◄ تجربه جهانی و فرمول شناخته شده کاهش مصرف بنزین
کاهش مصرف بنزین، پیش از آنکه محصول گرانی سوخت باشد، نتیجه ایجاد انتخاب های بهتر برای مردم است. هر قدر حمل و نقل عمومی کارآمدتر و شهرها کمتر خودرو محور شوند، رسیدن به هدفی که معاون اول مطرح کرده، واقعی تر و پایدارتر خواهد بود.
محمدرضا عارف، معاون اول رئیس جمهور، در جلسه کارگروه بنزین بر یک هدف مهم تاکید کرده است: کشور باید به سمتی حرکت کند که نیازی به واردات بنزین نداشته باشد.
این هدف، از نظر اقتصادی، مدیریتی و حتی امنیت انرژی، کاملا قابل دفاع است. اما رسیدن به آن با توصیه های مقطعی یا تصمیم های صرفا قیمتی ممکن نخواهد بود. واقعیت این است که تجربه جهانی برای کاهش مصرف سوخت، به ویژه بنزین، فرمول پیچیده و ناشناخته ای ندارد و تقریبا در همه کشورها بر دو پایه روشن استوار است: توسعه حمل و نقل عمومی و مهار وابستگی شهرها به خودروی شخصی.
تا زمانی که شهروندان برای رفت و آمد روزانه، سفرهای درون شهری و حتی مسیرهای بین شهری، گزینه ای ارزان، قابل اعتماد، سریع و در دسترس نداشته باشند، نمی توان از آنها انتظار داشت مصرف بنزین را به شکل معنادار کاهش دهند. در چنین شرایطی، خودروی شخصی نه یک انتخاب لوکس، بلکه یک ضرورت روزمره می شود. بنابراین نخستین گام برای کاهش مصرف بنزین، تقویت کمی و کیفی حمل و نقل عمومی است؛ از مترو، اتوبوس و ناوگان برقی گرفته تا خطوط ریلی حومه ای و شبکه های برون شهری. این توسعه هم باید در ظرفیت صورت بگیرد و هم در کیفیت خدمات، زمان بندی، پوشش جغرافیایی و اتصال میان شیوه های مختلف حمل و نقل.
پایه دوم، که در سیاست گذاری شهری کمتر به آن توجه شده، پرهیز از توسعه معابر خودرویی است. تجربه بسیاری از شهرهای جهان نشان داده هرچه ظرفیت خیابان ها، بزرگراه ها و مسیرهای خودرویی افزایش پیدا کند، تقاضا برای استفاده از خودرو شخصی هم بیشتر می شود. این همان پدیده ای است که در ادبیات برنامه ریزی شهری از آن با عنوان «تقاضای القایی» یاد می شود. به بیان ساده، ساختن معبر جدید الزاما به کاهش ترافیک و مصرف سوخت منجر نمی شود؛ چه بسا خود به افزایش تعداد سفرهای خودرویی و مصرف بیشتر بنزین دامن بزند. با این حال، بخش بزرگی از پروژه های عمرانی ما همچنان بر افزایش ظرفیت معابر خودرویی متمرکز است؛ مسیری که با هدف کاهش مصرف بنزین همخوانی ندارد.
نکته مهم اینجاست که اگر این دو پیش شرط فراهم نشود، حتی افزایش شدید قیمت بنزین نیز الزاما به صرفه جویی پایدار منجر نخواهد شد. ممکن است در کوتاه مدت، شوک قیمتی رفتار بخشی از مصرف کنندگان را تغییر دهد، اما در بلندمدت، وقتی جایگزین مناسبی برای جابه جایی وجود نداشته باشد، مردم ناچارند همان الگوی مصرف را ادامه دهند و فقط هزینه بیشتری بپردازند. در چنین وضعی، فشار اصلی بر خانوارها وارد می شود، بی آنکه اصلاح ساختاری در مصرف رخ دهد.
اگر سیاستگذار واقعا می خواهد نیاز کشور به واردات بنزین کاهش یابد، باید از نگاه صرفا سوخت محور فاصله بگیرد و مسئله را در مقیاس سیاست حمل و نقل، شهرسازی و سبک زندگی شهری ببیند. کاهش مصرف بنزین، پیش از آنکه محصول گرانی سوخت باشد، نتیجه ایجاد انتخاب های بهتر برای مردم است. هر قدر حمل و نقل عمومی کارآمدتر و شهرها کمتر خودرو محور شوند، رسیدن به هدفی که معاون اول مطرح کرده، واقعی تر و پایدارتر خواهد بود.