◄ Silk Seven Plu، هشداری برای بازتعریف جایگاه ایران در نظم نوین آسیای مرکزی
ظهور ابتکار Silk Seven Plus (S7+) را نباید صرفاً یک پروژه حمل و نقلی یا توافقی میان چند کشور آسیای مرکزی تلقی کرد. این ابتکار، بیش از آنکه یک کریدور جدید باشد، بازتاب تغییری بنیادین در منطق رقابت ژئوپلیتیکی اوراسیاست؛ تغییری که در آن، قدرت دیگر تنها با کنترل سرزمین یا منابع طبیعی تعریف نمی شود، بلکه با توانایی شکل دهی به شبکه های اتصال منطقه ای و جهانی سنجیده می شود.
ظهور ابتکار Silk Seven Plus (S7+) را نباید صرفاً یک پروژه حمل و نقلی یا توافقی میان چند کشور آسیای مرکزی تلقی کرد. این ابتکار، بیش از آنکه یک کریدور جدید باشد، بازتاب تغییری بنیادین در منطق رقابت ژئوپلیتیکی اوراسیاست؛ تغییری که در آن، قدرت دیگر تنها با کنترل سرزمین یا منابع طبیعی تعریف نمی شود، بلکه با توانایی شکل دهی به شبکه های اتصال منطقه ای و جهانی سنجیده می شود.
Silk Seven Plus نخستین بار از سوی اندیشکده آمریکایی New Lines Institute به عنوان یک چارچوب همکاری منطقه ای پیشنهاد شد. این طرح، پنج کشور آسیای مرکزی شامل قزاقستان، ازبکستان، ترکمنستان، تاجیکستان و قرقیزستان را در کنار افغانستان، پاکستان و جمهوری آذربایجان در قالب یک شبکه همکاری اقتصادی و ترانزیتی در نظر می گیرد. اگرچه این ابتکار هنوز به سیاست رسمی دولت ایالات متحده تبدیل نشده است، اما طرح آن در یکی از اندیشکده های اثرگذار واشنگتن و حمایت بخشی از محافل سیاست گذاری آمریکا نشان می دهد که باید آن را بخشی از تلاش برای بازآرایی ژئواکونومیک آسیای مرکزی دانست؛ تلاشی که هدف آن، توسعه شبکه های اتصال، تنوع بخشی به مسیرهای تجارت و کاهش وابستگی کشورهای منطقه به مسیرهای سنتی است.
از این منظر، پرسش اصلی آن نیست که آیا Silk Seven Plus علیه ایران طراحی شده است یا خیر؛ بلکه باید پرسید جهان به سمت چه نوع معماری جدیدی از اتصال منطقه ای حرکت می کند و ایران در این نظم نوظهور چه جایگاهی خواهد داشت؟ واقعیت آن است که رقابت ژئوپلیتیکی امروز دیگر صرفاً بر سر نفت، گاز یا حتی مرزهای جغرافیایی نیست. رقابت اصلی بر سر شبکه های اتصال است. راه آهن ها، بنادر، کریدورهای ترانزیتی، زیرساخت های لجستیکی، شبکه های دیجیتال و زنجیره های تأمین، به مهم ترین ابزارهای تولید قدرت تبدیل شده اند. در این نظم جدید، کشورهایی موفق خواهند بود که بتوانند از یک مسیر عبوری، به یک گره ضروری در شبکه های منطقه ای تبدیل شوند. در گذشته، قرار گرفتن بر سر یک مسیر ترانزیتی، به تنهایی یک مزیت ژئوپلیتیکی محسوب می شد؛ اما در عصر ژئواکونومی شبکه ها، ارزش واقعی کشورها نه به موقعیت آنها روی نقشه، بلکه به میزان اثرگذاری آنها بر جریان کالا، سرمایه، انرژی، داده و فناوری بستگی دارد. به همین دلیل، مفهوم کریدور نیز دگرگون شده است. کریدورها دیگر صرفاً مسیرهای حمل و نقل نیستند؛ بلکه زیرساخت های تولید قدرت، شکل دهنده زنجیره های تأمین و ابزارهای تنظیم روابط اقتصادی و سیاسی میان کشورها هستند.
در چنین فضایی باید پروژه هایی مانند ابتکار کمربند و راه چین (BRI)، کریدور میانی (Middle Corridor)، کریدور هند–خاورمیانه–اروپا (IMEC) و اکنون Silk Seven Plus را تحلیل کرد. وجه مشترک همه این ابتکارها، ایجاد شبکه های متنوع اتصال و کاهش وابستگی به مسیرهای محدود است. کشورهای آسیای مرکزی نیز به خوبی دریافته اند که امنیت اقتصادی آنها در گرو تنوع بخشی به مسیرهای ترانزیتی است، نه وابستگی به یک کشور یا یک کریدور. برای ایران، این تحول یک پیام روشن دارد. موقعیت ممتاز جغرافیایی کشور همچنان یکی از بزرگ ترین مزیت های ژئوپلیتیکی جهان است. اتصال هم زمان به خلیج فارس، دریای عمان، قفقاز، آسیای مرکزی و شبه قاره هند، ظرفیت کم نظیری برای ایفای نقش در شبکه های اتصال آسیای مرکزی را فراهم کرده است. تجربه سال های اخیر نشان داده است که جغرافیا شرط لازم است، نه شرط کافی. آنچه جغرافیا را به قدرت تبدیل می کند، حکمرانی کارآمد، زیرساخت های رقابت پذیر، دیپلماسی فعال و سرعت تصمیم گیری است. از همین منظر، مهم ترین پیامد احتمالی Silk Seven Plus برای ایران، کاهش تدریجی نقش انحصاری کشور در برخی مسیرهای ترانزیتی است. هرچه گزینه های جایگزین بیشتری ایجاد شود، قدرت چانه زنی مسیرهای سنتی نیز کاهش خواهد یافت. این موضوع به ویژه درباره کریدور بین المللی شمال–جنوب (INSTC) اهمیت دارد؛ کریدوری که با وجود ظرفیت های فراوان، همچنان با چالش هایی مانند ناتمام بودن برخی خطوط ریلی، ناهماهنگی های گمرکی، محدودیت های مالی و کندی اجرای توافقات روبه روست. در چنین شرایطی، هر مسیری که زمان کمتر، هزینه پایین تر و قابلیت پیش بینی بیشتری ارائه دهد، بخشی از جریان تجارت را به سوی خود جذب خواهد کرد. رقابت امروز تنها بر سر عبور کالا نیست؛ رقابت بر سر جذب سرمایه، فناوری و اعتماد سرمایه گذاران نیز هست. کشورهایی که بتوانند زیرساخت های لجستیکی، بنادر خشک، مراکز توزیع، گمرکات هوشمند و خدمات دیجیتال خود را سریع تر توسعه دهند، به گره های اصلی شبکه های تجاری تبدیل خواهند شد. در واقع، در ژئواکونومی شبکه ها، سرمایه نیز همان مسیری را انتخاب می کند که کمترین اصطکاک و بیشترین قابلیت اطمینان را داشته باشد. با این حال، نگاه به Silk Seven Plus نباید صرفاً تهدیدمحور باشد. این ابتکار بیش از آنکه نشانه حذف ایران باشد، هشداری راهبردی برای بازنگری در سیاست های ترانزیتی کشور است. ایران همچنان کوتاه ترین و اقتصادی ترین مسیر اتصال بسیاری از کشورهای آسیای مرکزی به آب های آزاد را در اختیار دارد، اما حفظ این مزیت، نیازمند افزایش رقابت پذیری است، نه اتکای صرف به جغرافیا.
در این مسیر، چهار اولویت راهبردی بیش از همه اهمیت دارد؛ تکمیل سریع پروژه های زیربنایی به ویژه خطوط ریلی و بنادر، یکپارچه سازی فرآیندهای گمرکی و توسعه زیرساخت های دیجیتال، تقویت دیپلماسی کریدوری و مشارکت فعال در ابتکارهای منطقه ای، و در نهایت، تدوین یک راهبرد ملی ژئواکونومی شبکه ها که بتواند حمل و نقل، اقتصاد، دیپلماسی، فناوری و امنیت اقتصادی را در قالب یک سیاست واحد و هماهنگ به هم پیوند دهد.
امروز، رقابت اصلی بر سر تصرف سرزمین ها نیست؛ رقابت بر سر طراحی و مدیریت شبکه هایی است که جریان تجارت جهانی را هدایت می کنند. در چنین نظمی، کشورها با میزان اتصال پذیری (Connectivity) و نقش آفرینی شان در شبکه های جریان کالا، سرمایه، انرژی و داده سنجیده می شوند، نه صرفاً با وسعت جغرافیا یا حجم منابع طبیعی. از این رو، پرسش بنیادین درباره Silk Seven Plus این نیست که این ابتکار علیه ایران است یا نه؛ پرسش اصلی آن است که آیا ایران برای حضور مؤثر در نظم نوظهور اوراسیا آماده است؟ اگر اصلاحات زیرساختی، نهادی و دیپلماتیک به صورت هم زمان دنبال شود، ایران همچنان می تواند به یکی از گره های اصلی شبکه های ژئواکونومیک اوراسیا تبدیل شود. اما اگر این فرصت از دست برود، مزیت جغرافیایی کشور به تدریج از یک «گره ضروری» به یک «مسیر قابل جایگزین» تنزل خواهد یافت. در نهایت، آینده ژئوپلیتیکی ایران را نه جغرافیا، بلکه کیفیت حکمرانی بر جغرافیا تعیین خواهد کرد؛ زیرا در عصر ژئواکونومی شبکه ها، قدرت از مالکیت مسیرها به توانایی مدیریت شبکه ها منتقل شده است. بنابراین به نظر می رسد ایران در عصر ژئواکونومی شبکه ها، تنها با با طول مسیرهایش قدرتمند نمی شود؛ و تنها با تبدیل شدن به گره اجتناب ناپذیر در شبکه های جهانی می تواند آفریننده قدرت باشد.
سید عبدالکریم محقق کارشناس کریدورهای حمل و نقل و ترانزیت