| کد خبر ۱۱۴۵۶۹
کپی شد

◄تحلیل درباره اظهارات مشاور رییس جمهور

◄تحلیل درباره اظهارات مشاور رییس جمهور
|

تین‌نیوز| وبلاگ محسن جلال پور- دکتر محمد علی نجفی مشاور رئیس جمهور امروز در اظهارنظری، خویشاوندسالاری و پارتی‌بازی را از چالش‌های نظام مدیریت کشور دانسته و گفته: ۴۰ درصد نیروی انسانی شاغل در بخش دولتی را نیروهای مازاد یا ضعیف تشکیل می‌دهند که این موضوع بهره‌وری را پایین آورده است. او همچنین گفته: اکنون در یک بنگاه اقتصادی مانند ایران خودرو ۱۲ هزار نفر نیروی انسانی مازاد وجود دارد؛ شرکت خودروسازی سایپا نیز همین وضعیت را دارد. 

اندکی تفکر در باره آنچه دکتر نجفی مطرح کرده، هر فرد ایرانی را دچار رعب و وحشت می‌کند. چون در سخن ایشان پیام‌های نگران‌کننده‌ای نهفته است. 

یکی از پیام‌های نهفته در سخن ایشان این است که از ۵.۸ میلیون کارمند و حقوق‌بگیر دولت، نزدیک به چهار میلیون نفر، ناکارآمد و ضعیف (ازنظر کار‌شناسی) هستند. 

ارتشی را مجسم کنید که نزدیک به نیمی از نیرو‌هایش با فنون نظامی آشنا نیستند. یا گروهی پزشک را مجسم کنید که نزدیک به نیمی از آن‌ها در کار تشخیص و درمان ضعف دارند. مدت‌هاست که بحث‌هایی درباره پایین آمدن مداوم کیفیت خدمات‌دهی دولت مطرح می‌شود و مصداق‌هایش برای مردم اظهر من‌الشمس است. مثلا مردم ایران بهترین و جدید‌ترین تکنولوژی‌های ارتباطی مثل انواع گوشی موبایل را می‌خرند اما بد‌ترین کیفیت مکالمه و اینترنت را دریافت می‌کنند. بهترین و جدید‌ترین خودرو‌ها را می‌خرند اما در بد‌ترین خیابان‌ها و جاده‌ها رانندگی می‌کنند. این ناکارآمدی در همه حوزه‌ها از جمله، بیمارستان‌ها، تأمین اجتماعی، قطار‌ها، هواپیما‌ها، اداره‌های دولتی و... مشهود است. 

اکنون سوال‌های متعددی در این زمینه در ذهن نقش می‌بندد. از جمله اینکه چگونه اجازه داده شده که ۴۰ درصد نیروی انسانی یک ساختار را نیروهای ضعیف تشکیل دهند؟ چگونه این همه نیروی ناکارآمد به دولت راه یافته‌اند؟ مسبب استخدام این همه نیرو در دولت کیست؟ و... 

در عارضه یابی این مشکل بزرگ، به این نتیجه رسیدم که ایراد اصلی در تعیین هدف و ریل گذاری اقتصاد کشور است. ما اقتصاد را برای اشتغال‌زایی می‌خواهیم و نه برای رشد اقتصادی. چون با وعده اشتغال است که مردم به نامزدهای مجلس و ریاست جمهوری رأی می‌دهند. چون با وعده اشتغال و توزیع پول است که گروه‌ها در انتخابات رأی می‌آورند. در مقابل، سخن گفتن از رشد اقتصادی هیچ جذابیت اجتماعی ندارد و پایگاه سیاسی ایجاد نمی‌کند. 

نتیجه تفکر اشتغال‌زایی، گماردن افراد به هرشکل ممکن سر هرکار است. نتیجه برنامه‌ریزی ساختاری که هدفش ایجاد اشتغال برای خوشحال نگه داشتن توده‌های اجتماعی است و اتفاقا به منابعی هم چون نفت دسترسی دارد، می‌شود همین که در اقتصاد ایران می‌بینیم. می‌شود‌‌ همان که دکتر نجفی اشاره کرده است. 

در حالی که یک ساختار سیاسی که هدفش دست یابی به رشد اقتصادی است، به بخش خصوصی‌اش اجازه فعالیت می‌دهد. پای دولتش را از فعالیت‌های اقتصادی و بنگاه داری کوتاه می‌کند و برای جلب سرمایه‌های جهانی، رابطه‌اش را با دنیا بهبود می‌بخشد. در نتیجه هم کیک اقتصادش بزرگ می‌شود و هم اینکه افراد سهم بیشتری می‌برند. 

البته اگر هدف ما ایجاد رشد اقتصادی باشد و فکر کنیم با منابع نفتی که داریم می‌توانیم به این هدف دست پیدا کنیم، دوباره پس از مدتی به بن بست می‌رسیم. چون رشد اقتصادی اگر تنها مبتنی بر سرمایه باشد، دیری نمی‌پاید که متوقف می‌شود در حالی که رشد اقتصادی مبتنی بر سرمایه و مهم‌تر از آن، بهره‌وری، می‌تواند مدت‌دار و مستمر باشد. 

 نتیجه اینکه اگر دولت همچنان خود را متولی ایجاد شغل برای انبوه بیکاران بداند، اقتصاد ایران در مسیر درست قرار نمی‌گیرد اما اگر دولت، وظیفه‌اش را بهبود فضای کسب وکار بداند و به بخش خصوصی مجال فعالیت بدهد و آزادسازی فعالیت‌های اقتصادی را به صورت جدی در دستور کار قرار دهد، چرخ اقتصاد به گردش درمی‌آید که هم رشد به دست آید و هم اشتغال ایجاد شود.

ارسال نظر
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید تین نیوز، تا ۲۴ ساعت بعد منتشر خواهد شد.
  • تین نیوز نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی‌کند.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
  • انتشار مطالبی که مشتمل بر تهدید به هتک شرف و یا حیثیت و یا افشای اسرار شخصی باشد، ممنوع است.
  • جاهای خالی مشخص شده با علامت {...} به معنی حذف مطالب غیر قابل انتشار در داخل نظرات است.
  • در نوشتن نظرات، لطفا بعد از هر کلمه، یک فاصله خالی بگذارید.
  • در انتقال تخلفات دستگاه‌ها، موارد تخلف را با ضمیمه نمودن اسناد تخلف به آدرس info@tinn.ir ارسال نمایید تا امکان پیگیری بصورت مستند فراهم شود.

  • پاسخ

    از این مطلب مفید بسیار متشکریم واقعا حقیقت این است استادی می گفت در یه کارگاه اموزشی درس میداده است در ایران خودرو وقتی اسامی دانشجویان را که بعنوان کارمند ایران خودرو بوده اند را می خوانده است همه اسامی با نام فامیلی مدیران مشترک بوده است که برای این استاد جای تعجب داشته است جالب تر این که همه افراد رشته ای غیر از مباحثدرس کارگاهی بوده که وی درس می داده است.