◄ جنگ نابرابر موتورسواران با ابر بحران ترافیک و اقتصاد بیمار
مساله موتورسیکلت در تهران، نتیجه «فرهنگ موتورسواری» یا «بی قانونی موتورسواران» نیست؛ این پدیده تا حد زیادی محصول ساختار حمل ونقل، اقتصاد خانوار، ترافیک، ضعف اجرای قانون و نوع توسعه شهری است.
تهران امروز بیش از آنکه با «مسئله موتورسیکلت» مواجه باشد، با یک نشانه جدی از بحران حمل ونقل شهری روبه رو است. افزایش روزافزون موتورسیکلت ها در خیابان های تهران تصادفی نیست. وقتی یک شهروند برای عبور از ترافیک سنگین، کاهش هزینه رفت وآمد، رسیدن سریع تر به محل کار و حتی کسب درآمد ناچار می شود به موتورسیکلت پناه ببرد، در واقع باید ریشه های این انتخاب را در ساختار شهر و نظام حمل ونقل جست وجو کرد.
به گزارش سرویس شهری تین نیوز، موتورسیکلت برای بسیاری از شهروندان، دیگر یک وسیله تفریحی یا انتخاب شخصی نیست؛ تبدیل به یک «راه حل اقتصادی و اجباری» شده است. در این نوشتار معضلات ناشی از موتورسیکلت های باری مدنظر نمی باشد زیرا موضوع نا به سامانی اقتصادی، کارشناسان و تحلیل گران خاص خود را دارد؛ اینجا تماماً به معضلات ناشی از افزایش استفاده از موتورسیکلت برای تردد در شهر پرداخته می شود.
چرا تعداد موتورسیکلت ها افزایش یافته است؟
نخستین دلیل، ضعف و ناکافی بودن حمل ونقل عمومی است. هرقدر مترو، اتوبوس و سایر شیوه های حمل ونقل عمومی نتوانند پوشش مناسب، ظرفیت کافی، سرعت مطلوب و دسترسی راحت به مقصد نهایی ایجاد کنند، بخشی از تقاضا به سمت خودرو و موتورسیکلت سوق پیدا می کند. در واقع، موتورسیکلت در بسیاری از مواقع رقیب حمل ونقل عمومی نیست؛ محصول ضعف آن است.
عامل دوم، بحران ترافیک و ناکارآمدی جابه جایی در شهر است. در شهری مانند تهران که بخش بزرگی از زمان شهروندان در ترافیک تلف می شود، موتورسیکلت مزیت مهمی دارد: می تواند از فضاهای بسیار محدود عبور کند و زمان سفر را کاهش دهد. شهروندی که باید هر روز ساعت ها در مسیر خانه و محل کار باشد، طبیعی است که به وسیله ای روی بیاورد که سرعت و انعطاف بیشتری دارد.
سومین عامل، هزینه پایین تر موتورسیکلت نسبت به خودرو است. افزایش قیمت خودرو، تعمیرات، بیمه و سایر هزینه های مالکیت خودرو باعث شده است موتورسیکلت برای بخش قابل توجهی از جامعه به گزینه ای اقتصادی تر تبدیل شود. البته نمونه های بسیار زیادی موجود است که نشان می دهد افراد از طبقه بالای اجتماعی خودرو گرید بالا خود را کنار گذاشته و با خریداری یک موتورسیکلت با کیفیت، با هدف صرفه جویی در زمان در شهر آمد و شد می کند.
اما در کنار عوامل اقتصادی و حمل ونقلی، یک عامل مهم دیگر نیز وجود دارد: ضعف در اجرای قانون و مدیریت رفتار ترافیکی. وقتی تخلفاتی مانند حرکت در پیاده رو، عبور از چراغ قرمز، حرکت خلاف جهت، ورود به مسیرهای ممنوع و بی توجهی به تجهیزات ایمنی به اندازه کافی کنترل نشود، جرم انگاری نشود، قانون شکنی به تدریج عادی می شود. در چنین شرایطی مسئله فقط تعداد موتورسیکلت ها نیست؛ مسئله کیفیت حکمرانی ترافیک است.
متاسفانه از نگاه ها و نگرش های رایج بین کارشناسان و متخصصان این است که مطرح می نمایند: "باید به شهروند حق انتخاب داد، ما نمی توانیم موتورسیکلت را از انتخاب مردم حذف کنیم!"؛ من در این نوشتار قصد دارم بیان کنم بله مردم حق انتخاب دارند، اتفاقاً در وضعیت فعلی است که شبکه حمل و نقلی ما، شهروند را به استفاده از خودرو و موتورسیکلت اجبار می نماید؛ اگر در مدیریت حمل و نقل درون شهری شیوه های متعددی و متنوعی از حمل و نقل پایدار همچون (انبوه بر و غیرموتوری)موجود بود، شهروند، بصورت هوشمند حق انتخاب داشت و شهر اکنون با معضلاتی همچون افزایش تصادفات و آسیب های انسانی، آلودگی هوا و صدا، اشغال پیاده روها، کاهش امنیت عابران پیاده، بی نظمی در معابر و افزایش فشار بر شبکه شهری رو به رو نبود.
در واقع سؤال اصلی نباید این باشد که چگونه آسیب های موتورسیکلت را از بین ببریم؟ سوال باید این باشد: چکار کنیم شهروند هوشمندانه و مختار، شیوه حمل و نقلی پاک، پایدار، سریع، در دسترس و ایمن را برگزیند!
آینده تهران چه خواهد بود؟
اگر روند موجود بدون تغییر ادامه پیدا کند، آینده چندان امیدوارکننده نیست. ممکن است در سال های آینده تعداد موتورسیکلت ها همچنان افزایش یابد و هم زمان، سهم بیشتری از سفرهای شهری به این وسیله وابسته شود که به تبع آن افزایش تلفات ناشی از تخلفات رانندگی با موتور افزایش می یابد؛ در این صورت، شهر با پدیده ای مواجه خواهد شد که می توان آن را «موتوری شدن حمل ونقل شهری» نامید؛ حال آنکه ما با دو چالش دیگر رو به رو هستیم:
-
اضافه شدن بانوان به راکبین موتورسیکلت
-
اعطا گواهینامه موتور از ۱۶ سالگی
از طرف دیگر، اگر موتورسیکلت های فرسوده و آلاینده همچنان در چرخه تردد باقی بمانند، چالش آلودگی هوا نیز جدی تر خواهد شد. بنابراین آینده موتورسیکلت در تهران فقط یک موضوع ترافیکی نیست؛ به محیط زیست، سلامت، اقتصاد شهری، ایمنی و حتی کیفیت زندگی شهروندان مربوط است.
اما یک آینده متفاوت نیز ممکن است
نخست باید حمل ونقل عمومی تقویت شود و به فراخور استفاده از خودرو را برای شهروند سخت نمود، وقتی مترو و اتوبوس سریع، قابل اعتماد، در دسترس و یکپارچه باشند، وابستگی شهروندان به وسایل شخصی و موتوری کاهش پیدا می کند.
در این مقطع بسیاری از مدیران شهری معتقدند توسعه حمل و نقل عمومی امری زمان بر است و نمیتوان بدان امید داشت؛ حال آنکه می توان اذعان نمود ترویج مد "دوچرخه و دوچرخه اشتراکی" در فواصل زیر ۵ کیلومتر در شهر می تواند در بازه زمانی کوتاه مدت ما را از معضلات نگران کننده افزایش موتورسیکلت نجات دهد. در این امر در دسترس بودن دوچرخه و امن و ایمن بودن مسیر دوچرخه برای بانوان و کودکان از اولویت های اول است.
در نهایت، باید به اصل مهم تری برگردیم: شهر را نباید بر اساس وسیله نقلیه، بلکه بر اساس انسان طراحی کرد. در واقع شهر برای انسان است نه خودرو و موتور! اگر مسیر پیاده، دوچرخه، حمل ونقل عمومی، خودرو و موتورسیکلت هرکدام جایگاه مشخص خود را داشته باشند، تعارض میان آنها کاهش پیدا می کند.
جمع بندی
موتورسیکلت در تهران معلول است، نه علت اصلی بحران.
وقتی ترافیک سنگین است، حمل ونقل عمومی کافی نیست، خودرو گران است، زمان شهروند ارزشمند است طبیعی است که میل به استفاده از موتورسیکلت افزایش پیدا کند. حال آنکه استفاده از موتورسیکلت و قانونی شدن آن برای بانوان ما به حقوق مدنی، ابزاری برای مطالبه اجتماعی و احقاق حقوق بدل شده است.
اگر امروز موتورسیکلت را فقط یک «مزاحم خیابانی» ببینیم، فردا با یک بحران بزرگ تر روبه رو خواهیم شد. اما اگر آن را بخشی از واقعیت حمل ونقل شهری بدانیم و برای آن قانون، برای سایر مدهای پایدار زیرساخت، فناوری و سیاست درست طراحی کنیم، می توان همین تهدید را به فرصتی برای ساختن یک نظام حمل ونقل شهری کارآمدتر تبدیل کرد.
تهران امروز نیاز به اصلاح نگرش در بین تصمیم گیران و جامعه محلی دارد.
مدیرعامل انجمن حمل و نقل پاک و پایدار