◄ خرید بیش از دو هزار واگن جدید؛ گامی مهم که به ارائه جزئیات تکمیلی نیاز دارد
مناسب است وزارت راه و شهرسازی یا شرکت راه آهن، جزئیات بیشتری درباره ترکیب ناوگان، وضعیت قراردادها، منابع مالی و برنامه بهره برداری از این دو هزار دستگاه منتشر کنند.
در خبر منتشر شده در تین نیوز، به نقل از وزارت راه و شهرسازی اعلام شده است که در چارچوب برنامه های دولت چهاردهم، بیش از دو هزار واگن جدید برای نوسازی و توسعه ناوگان ریلی کشور خریداری شده است. با توجه به نیاز صنعت ریلی به نوسازی ناوگان و افزایش ظرفیت حمل بار و مسافر، اصل این اقدام را باید مثبت و قابل توجه ارزیابی کرد. بااین حال، خبر در شکل فعلی بسیار کوتاه است و اطلاعات کافی برای ارزیابی کارشناسی ابعاد فنی، اقتصادی و عملیاتی این برنامه در اختیار مخاطب قرار نمی دهد. مناسب است وزارت راه و شهرسازی یا شرکت راه آهن، جزئیات بیشتری درباره ترکیب ناوگان، وضعیت قراردادها، منابع مالی و برنامه بهره برداری از این دو هزار دستگاه منتشر کنند.
هدف از طرح این پرسش ها تردید در اصل اقدام یا اهمیت سرمایه گذاری انجام شده نیست؛ بلکه روشن شدن ابعاد برنامه ای است که می تواند تأثیر قابل توجهی بر آینده حمل ونقل ریلی کشور داشته باشد.ترکیب دو هزار دستگاه ناوگان باید مشخص شودنخستین پرسش این است که دو هزار دستگاه اعلام شده دقیقاً شامل چه نوع واگن هایی است. در خبر، تفکیکی میان واگن های باری و مسافری ارائه نشده است. همچنین معلوم نیست چه تعداد از واگن ها نو، چه تعداد بازسازی شده و چه تعداد جایگزین ناوگان فرسوده خواهند شد.در بخش باری، نوع واگن اهمیت زیادی دارد. واگن های لبه بلند، لبه کوتاه، مسقف، مخزن دار، فله بر، کانتینربر، حمل غلات، سیمان یا خودرو، هرکدام برای بازار، مسیر و عملیات مشخصی طراحی می شوند و به امکانات متفاوتی در مبدأ و مقصد نیاز دارند.
در بخش مسافری نیز لازم است نوع واگن، ظرفیت، کلاس خدمات، سرعت طراحی، امکانات رفاهی، سازگاری با شبکه موجود و نحوه به کارگیری آن ها اعلام شود. موضوع لکوموتیو نیز باید در کنار واگن ها مورد توجه قرار گیرد. هرچند عنوان خبر صراحتاً از خرید واگن سخن می گوید، افزایش تعداد واگن بدون تأمین متناسب نیروی کشش، الزاماً به افزایش ظرفیت حمل منجر نمی شود. از این رو ضروری است مشخص شود آیا برای بهره برداری از این واگن ها، تأمین لکوموتیوهای باری، مسافری و مانوری نیز پیش بینی شده است یا خیر. اگر لکوموتیو نیز در مجموعه برنامه های نوسازی و توسعه ناوگان قرار دارد، مناسب است تعداد، نوع، توان، سازنده، سهم تولید داخل، زمان تحویل و وضعیت آماده به کاری آن ها به صورت جداگانه اعلام شود. در غیر این صورت، باید توضیح داده شود که کشش موردنیاز دو هزار واگن جدید از چه محلی تأمین خواهد شد. خرید، تحویل و بهره برداری سه مرحله متفاوت استدر ارزیابی چنین برنامه ای باید میان انعقاد قرارداد خرید، تولید، تحویل و ورود واقعی ناوگان به بهره برداری تفاوت قائل شد. این مراحل ممکن است از نظر زمانی فاصله قابل توجهی با یکدیگر داشته باشند.
واگنی که قرارداد خرید آن منعقد شده، لزوماً ساخته یا تحویل نشده است. همچنین واگن تحویل شده تا زمانی که مراحل آزمون، تأیید فنی، شماره گذاری، اخذ مجوز سیر و پذیرش در شبکه را طی نکند، وارد بهره برداری تجاری نخواهد شد. به همین دلیل، ارائه آمار تفکیکی زیر می تواند تصویر روشن تری از پیشرفت برنامه ایجاد کند: تعداد قراردادهای منعقدشده؛ تعداد واگن های در حال ساخت؛ تعداد واگن های تولیدشده و تحویل شده؛ تعداد واگن های تأییدشده و دارای مجوز سیر؛ تعداد واگن هایی که عملاً وارد چرخه حمل بار یا مسافر شده اند؛ تعداد واگن های فرسوده ای که در مقابل از رده خارج می شوند.
این تفکیک از آن جهت مهم است که اگر واگن های جدید جایگزین ناوگان فرسوده شوند، نتیجه اصلی طرح، افزایش ایمنی، قابلیت اطمینان و کاهش هزینه های تعمیراتی خواهد بود؛ اما اگر علاوه بر نوسازی، به موجودی عملیاتی شبکه افزوده شوند، باید آثار آن بر ظرفیت خطوط و سایر اجزای شبکه نیز بررسی شود.اطلاعات قراردادی و اقتصادی منتشر شودارزش قراردادها، قیمت متوسط هر دستگاه، نام خریداران و سازندگان، نحوه انتخاب تأمین کنندگان، برنامه تحویل و منبع تأمین مالی در خبر ذکر نشده است.
انتشار این اطلاعات می تواند به ارزیابی دقیق تر اقتصادی طرح و میزان پیشرفت آن کمک کند. همچنین مناسب است مشخص شود چه سهمی از تجهیزات و قطعات در داخل کشور تولید شده و چه میزان وابستگی ارزی یا وارداتی وجود دارد. در مورد خریدهای خارجی یا استفاده از قطعات وارداتی نیز اطلاع رسانی درباره انتقال فناوری، خدمات پس از فروش، تأمین قطعات یدکی و تضمین تعمیرات بلندمدت اهمیت دارد. تنوع بیش از اندازه سازندگان و مدل های ناوگان می تواند هزینه آموزش، نگهداری و تأمین قطعات را افزایش دهد. بنابراین اعلام سیاست استانداردسازی ناوگان و میزان سازگاری محصولات جدید با تجهیزات موجود نیز ضروری است.نقش بخش خصوصی و نحوه تأمین مالیبخش قابل توجهی از ناوگان ریلی کشور در مالکیت یا بهره برداری شرکت های خصوصی قرار دارد. ازاین رو لازم است سهم دولت و بخش خصوصی در خرید دو هزار واگن به روشنی مشخص شود.
باید معلوم باشد که آیا این واگن ها مستقیماً از سوی دولت یا شرکت راه آهن خریداری شده اند یا شرکت های خصوصی با استفاده از منابع خود، تسهیلات بانکی و حمایت های دولتی اقدام به خرید کرده اند. همچنین اگر قراردادها به نام شرکت های خصوصی منعقد شده، بهتر است تعداد شرکت های مشارکت کننده، سهم هر بخش و نحوه انتخاب یا حمایت از آن ها اعلام شود.سرمایه گذاری در صنعت ریلی، به ویژه در شرایط تورمی و با دوره بازگشت طولانی سرمایه، بدون دسترسی به منابع مالی مناسب با دشواری روبه رو است.
ازاین رو انتشار اطلاعات درباره ابزارهای مالی طرح اهمیت زیادی دارد؛ از جمله: میزان آورده شرکت های خصوصی؛ مبلغ و نرخ تسهیلات بانکی؛ مدت بازپرداخت و دوره تنفس؛ استفاده از اعتبارات بودجه ای یا منابع صندوق توسعه ملی؛ بهره گیری از ظرفیت های قانونی و مشوق های صرفه جویی سوخت؛ نوع تضمین یا حمایت دولت برای دریافت تسهیلات؛ نحوه تأمین ارز برای قطعات یا تجهیزات وارداتی؛ برنامه تضمین بار یا قراردادهای بلندمدت حمل برای سرمایه گذاران.
در این زمینه لازم است مشخص شود آیا تسهیلات و اعتبارات موردنیاز واقعاً تخصیص یافته و پرداخت شده یا صرفاً در مرحله تصویب و معرفی به بانک قرار دارد. تجربه پروژه های سرمایه گذاری نشان می دهد فاصله میان تصویب تسهیلات، انعقاد قرارداد بانکی و پرداخت واقعی منابع می تواند بر زمان تولید و تحویل ناوگان اثر بگذارد. همچنین مهم است روشن شود که سیاست حمایتی دولت صرفاً متوجه خرید ناوگان بوده یا برای تکمیل زنجیره سرمایه گذاری، شامل لکوموتیو، تعمیرگاه، تجهیزات پایانه ای، خطوط فرعی و امکانات تخلیه و بارگیری نیز می شود.
از سوی دیگر، برای ترغیب بخش خصوصی به سرمایه گذاری پایدار، باید پیش بینی پذیری مقررات، تعرفه دسترسی به شبکه، نحوه تخصیص لکوموتیو، زمان سیر، تضمین دسترسی عادلانه به ظرفیت خطوط و امکان انعقاد قراردادهای بلندمدت با صاحبان بار مورد توجه قرار گیرد. سرمایه گذار زمانی می تواند اقساط تسهیلات و هزینه نگهداری ناوگان را بپردازد که واگن او از نرخ گردش و بهره برداری اقتصادی مناسبی برخوردار باشد.
آیا امکان جذب دو هزار واگن در شبکه بررسی شده است؟تعداد ناوگان تنها یکی از مؤلفه های ظرفیت حمل ونقل ریلی است. افزایش واگن زمانی به افزایش واقعی حمل منجر می شود که سایر اجزای شبکه نیز متناسب با آن آمادگی داشته باشند.
در یک سیستم ریلی، ظرفیت عملیاتی را معمولاً محدودترین حلقه تعیین می کند. ازاین رو مناسب است وزارت راه و شهرسازی و شرکت راه آهن اعلام کنند که آیا پیش از انعقاد قراردادهای خرید، مطالعات «ظرفیت جذب ناوگان» انجام شده است یا خیر. اگر چنین مطالعاتی انجام شده، انتشار نتایج اصلی آن می تواند نشان دهد واگن های جدید بر چه مبنایی سفارش داده شده و چگونه وارد چرخه بهره برداری خواهند شد.
ظرفیت خطوط و محورهای هدفبراساس گزارش عملکرد وزارت راه و شهرسازی، شبکه ریلی کشور در پایان سال ۱۴۰۳ دارای ۱۵٬۷۵۴ کیلومتر خط، شامل ۱۲٬۳۰۳ کیلومتر خط اصلی و ۳٬۴۵۱ کیلومتر خط فرعی بوده است. در همان گزارش، موجودی ناوگان شامل ۱٬۰۲۷ دستگاه لکوموتیو، ۳۱٬۳۳۲ واگن باری و ۲٬۲۱۱ واگن مسافری اعلام شده است. البته طول خط به تنهایی نشان دهنده ظرفیت واقعی شبکه نیست. یک خطه یا دوخطه بودن مسیر، فاصله ایستگاه ها، ظرفیت بلاک ها، نوع سیستم علائم و ارتباطات، محدودیت سرعت، شیب مسیر، بار محوری، طول خطوط ایستگاهی و تراکم قطارهای باری و مسافری، همگی بر ظرفیت عبور قطار اثر می گذارند.
اگر تمام دو هزار دستگاه اعلام شده واگن باری باشند، معادل حدود ۶.۴ درصد موجودی واگن های باری پایان سال ۱۴۰۳ خواهند بود. اما اگر بخشی از آن ها مسافری باشند، نسبت و آثار عملیاتی کاملاً متفاوت خواهد بود. بنابراین لازم است محورهای هدف، ظرفیت موجود و ظرفیت باقیمانده هر محور مشخص شود. پرسش اصلی این است که آیا برای ورود ناوگان جدید، افزایش ظرفیت خطوط، دوخطه کردن گلوگاه ها، توسعه علائم، افزایش طول خطوط ایستگاهی و ارتقای مدیریت ترافیک نیز در نظر گرفته شده است یا خیر.
لکوموتیو و نیروی کشش وجود واگن به تنهایی ظرفیت حمل ایجاد نمی کند. شاخص تعیین کننده در بخش لکوموتیو نیز موجودی اسمی نیست، بلکه تعداد لکوموتیوهای آماده به کار و میزان دسترسی روزانه به آن هاست.برای بهره برداری از دو هزار واگن جدید باید مشخص شود: چه تعداد لکوموتیو باری یا مسافری موردنیاز است؟
لکوموتیوهای موردنیاز از ناوگان موجود تأمین می شوند یا برنامه خرید و بازسازی جداگانه ای وجود دارد؟ تأمین کشش ناوگان جدید باعث کاهش لکوموتیو قطارهای فعلی نمی شود؟ لکوموتیوهای مانوری موردنیاز پایانه ها و ایستگاه ها چگونه تأمین خواهد شد؟ ظرفیت تعمیراتی، قطعات یدکی و نیروی متخصص لکوموتیوها متناسب با افزایش فعالیت پیش بینی شده است؟
اگر تناسب میان تعداد واگن و لکوموتیو آماده به کار برقرار نباشد، افزایش واگن ممکن است به افزایش توقف و کاهش نرخ گردش ناوگان منجر شود.ایستگاه ها و خطوط فرعیقطارهای جدید برای پذیرش، تشکیل، تفکیک و اعزام به ظرفیت ایستگاهی کافی نیاز دارند. تعداد خطوط قبول و اعزام، طول مفید خطوط، ظرفیت مانور، فضای توقف واگن، باسکول، تجهیزات بازرسی فنی و دسترسی به خطوط صنعتی از عوامل اصلی در این بخش است. اگر طول قطارهای جدید با خطوط ایستگاهی تناسب نداشته باشد، قطار باید در چند بخش تشکیل شود یا مدت بیشتری منتظر آزادشدن خط بماند. بنابراین ضروری است مشخص شود آیا ایستگاه ها و خطوط فرعی محورهای هدف برای پذیرش تعداد بیشتر قطار یا قطارهای طویل تر آماده شده اند.
امکانات بارگیری و تخلیه در حمل بار، واگن زمانی ظرفیت اقتصادی ایجاد می کند که چرخه بارگیری، حرکت، تخلیه و بازگشت آن در زمان مناسب انجام شود. اگر ظرفیت بارگیری مبدأ با ظرفیت تخلیه مقصد هماهنگ نباشد، واگن ها به جای حرکت، در پایانه ها متوقف خواهند ماند. نوع تجهیزات موردنیاز به نوع واگن و محموله بستگی دارد. سیلو، نوار نقاله، جرثقیل، ریچ استاکر، دامپر واگن، مخزن، انبار، باسکول و محوطه دپو، هرکدام باید متناسب با حجم حمل پیش بینی شوند.بنابراین انتظار می رود برای ناوگان جدید موارد زیر از قبل مشخص شده باشد: مبدأ و مقصد اصلی حمل؛ نوع و حجم بار؛ ظرفیت روزانه بارگیری و تخلیه؛ امکانات موجود و کمبودهای پایانه ها؛ برنامه توسعه خطوط صنعتی و اتصال مراکز تولیدی؛ مسئولیت و منبع مالی توسعه تجهیزات پایانه ای.وجود بار پایدار و قراردادهای حمل توجیه اقتصادی خرید واگن باری به وجود بار پایدار بستگی دارد. لازم است مشخص شود واگن ها برای حمل چه نوع کالایی سفارش داده شده اند و آیا با معادن، صنایع فولادی، پتروشیمی ها، پالایشگاه ها، بنادر، مراکز کشاورزی یا صاحبان بار ترانزیتی قرارداد بلندمدت منعقد شده است.
خرید ناوگان بدون پیش بینی بار مشخص می تواند رقابت میان مالکان واگن را برای حجم محدودی از بار تشدید و بهره وری سرمایه گذاری را کاهش دهد. اگر بار موردنیاز شناسایی شده است، انتشار اطلاعات کلی درباره نوع بار، محور حمل و ظرفیت سالانه آن می تواند پشتوانه اقتصادی طرح را روشن تر کند.
در بخش مسافری نیز باید تقاضای مسیر، ظرفیت ایستگاه ها، برنامه حرکت، تأمین لکوموتیو، امکانات خدماتی و نحوه فروش بلیت مورد بررسی قرار گرفته باشد.تعمیر و نگهداریدو هزار دستگاه ناوگان جدید به ظرفیت متناسب تعمیراتی نیاز دارد. تعمیرگاه ها، خطوط بازدید، تجهیزات تراش چرخ، سامانه های آزمون ترمز، بوژی، مجموعه چرخ و محور، قطعات یدکی و نیروی متخصص باید هم زمان با ورود ناوگان آماده باشند.
لازم است اعلام شود تعمیرات دوره ای و اساسی این واگن ها در کدام مراکز انجام می شود، آیا ظرفیت موجود کافی است و مسئولیت نگهداری بر عهده خریدار، سازنده یا شرکت دیگری خواهد بود. دوره ضمانت، خدمات پس از فروش و نحوه تأمین قطعات در سال های آینده نیز از اطلاعات ضروری برای ارزیابی پایداری طرح است.نیروی انسانی افزایش ناوگان و تعداد قطارها بر نیاز به لکوموتیوران، مانورچی، مأمور فنی، بازدیدکننده واگن، مسئول ایستگاه، برنامه ریز سیر، تعمیرکار و نیروهای بارگیری و تخلیه اثر می گذارد. ازاین رو باید مشخص شود آیا برآورد نیروی انسانی موردنیاز انجام شده و برنامه ای برای جذب، آموزش و صدور گواهینامه های تخصصی وجود دارد. توسعه ناوگان بدون تأمین نیروی کافی می تواند زمان توقف را افزایش دهد و فشار بیشتری بر کارکنان موجود وارد کند.
ایمنی و سازگاری فنیواگن های جدید باید از نظر بار محوری، پروفیل عبور، سیستم ترمز، نوع بوژی، سرعت مجاز، تجهیزات اتصال و سایر مشخصات فنی با شبکه کشور سازگار باشند. انجام آزمون های استاتیک و دینامیک، کنترل کیفیت تولید، تأیید نمونه، صدور مجوز سیر و ثبت سوابق تعمیراتی باید بخشی از برنامه ورود ناوگان باشد.
اگر این بررسی ها انجام شده است، انتشار خلاصه نتایج و استانداردهای مورد استفاده می تواند به افزایش اطمینان نسبت به ایمنی و کیفیت ناوگان کمک کند.ملاک موفقیت، عملکرد ناوگان استتعداد واگن خریداری شده یا تحویل شده، شاخص مهمی است؛ اما به تنهایی برای سنجش موفقیت طرح کافی نیست. شاخص هایی مانند درصد آماده به کاری، متوسط سیر روزانه، زمان گردش واگن، مدت توقف در مبدأ و مقصد، میزان بارگیری، تن کیلومتر، نفرکیلومتر و درآمد عملیاتی، تصویر دقیق تری از نتیجه سرمایه گذاری ارائه می کنند. ممکن است بخشی از ظرفیت موردنیاز، علاوه بر خرید ناوگان، از طریق کاهش زمان توقف، بهبود برنامه ریزی، افزایش سرعت بازرگانی و ارتقای مدیریت سیر به دست آید.
ازاین رو مناسب است همراه با آمار خرید، اهداف عملیاتی و بهره وری ناوگان جدید نیز اعلام شود.جمع بندیخرید بیش از دو هزار واگن، در صورت تحقق کامل و بهره برداری مناسب، می تواند گام مؤثری در نوسازی صنعت ریلی و افزایش ظرفیت حمل کشور باشد. درعین حال، برای ارزیابی دقیق این اقدام لازم است اطلاعات کامل تری درباره نوع و تعداد واگن های باری و مسافری، برنامه تأمین لکوموتیو، سازندگان، ارزش قراردادها، سهم تولید داخل، منابع مالی، زمان تحویل و میزان ورود واقعی ناوگان به بهره برداری منتشر شود.
همچنین انتظار می رود مشخص شود آیا پیش از این خرید، ظرفیت خطوط، ایستگاه ها، لکوموتیوها، پایانه ها، امکانات تخلیه و بارگیری، تعمیرگاه ها، نیروی انسانی و وجود بار یا تقاضای مسافری پایدار بررسی شده است یا خیر. اگر این مطالعات انجام شده، انتشار نتایج تفصیلی تر آن می تواند نشان دهد ناوگان جدید در چه مسیرهایی، با چه هدفی و براساس کدام برنامه عملیاتی به کار گرفته خواهد شد.
در کنار این موارد، تبیین نقش بخش خصوصی ضروری است. باید روشن شود چه میزان از سرمایه گذاری توسط شرکت های خصوصی انجام شده، چه تسهیلات و اعتباراتی برای آن در نظر گرفته شده، چه مقدار از منابع تاکنون پرداخت شده و دولت و شبکه بانکی چه سازوکاری برای پایداری اقتصادی این سرمایه گذاری پیش بینی کرده اند. انتشار این اطلاعات، افزون بر تقویت شفافیت، می تواند تصویر دقیق تری از برنامه توسعه ناوگان ارائه کند و زمینه مشارکت مطمئن تر سازندگان، شرکت های حمل ونقل ریلی، سرمایه گذاران و صاحبان بار را فراهم سازد. در نهایت، پرسش اصلی تنها این نیست که چند دستگاه ناوگان خریداری شده است؛ مهم تر آن است که این ناوگان چه زمانی، با چه ترکیبی، در کدام مسیرها و با چه سطحی از بهره وری وارد خدمت خواهد شد.
* کارشناس ارشد حمل و نقل