◄ حکایت تمثیلی هما و ماهین؛ پاسخ به اظهارات حسین مرعشی درباره هما و ماهان
حمید نجف در یادداشتی تمثیلی با عنوان «هما و ماهین»، به مصاحبه اخیر حسین مرعشی درباره هواپیمایی هما و ماهان واکنش نشان داد و بر لزوم حفظ انصاف و قدردانی از سهم گذشته هما تاکید کرد.
به دنبال مصاحبه اخیر حسین مرعشی درباره جایگاه ماهان و تحقیر هما این حکایت تمثیلی تقدیم می گردد، این حکایت، داوری درباره اشخاص نیست؛ تلنگری است درباره انصاف در قضاوت و فراموش نکردن سهم گذشته در شکل گیری موقعیت امروز...
حکایت هما و ماهین!
آورده اند که بازرگانی را دو خاتون بود؛ یکی هما نام داشت و دیرینه همدم او بود و دیگری ماهین نام داشت و تازه به خانه آمده بود. هما سالیان دراز در آن سرا زیسته و در آبادی و اعتبارش سهمی بسزا داشت؛ اما چون بازرگان به سال های میانسالی رسید، دل در گرو ماهین بست و چندان مال و منال و اسباب توانگری بدو سپرد که رفته رفته خزانه و اختیار خانه به دست وی افتاد.
روزگار بگذشت و بازرگان روی در نقاب خاک کشید. هما از مکنت و شوکت پیشین بی بهره ماند و ماهین بر سریر توانگری نشست. چندی نگذشت که ماهین بر دارایی خویش مغرور گشت و هما را به ناتوانی سرزنش کرد و چنان سخن گفت که گویی هرچه از رونق و اعتبار نصیبش شده، حاصل هنر و تدبیر خویش بوده است.
هما آهی برکشید و گفت: «ای ماهین، عجب دارم که تو بر رونق امروز خویش می نازی و مرا به ویرانی سرزنش می کنی! تو هنوز قدم در این سرا ننهاده بودی که نام و آوازه اش از در و دیوار می رفت. اگر امروز تو بر خوان نعمت نشسته ای و من از آن بی بهره ام، روا مدار که همه هنر را از خویش دانی و همه تقصیر را بر من نهی.»
ماهین گفت: «اکنون مال از آن من است و اختیار به دست من؛ هر که توانگر است، بی گمان هنر و تدبیری داشته است.»
هما پاسخ داد: «مال امروز تو را انکار نیست؛ سخن در آن است که توانگری را با هنر خویش یکی مپنداری و تهیدستی مرا دلیل بی هنری مشماری. چه بسیار کسان که بر خوانی نشینند که دیگران گسترده اند و چون سفره رنگین بینند، گمان برند که تمامی هنر از ایشان است.»
سپس روی از ماهین بگردانید و گفت: «آن که بر ویرانه خانه ای قصر سازد، سزاوار آفرین است؛ اما اگر بر ویرانه نشین فخر فروشد و آبادی دیروز را به هیچ شمارد، نه رسم مروت دانسته و نه قدر نعمت شناخته است.»
و راویان حکایت گفته اند که رونق امروز، همیشه گواه هنر امروز نیست؛ چنان که فرودستی دیروز نیز دلیل بی هنری نیست. در داوری هر کس، نه تنها باید حاصل کار را دید، بلکه باید پرسید این حاصل چگونه به دست آمده و چه کسانی در فراهم آوردن اسباب آن سهم داشته اند.
زیرا هنر آن نیست که بر سفره ای رنگین بنشینی و صاحب خانه دیروز را به تهیدستی ملامت کنی؛ هنر آن است که اگر به مکنت رسیدی، ریشه های رونق خویش را از یاد نبری و بر کسی که روزگاری نام و اعتبار این خانه را بر دوش کشیده است، فخر نفروشی جناب مرعشی...