◄ آزادراه تهران شمال برای بهره برداری معکوس آماده است؟/ نگاهی تخصصی به الزامات ایمنی یک طرفه سازی آزادراه ها
تحلیل یک طرفه سازی آزادراه تهران شمال با رویکرد مهندسی ایمنی و بهره برداری آزادراه ها نشان می دهد چرا اجرای تردد معکوس، پیش از بهر هبرداری، مستلزم ارزیابی ریسک، انطباق زیرساخت و سامانه های ITS، تمهیدات امداد و نجات و استقرار دستورالعمل ملی Contraflow است.
تصمیم پلیس راه برای یک طرفه کردن آزادراه تهران–شمال در روزهای اوج سفر، اگرچه با هدف تخلیه بار ترافیکی و جلوگیری از قفل شدگی شبکه اتخاذ شد، اما یک پرسش مهم را نیز پیش روی جامعه مهندسی حمل ونقل کشور قرار داده است؛ آیا آزادراه های ایران برای بهره برداری معکوس طراحی و آماده شده اند؟
پاسخ به این پرسش، صرفا یک بحث اجرایی یا انتظامی نیست، بلکه موضوعی کاملاً تخصصی در حوزه مهندسی ایمنی راه، بهره برداری آزادراه ها و مدیریت بحران به شمار می رود.
تردیدی نیست که پلیس راه در شرایط اضطراری ناگزیر است برای حفظ جریان ترافیک تصمیم های فوری اتخاذ کند. هیچ کارشناس منصفی نیز اصل این ضرورت را انکار نمی کند. اما همان اندازه که اصل تصمیم اهمیت دارد، پیامدهای فنی آن نیز باید مورد توجه قرار گیرد.
آزادراه، برخلاف تصور عمومی، صرفا مجموعه ای از دو باند رفت و برگشت نیست. تمامی اجزای آن، از هندسه مسیر گرفته تا علائم، تجهیزات، سامانه های هوشمند، محل استقرار خدمات، شانه ها، خروجی ها، جان پناه ها، دوربین ها، روشنایی، ایستگاه های امدادی و حتی نحوه استقرار نیروهای عملیاتی، بر اساس یک جهت مشخص حرکت طراحی می شوند.
هنگامی که جهت بهره برداری تغییر می کند، در واقع فلسفه عملکرد بسیاری از این اجزا نیز دگرگون می شود.
در چنین شرایطی، تابلوهای راهنمایی و هشدار ممکن است دیگر در محل مناسب قرار نداشته باشند، دوربین های کنترل تخلفات و سامانه های ثبت سرعت عملکرد مطلوب خود را از دست بدهند، تجهیزات اخذ عوارض برای جهت عکس پیش بینی نشده باشند و راننده نیز با محیطی مواجه شود که از نظر ادراک بصری با شرایط عادی تفاوت دارد.
از سوی دیگر، در بسیاری از آزادراه ها، محل قرارگیری شانه ها، پارکینگ ها، مجتمع های خدماتی، راه های دسترسی اضطراری، خروجی ها و ورودی ها، زاویه کف جاده در و پیچ ها متفاوت و بر مبنای جهت اصلی تردد طراحی شده است. تغییر جهت بهره برداری می تواند کارایی بخشی از این امکانات را کاهش دهد یا حتی در برخی شرایط، مخاطرات جدیدی ایجاد کند که رفع این موضوع برای مسیرهایی که چندین بار در سال به صورت معکوس استفاده می شود، اولویت اول دارد.
موضوع دیگری که کمتر مورد توجه قرار گرفته، جایگاه خط عبور سریع است. در طراحی معمول، این خط با فرض جهت مشخص حرکت جانمایی شده است. بهره برداری معکوس می تواند این خط را در مجاورت موانع جانبی، دیواره های تونل، پرتگاه ها، محل فعالیت نیروهای خدماتی یا سایر نقاط حساس قرار دهد؛ وضعیتی که نیازمند ارزیابی دقیق ایمنی است.
همچنین بسیاری از تقاطع های غیرهمسطح، رمپ ها و مسیرهای دسترسی، برای عملکرد یک طرفه طراحی شده اند و در صورت تغییر جهت بهره برداری، ممکن است الگوی تداخل جریان های ترافیکی نیز تغییر کند.
البته این دغدغه ها به معنای مخالفت با یک طرفه سازی نیست. در بسیاری از کشورهای جهان نیز در شرایط خاص، از روش بهره برداری معکوس یا Contraflow استفاده می شود، اما تفاوت اساسی در آن است که این اقدام بر پایه دستورالعمل های دقیق، مطالعات از پیش انجام شده، سناریوهای مشخص، تجهیزات ویژه، آموزش نیروهای اجرایی و اطلاع رسانی کامل به رانندگان انجام می شود.
به عبارت دیگر، در آن کشورها ابتدا استاندارد تدوین می شود و سپس عملیات اجرا می شود؛ نه اینکه عملیات انجام شود و بعد درباره پیامدهای آن مطالعه صورت گیرد.
آنچه امروز جای آن در نظام مدیریت راه های کشور خالی به نظر می رسد، وجود یک دستورالعمل ملی برای بهره برداری معکوس از آزادراه هاست؛ دستورالعملی که مشخص کند در چه شرایطی می توان چنین تصمیمی گرفت، حداکثر سرعت مجاز چه میزان باشد، چه علائم موقتی باید نصب شود، سامانه های هوشمند چگونه تغییر وضعیت دهند، نیروهای امدادی چگونه مستقر شوند و چه الزامات ایمنی باید پیش از آغاز عملیات فراهم شود.
همچنین ضروری است پس از هر بار اجرای چنین طرحی، اطلاعات مربوط به عملکرد آن شامل زمان اجرا، میزان کاهش ترافیک، آمار سوانح، نحوه امدادرسانی، نقاط ضعف و مشکلات احتمالی، به صورت کارشناسی بررسی و مستندسازی شود تا تجربه های حاصل، مبنای تدوین استانداردهای آینده قرار گیرد.
این موضوع منحصر به آزادراه تهران–شمال نیز نیست. با افزایش سفرهای جاده ای و توسعه شبکه آزادراهی کشور، احتمال استفاده از این شیوه در سایر مسیرها نیز وجود خواهد داشت. بنابراین لازم است وزارت راه و شهرسازی، سازمان راهداری و حمل ونقل جاده ای، پلیس راه فراجا، شرکت ساخت و توسعه زیربناهای حمل ونقل کشور و مراکز دانشگاهی، تدوین ضوابط ملی بهره برداری معکوس از آزادراه ها را در دستور کار قرار دهند.
مدیریت بحران، هرگز نباید جایگزین مهندسی شود؛ بلکه باید بر شانه های مهندسی و استانداردهای از پیش تدوین شده استوار باشد. اگر امروز درباره الزامات فنی این نوع بهره برداری گفت وگو و پژوهش نکنیم، ممکن است در آینده با تصمیم هایی مواجه شویم که هرچند با نیت حل یک بحران اتخاذ شده اند، اما خود منشأ مخاطرات جدیدی باشند.
شاید زمان آن رسیده باشد که این موضوع از سطح یک تصمیم مقطعی، به یک پرونده تخصصی در حوزه ایمنی راه و بهره برداری آزادراه ها تبدیل شود؛ پرونده ای که نتیجه آن، تدوین ضوابطی روشن برای حفظ همزمان «روانی ترافیک» و «ایمنی کاربران» باشد.