرم افزار و آزمایش هوش مصنوعی را دنبال می کند و پیش بینی این بانک این است که سال ۲۰۲۷ به ۸۰۰ مورد خواهد رسید. میزان موفقیت و شکست هریک تابع نتایج کار و عمل گروه ها خواهد بود. در این فرآیند، ذهنیت افراد تعیین کننده است. آیا ذهن انسان متمایل به رشد است یا ثابت؟ (Growth Mindset vs. Fixed Mindset). آزمایش یک تلفن هوشمند توسط آمازون موفقیت آمیز نبود. قبول کردن شکست خود مسیری در حال رشد است.
Prompt می تواند این پرسش ها را مطرح کند: نرخ شکست این پروژه من با این جزئیات چیست؟ کدام شکست ها در پروژه های مشابه وجود دارد؟ آیا این شکست ها قابلیت جلوگیری و کاهش داشتند؟ چگونه پروژه بنگاه می تواند مانع از اشتباهات شود؟ روش هایی به من نشان بده تا به صورت سیستماتیک در فرآیند کار انجام دهم تا مانع از اشتباهات کوچک و بزرگ شوم.
پنجم، ذهن های شبکه ای
به کارگیری دیدگاه های مختلف در طراحی و اجرای یک طرح در نتایج آن سرنوشت سازاست (Harnessing Cognitive Diversities). اگر یک نفر مسئله ای را حل کند و در عالم شناختی خود سیر کند، تحقیق نشان می دهد ۴۴ درصد مواقع موفق خواهد بود. اگر افراد دیگری اما با ذهنیت مشابه را به حلقه بحث و تصمیم گیری بیاورد، ۵۴ درصد مواقع، تصمیم مستعد می گیرد. اما اگر گروهی با ذهنیت های مختلف در فرآیند قرار بگیرند، ۷۵ درصد نمونه ها، موفق خواهند بود.
در دنیای هوش مصنوعی، مشورت های این نرم افزارها شریک در تصمیم گیری ها خواهند بود. به همین دلیل هوش مصنوعی را شریکی با هوش هم می نامند (Co-Intelligence). هوش مصنوعی کمک می کند که رشد یک بیماری در بدن انسان رصد شود. Prompt در این قالب می تواند از هوش مصنوعی سئوال کند که در این صنعتی که در آن فعالیت می کنم ، چگونه می توانم نگاه و رهیافت دیگری نسبت به مدیریت مالی، فروش و چرخۀ عرضه داشته باشم؟ کجاها را در فرآیند فهم و مدیریت یک کالای خاص متوجه نیستم؟ چگونه می توانم میان دیدگاه های مختلف در طوفان نظری بنگاه، به رهیافتی با ریسک کمتر برسم؟
ششم، ترویج و گسترش فرهنگ تفاهم و درک متقابل با کمک کردن به یکدیگر(Gifting with Small Goods).
Prompt می تواند این سوال را از هوش مصنوعی بپرسد: من چگونه می توانم در این کار و صنعت و مسئولیتی که هستم به همکار خود کمک کنم؟ چگونه می توانم فراتر از همکاری های جاری، در افزایش کارآمدی او، کارهای کوچک ولی موثر انجام دهم که حالت هدیه ای برای افزایش موفقیت او داشته باشد؟ چگونه می توانم این کارها را به صورت واقعی، با نیت عالی و با فکری والا پیش ببرم؟
این شش مهارت باعث می شود تا توان مندی های انسانی با بهره برداری دقیق از هوش مصنوعی، به صورت تصاعدی گسترش یابند. فن آوری و هوش مصنوعی همکار بوده و در خدمت مدیر هستند تا اینکه او بهتر متوجه شود که یک معنای مهم زندگی، فعالیت و موفقیت در کیفیت تصمیم سازی ها است.