◄ سهم ناچیز توان یابان از سفرهای شهری؛ چرا شهرها همچنان برای همه مناسب سازی نشده اند؟
ناوگان حملونقل عمومی ایران بهدلیل گسست زنجیره دسترسیپذیری، نبود سیستمهای اعلام صوتی و نقایص ایمنی سکوها، پاسخگوی زیست مستقل نابینایان نیست و این قشر را در مرز حوادث معلق نگه داشته است.
همزمان با روز جهانی عصای سفید، ارزیابی وضعیت مدهای مختلف حمل ونقل عمومی در کلان شهرهای کشور نشان می دهد که به رغم اجرای برخی اقدامات پراکنده، گسست زنجیره دسترسی پذیری و غیبت استانداردهای طراحی همگانی، امکان تردد ایمن و مستقل را از شهروندان دارای آسیب بینایی سلب کرده است؛ چالشی ساختاری که زیست شهری این قشر را در مرز میان حقوق شهروندی و حوادث روزمره معلق نگه می دارد.
به گزارش سرویس شهری تین نیوز، عصای سفید پیش از آنکه نمادی از محدودیت حسی باشد، خط کشی دقیق برای اندازه گیری کارآمدی سامانه های حمل ونقل عمومی و عیار انسان محوری زیرساخت های شهری است. در الگوی سنتی توسعه شهری، اولویت مطلق تخصیص فضا همواره با جریان شتابان خودروها بوده و حقوق ابتدایی عابران پیاده، به ویژه گروه های کم توان، به حاشیه رانده شده است.
مهندسی حمل ونقل زمانی به بلوغ واقعی می رسد که ضعیف ترین حلقه های جامعه بتوانند بدون وابستگی به همراه، سفر روزانه خود را از درب منزل تا دورترین نقاط کلان شهر برنامه ریزی و اجرا کنند. طراحی همگانی نه یک امتیاز ترحم آمیز یا تشریفات نمایشی، بلکه ضابطه ای حقوقی و مهندسی است که نقشه راه اتصال مسافر به شبکه یکپارچه چندوجهی را ترسیم می کند و هرگونه گسست در این مسیر، کلیت سفر را با انسداد مواجه می سازد.
آغاز سفر یک مسافر نابینا با گام نهادن بر خطوط هدایت کننده بساوایی در پیاده روها شکل می گیرد؛ مسیری که باید بدون تقاطع با موانع فیزیکی، چاله های کارگاهی یا سد معبر به ورودی ایستگاه های اتوبوس و مترو متصل شود. در معابر شهری ایران، تجهیز نشدن تقاطع های پرتردد به سیستم های اعلام صوتی عابر پیاده و کلیدهای لرزاننده زیر شستی چراغ راهنمایی، عبور از عرض خیابان را به تجربه ای دلهره آور تبدیل کرده است.
در بخش اتوبوسرانی نیز نبود بلندگوهای بیرونی برای اعلام شماره خط و مقصد ناوگانِ در حال توقف، مسافر نابینا را در ازدحام ایستگاه سرگردان می کند و هم زمان، خاموش بودن سامانه های صوتی خودکار درون ناوگان برای اعلام ایستگاه های بعدی، عملاً امکان پیاده شدن به موقع و مستقل را از این مسافران دریغ می دارد.
در عمق خطوط ریلی و مترو، حساسیت این دسترسی پذیری به بالاترین حد خود می رسد، زیرا فاصله میان سکو و قطار می تواند به بهای جان یک شهروند تمام شود. خطوط هشداردهنده لبه سکوها در برخی ایستگاه ها فاقد کیفیت لمسی استاندارد هستند و نبود دیواره های محافظ حائل، ضریب خطر سقوط را دوچندان می کند.
از سوی دیگر، نقص مداوم در پله های برقی و آسانسورها و نبود راهنماهای صوتی که جهت حرکت مسافر را به سوی گیت های بلیت یا خروجی های اضطراری هدایت کنند، استقلال حرکتی نابینایان را مخدوش می سازد. در حوزه تاکسیرانی نیز جای خالی آیین نامه های مدون برای خدمات رسانی به مسافران دارای سگ راهنما یا ملزم ساختن رانندگان به توقف دقیق مماس با جدول، بخش بزرگی از سفرهای انعطاف پذیر درون شهری را برای این افراد به بن بست کشانده است.
مرور تجربه کشورهای پیشرو مؤید آن است که عبور از این بحران، نیازمند تغییر پارادایم از اقدامات پروژه ای و جزیره ای به استانداردهای یکپارچه شبکه ای است. در کشور ژاپن، قانون فضای بدون مانع مصوب سال ۲۰۰۶، طراحی پیوسته تنجی بلاک ها را از مبدأ تا مقصد و در تلفیق کامل با شبکه مترو و ناوگان اتوبوس های کف کوتاه به یک الزام تبدیل کرد و هزاران تقاطع با آواهای صوتی پرندگان تجهیز شدند تا مسافر مسیر عبور را بدون انحراف ره گیری کند.
در شبکه حمل ونقل لندن نیز علاوه بر استقرار تجهیزات القایی شنوایی در تمام باجه ها و قطارها، طرح همراهی بدون رزرو پیشین مستقر شده تا مسافر دارای نقص بینایی هرگز در تقاطع های چندوجهی یا تعویض خطوط با ابهام روبه رو نشود، ضمن آنکه سامانه های ناوبری دیجیتال مکان محور به هدایت دقیق مسافران در پایانه ها یاری می رسانند.
بر همین اساس، مدیریت های شهری در ایران باید مناسب سازی را از یک اقدام نمادین در تقویم رسمی خارج کرده و آن را به پیش شرط صدور مجوزهای ساختمانی، تحویل گیری پروژه های عمرانی معابر و نوسازی ناوگان عمومی بدل سازند.
الزام شرکت های بهره بردار به راه اندازی و روشن نگه داشتن همیشگی سیستم های اعلام صوتی در اتوبوس ها و واگن های مترو، بازطراحی اصولی خطوط بساوایی به دور از تیرهای برق و جوی های آب، ایمن سازی سکوهای مسافری از طریق اصلاح اختلاف سطح و استقرار حسگرها، و همچنین آموزش مستمر پرسنل خطوط درباره نحوه تعامل با مسافران نابینا، ابتدایی ترین تکالیفی است که شهرداری ها و سازمان های حمل ونقل و ترافیک باید برای پاسخ به پرسش استقلال زیستی معلولان بینایی در پایتخت و سایر کلان شهرها عملیاتی کنند.