◄ تا زمانی که واقعیت تلخ عقب ماندگی لجستیکی را نپذیریم، هیچ کریدوری از ایران عبور نخواهد کرد
ایران «قلب زمین» است، اما این قلب نیاز به جراحی فوری دارد، نه مسکن های خبری و تحلیل های آرام بخش. تا زمانی که واقعیت تلخ عقب ماندگی لجستیکی را نپذیریم، هیچ کریدوری از ایران عبور نخواهد کرد؛ چه حیفا امن باشد، چه نباشد.
یوسف فراهانی: هفته گذشته، تحلیلی در رسانه تخصصی حمل و نقل ( تین نیوز) منتشر شد که مدعی بود کریدور هند خاورمیانه اروپا (IMEC) به دلیل تحولات امنیتی و هزینه های بالای تخلیه و بارگیری، پروژه ای شکننده است. نویسنده با خوش بینی عجیبی پیشنهاد داده بود که ایران باید اتصال ریلی به چین را در دستور کار قرار دهد. اما این نگاه، نه تنها یک خطای محاسباتی، بلکه نوعی «آرزو اندیشی» (Wishful Thinking) است که سال هاست سیاست گذاری ترانزیتی ما را به بیراهه برده است. در ادامه به واکاوی این خطاهای راهبردی می پردازیم:
۱. توهم «سکوت» در برابر غوغای واقعیت ادعا شده است که رقبا در «سکوت» کار می کنند. کدام سکوت؟ پروژه IMEC با سر و صدای فراوان در اجلاس G20 رونمایی شد و غرب و متحدان منطقه ای اش تمام قد پشت آن ایستاده اند. اگر سکوتی حس می کنیم، ناشی از ناشنوایی استراتژیک ماست. مشکل این نیست که آنها ساکت اند؛ مشکل این است که «سرعت» پیشرفت آنها با «کندی» مرگبار پروژه های ما قابل قیاس نیست. در حالی که ما دهه هاست در پیچ وخم تکمیل خط آهن رشت-آستارا یا چابهار-زاهدان گرفتاریم، امارات و عربستان با سرعتی باورنکردنی در حال یکپارچه سازی زیرساخت های دیجیتال و ریلی خود هستند.
۲. قمار روی اسب بازنده: دلخوشی به ناامنی حیفا بزرگ ترین خطای تحلیلی، شرط بندی روی ناامنی پایدار در بندر حیفا است. جنگ ها تمام می شوند، اما زیرساخت ها و منافع اقتصادی باقی می مانند. سرمایه ترسو است، اما باهوش نیز هست. تصور اینکه صاحبان کالا صرفاً به خاطر چند موشک، مسیر مدرن، سریع و مدیریت شده توسط غول های لجستیکی دنیا را رها کرده و مسیرهای فرسوده، غیرقابل پیش بینی و درگیر بوروکراسی ایران را انتخاب کنند، ساده لوحانه است. اسرائیل و شرکای عربی اش برای این ناامنی، راه حل های پدافندی و جایگزین های بیمه ای تعریف می کنند، اما ما برای «خودتحریمی» و سوءمدیریت داخلی چه کرده ایم؟
۳. افسانه «هزینه بالا» و فاکتور زمان در نقد فنی کریدور رقیب، به تعدد تخلیه و بارگیری (Transshipment) به عنوان نقطه ضعف اشاره می شود. در دنیای لجستیک مدرن، «تعداد جابجایی» عامل تعیین کننده نیست، بلکه «زمان توقف» مهم است. بنادر جبل علی و حیفا به سمت تمام اتوماتیک شدن و گمرک دیجیتال حرکت کرده اند. بار در این بنادر در چند ساعت ترخیص می شود، در حالی که در مرزهای ما، کالاها گاهی هفته ها پشت صف های طولانی و سامانه های قطع و وصل شده معطل می مانند. رقیب با تکنولوژی، هزینه را جبران می کند؛ ما با مدیریت سنتی، مزیت جغرافیایی مان را دفن می کنیم.
۴. شعارزدگی در اتصال به چین پیشنهاد «اتصال ریلی به چین» بدون پشتوانه اجرایی، تنها یک شعار زیباست. با کدام ناوگان؟ شبکه ریلی ایران امروز با بحران شدید کمبود لوکوموتیو و فرسودگی واگن ها دست و پنجه نرم می کند. سرعت سیر بازرگانی قطارهای باری در ایران به شدت پایین است. دعوت از چین برای عبور از ایران، پیش از آنکه «امضاهای طلایی» حذف شوند و نوسازی ناوگان صورت گیرد، مانند دعوت مهمان به خانه ای ویران است. چین منتظر ما نمی ماند؛ آن ها مسیر آسیای میانه و کریدور میانی را با سرعت جایگزین کرده اند.
کلام آخر: بیدار شویم اینکه بنشینیم و منتظر باشیم تا تنش های سیاسی یا جنگ غزه، پروژه رقبای ما را زمین بزند، استراتژی نیست؛ انفعال است. کریدورهای رقیب، نه در سکوت، بلکه در سایه «غفلت» ما در حال بلعیدن سهم ایران از تجارت جهانی هستند. ایران «قلب زمین» است، اما این قلب نیاز به جراحی فوری دارد، نه مسکن های خبری و تحلیل های آرام بخش. تا زمانی که واقعیت تلخ عقب ماندگی لجستیکی را نپذیریم، هیچ کریدوری از ایران عبور نخواهد کرد؛ چه حیفا امن باشد، چه نباشد.
بله حیفا نا امن نمیشود و بهتر است بجای دلخوش کردن به مسایل واهی ، منابع مان را تجمیع و کار را شروع کنیم.
امروز خبر رسیده که پاکستان و ازبکستان در حال تامین بودجه هستند تا بطور قریب الوقوع عملیات اجرایی کریدور شمال به جنوب جدید ، موسوم به خط آهن ترانس افغان را از وسط مناطق بشدت کوهستانی افغانستان و مناطق بسیار نا امن وزیرستان پاکستان احداث بکنند.
آن وقت در ایران از سال ۹۸ هی دارند توی سر و کله هم میزنند و تعلل میکنند
که خط آهن هرات _مزارشریف_واخان_چین را در آن سرمایه گذاری بکنیم یا نکنیم !! مسیری که اکثرا دشتی هست و از خط آهن ازبکستان ، افغانستان ، پاکستان احداث راه آهن در آن آسانتر هست!
بله شعار زدگی کافیست. در حالی که تمام رقبا بشدت مشغول کار اند. مسوولان مشغول ساخت بزرگراه و جاده های غیر ضروری داخلی هستند.
بطور نمونه برای خط آهن زاهدان_بیرجند_سرخس ( که قطعه ی مکمل خط آهن زاهدان_ چابهار هست) فقط و فقط مبلع بسیار اندک ۳.۵ همت بودجه را اختصاص داده اند.
بعد برای ساخت یک بزرگراه غیر ضروری در یزد ۵۰ همت اختصاص داده اند. [ تین نیوز = پروژه آزادراه نطنز- یزد - سیرجان با اعتبار ۵۰ همت، نهایی شد ].
اصلا در تاسیس کریدور های مهم ، اولویت احداث قایل نیستند و بودجه در پروژه های بدون اولویت پخش و پلا میشود.
من معتقدم اگر دست از تعلل ها برداریم و سریعتر خط آهن هرات به مزارشریف __ تخار را احداث کنیم. تقریبا بیشتر راه اتصال مستقیم به چین را پیموده ایم.
از هرات تا تخار تقریبا کل مسیر دشتی و صاف هست و احداث خط آهن مشکل چندانی ندارد.
در مورد امنیت هم اگر دولت ایران و حکومت مستقر در افغانستان تمام بار های عبوری را ( بیمه ) همه جانبه بکنند، مسلما بازرگانان و مسوولان چینی و سایر کشور ها بشدت ترغیب میشوند تا از خط آهن مستقیم ایران_چین استفاده کنند
این بنظرم بهترین و کوتاهترین و سودآور ترین راه فعال سازی کریدور شرق به غرب از طریق ایران است.
کریدوری که مردم در زندگی خود،تاثیر اش را حس خواهند کرد.ان شا الله
بارک الله.