◄رئیس دایره حمل و نقل مستقیم!
وبلاگ تین نیوز، فریدون اروجلو | با یکی از دوستان که از قضا او هم از زمره بازن نشستگان راه آهن! و شاغل در یکی از شرکت های حمل و نقل خصوصی و آدم اهل فرهنگی است صحبت از شاهنامه فردوسی شد. دیدم بنده خدا علیرغم اینکه آدم اهل مطالعهای است، اما مثل خیلی از ماها تصویر درستی از یکی از بزرگترین مفاخر ایران ابولقاسم فردوسی، این حماسه سرای بزرگ ایرانی که شاهنامه اش پایان نامه ی عزت و شرف ایرانیان و سرشار از شور و عشق و خداشناسی ست، در ذهن ندارد!
اول اینکه اعتقاد داشت که فردوسی شاعری ملی گرا وضد مذهب بوده که در شاهنامهاش حتی یک واژه عربی هم به کار نبرده و بعد با تعصب خاصی بابکار بردن زبان عربی در زبان فارسی مخالف و معتقد بود چون ما ایرانی و ملتی دارای فرهنگ و تمدن ایرانی و بقول ایشان پارسی هستیم، لزومی ندارد که در مقام بیان و گفتار و نوشته ها از لغات و واژههای عربی استفاده کنیم اینجا بود که رگ غیرت اینجانب بجوش آمد و شروع کردم به دفاع کردن شدید از حکیم طوس! و بعد در حالی که احساس میکردم روح جناب فردوسی هر لحظه از من شاد تر می شود گفتم: خلاف به عرضتان رساندهاند، چون شاهنامه حدود 706 واژه ی عربی دارد که درمجموع این واژه ها 8938 بار تکرار شده است. به عنوان مثال واژه هایی هم چون زمان، قلم، قدر، علی و نبی تماما واژه های عربی و از مواردی است که در اشعار فرودسی آمده است.
فردوسی می گوید:
اگر چشم داری به دیگر سرای به نزد علی و نبی گیر جای
یا اینکه ...
بدان بازو و یال و آن قدر و شاخ میان چون قلم ، سینه و بر فراخ
درست است که ما ایرانی هستیم و به زبان فارسی افتخار می کنیم ولی نباید فراموش کنیم ورود زبان عربی که زبان دین ما نیز هست به زبان فارسی ظرافت و شیرینی خاصی داده وتا حدود زیادی به توانایی های این زبان به ویژه در زمینه سرودن شعر افزوده است با تلفیق واژه های عربی زبان فارسی از نظر واژگان برای بیان مفاهیم وسعت یافته، بطوریکه بسیاری از مفاهیم زبان فارسی با کمک لغات عربی بیان می شود و چناچه بخواهیم در تمام نوشته های خود صرفا از زبان فارسی استفاده کنیم بسیاری از مفاهیم بی معنا ونا موزون وگاه خنده دار می شود بطوریکه خواننده ممکن است اصل مطلب را متوجه نشود !
بعد ادامه دادم: همین تابلویی که بر سردر یکی از واحد های شرکت شما نقش بسته کل عبارتش عربی است! دوستم که حالا کمی گیج شده بود پرسید کدام تابلو؟ گفتم همان تابلویی که بالای در اتاقی که کنار امور اداری قرار گرفته نصب شده! اگه کمی دقت کنی متوجه می شی که عنوان درج شده (رئیس دایره حمل ونقل مستقیم ) تمام کلماتش عربیه! که ترجمه هر کدوم جداگانه به زبان فارسی و بعد ترکیب جمله عبارت نامانوس و بی معنایی رو به ذهن متبادر می کنه !
مثلا ترجمه واژه رئیس به فارسی میشه سرنشین، جایگزین لغت دایره که یک واژه عربی است در زبان فارسی میشه گردکی، عبارت حمل ونقل هم در زبان ما میشه آورد و برد، و لغت مستقیم هم که یک واژه ناب عربیه میشه سیخکی! اگه بخواهیم با زیان فارسی اصیل تابلو این دپارتمان (قسمت) شرکت شما رو (بدون استفاده از عبارات عربی) نمایش بدهیم باید بنویسم (سرنشین گردگی آورد وبرد سیخکی)!
نقل می کنند رضا خان میرپنج سرسلسه حکومت پهلوی در زمان حکومت خود با مسائل دینی و خصوصا زبان عربی خصومتی دیرینه داشت. او در یکی از روزهایی که عازم تبریز بود موکدا دستور داد که از امروز هیچ کسی اجازه ندارد در نامه ها و محاورات به ویژه متون تلگرافی از واژه عربی استفاده کند. وقتی که به تبریز رسید مسئولین تلگراف خانه ی تبریز طبق روال معمول وظیفه داشتند خبر ورود او به تبریز را به تهران وجاهای دیگر مخابره کنند. یعنی می بایستی بنویسند اعلیحضرت در فلان ساعت به تبریز تشریف فرما شدند.
از آنجایی که اجازه نداشتند از لغت عربی استفاده کنند و از طرفی حدود نود درصد عبارتی که به صورت خبر می بایست مخابره می شد، عربی بود مسئولین ساعت ها ها فکر کردند که چگونه این خبر را بدون بکار گیری لغات عربی به تهران مخابره کنند. آخر کار مسئولین ذیربط برای اینکه هم فرمان شاه را اجرا کرده باشد و هم خبر را به تهران ارسال کرده باشند مجبور شدند متن تلگراف را اینگونه تنظیم و ارسال کنند.
بالا گنده جا به جا شد...!!! که در این عبارت بالا گُنده مترادف واژه ی اعلیحضرت که واژه ای عربی و متداول بود و جا به جا نیز معادل فارسی واژه ی تشریف فرمائی به کار رفته بود!!
قطعا نویسنده این متن یک بی خرد بوده
وگرنه بسیار وارژه نفیس که میتوان جایگزین کلمات عربی کنیم حتی این جمله ريیس...
بازگردانیهایی که کردید در راستای پارسیستیزی است.
سرپرست انجمن ترابری سرراست (راستایی ، یکسویه)
شاهنشاه بامدادگاهان (پسین ، ایواره ، نیمهی روز ، شب ، نیمهشب) به تبریز رسیدند (گام نهادند)
البته به جای کلمه الاحرام می توانستن از کلمه شاه یا پادشاه که در ایران باستان هم متداول بود استفاده کنند و فعل رسید یا رسیدن یعنی پادشاه رسیدن که هم کوتاه است و هم فارسی ولی در باره جدا کردن زبان فارسی از عربی بله کمی سخت و برای ما دیرفهم تر چون کلمات عربی در زبان ما جا افتاده ولی در خصوص شاهنامه کلمه مثل علی که یک اسم هست رو نباید جز کلمات عربی بیاریم چون علی در آنجا یک اسم خاص و نمیشه اسم خاص رو چه عربی یا فارسی معادل کرد ولی برای بچه هامون میتوانیم نام فارسی قرار بدیم