◄ رونمایی از سردیس شهردار شیراز؛ از «سفیر مهر» تا انتقاد به «کیش شخصیت»
رونمایی از سردیس محمدحسن اسدی، شهردار شیراز، در جریان «رویداد ملی گردشگری مهر ایران» و با حضور وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی و استاندار فارس، در حالی برگزار شد که اسدی در همین مراسم «سفیر مهر شیراز» لقب گرفت؛ اقدامی که با واکنش انتقادی فرزاد صدری، فعال رسانهای فارس، روبهرو شد و او آن را مصداق «کیش شخصیت»، «بدعت اداری» و استفاده از رانت قدرت برای بتسازی از مدیر مستقر دانست.
در رویداد ملی گردشگری مهر ایران در شیراز، از سردیس محمدحسن اسدی، شهردار این شهر، با حضور وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی و استاندار فارس رونمایی شد. روایت رسمی این اقدام را «قدردانی از تلاش های گردشگری» و معرفی شهردار به عنوان «سفیر مهر شیراز» عنوان می کند؛ اما این رونمایی با انتقادهای تندی از سوی فعالان رسانه ای و منتقدان مدیریت شهری روبه رو شده است.
روایت رسمی: قدردانی از اقدامات گردشگری
به گزارش سرویس شهری تین نیوز، این مراسم در ۱۹ مهر ۱۴۰۵ و در جریان «رویداد ملی گردشگری مهر ایران» در شیراز برگزار شد. در این رویداد، سیدرضا صالحی امیری، وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، و حسینعلی امیری، استاندار فارس، حضور داشتند. در جریان مراسم، محمدحسن اسدی به عنوان «سفیر مهر شیراز» معرفی و از سردیس او رونمایی شد.

دلیل اعلام شده برای این اقدام، «به پاس اقدامات مؤثر در توسعه زیرساخت های گردشگری» عنوان شده است. در همین راستا به پروژه هایی مانند پارک بزرگ آبی، آکواریوم، تله کابین، موزه بلدیه و پروژه زندیه اشاره شده که در چهار سال گذشته اجرا شده اند.
انتقادها: از «بدعت اداری» تا «خودشیفتگی مدیریتی»
در مقابل، فرزاد صدری، فعال رسانه ای استان فارس، در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده، این اقدام را به شدت نقد کرده است. او نوشته است که در تاریخ مدیریت شهری جهان، ساخت و پرده برداری از سردیس یک مقام اجرایی «در زمان تصدی»، چیزی جز بدعت، ابتذال اداری و تمسخر عقل جمعی نیست.
صدری با اشاره به تجربه دموکراسی های مدرن شهری، تأکید کرده که قاعده نانوشته اما آهنین برای ساخت سردیس چهره های عمومی، «پس از مرگ» یا «سال ها پس از کناره گیری از قدرت» است. به نوشته او، در چنین جوامعی، ساخت تندیس از سیاستمدار مستقر با واکنش خشمگینانه افکار عمومی و رسانه ها مواجه می شود و غالباً به استعفای مدیر می انجامد، زیرا آن را استفاده از رانت قدرت برای برپایی «کیش شخصیت» می دانند.
این فعال رسانه ای، چنین رفتارهایی را «شبه توتالیتر» توصیف کرده و آن را تنها در رژیم های فرقه ای و اقتدارگرای پسااستعماری (مانند ترکمنستان یا کره شمالی) قابل مشاهده دانسته است.
نقش صنف گردشگری و حاشیه های آن
در بخش دیگری از این یادداشت، به نقش محمود فخری و تشکل متبوعش در انجمن دفاتر خدمات مسافرت هوایی فارس اشاره شده است. صدری نوشته که ایده این اقدام، «تحفه ای» از سوی فخری بوده است. او این پرسش را مطرح کرده که چه پیوند معناداری میان این «پیشکش عجیب» و «استقبال گرم شهردار» وجود دارد.
فخری به جای نمایندگی دغدغه های واقعی صنف بحران زده گردشگری و پیگیری حال نزار آژانس ها و گردشگری زمین گیر فارس، برای شهردار مستقر تندیس می تراشد و شهردار نیز با آغوش باز به استقبال این بت سازی صوری می رود. صدری این وضعیت را «هم پوشانی آشکار سوداگری تعارف با شهوت شهرت» توصیف کرده است.
حاشیه های پیشین: «کلیددار توسعه» و تنش با رسانه ها
این نخستین بار نیست که چنین اقداماتی جنجال ساز می شود. پیش از این نیز روابط عمومی شهرداری شیراز در اقدامی جنجالی، لقب «کلیددار توسعه و شکوفایی شهری» را به اسدی منتسب کرده بود. منتقدان این اقدام را تلاشی برای «قهرمان سازی رسانه ای» و مصادره دستاوردهای شهری به نام مدیریت فعلی دانستند.
گزارش ها همچنین حاکی از آن است که این لقب سازی ها در حالی ادامه دارد که شهردار در روز خبرنگار خواستار اصلاح تعامل روابط عمومی با رسانه ها شده بود، اما ظاهراً این دستور اجرا نشده است.
ماجرای سردیس شهردار شیراز، فراتر از یک رونمایی ساده، به محملی برای طرح انتقادات گسترده تر درباره سبک مدیریت، روابط عمومی و تعامل با صنوف تبدیل شده است. در یک سو، روایت رسمی بر دستاوردهای گردشگری و قدردانی از شهردار تأکید دارد و در سوی دیگر، منتقدان آن را مصداق «خودشیفتگی مدیریتی» و «کیش شخصیت» می دانند. آنچه در این میان روشن است، تبدیل یک مراسم نمادین به عرصه ای برای منازعه گفتمانی درباره شأن مدیریت شهری در شیراز است.