◄ سفر کارت؛ آغاز یک سیاست ملی یا تکرار یک تجربه بانکی؟
سفرکارت قرار است یک سیاست ملی برای توسعه سفر باشد یا صرفاً یک محصول اعتباری در نظام بانکی؟اصل حمایت از قدرت خرید سفر قابل دفاع است؛ اما افزایش اعتبار، لزوماً به معنای افزایش سفر نیست.
رونمایی از «سفر کارت» را می توان اتفاقی قابل توجه در سیاست گذاری گردشگری کشور دانست؛ به ویژه از این منظر که مسئله کاهش قدرت خرید خانوار و دشوار شدن سفر، امروز به یکی از موانع جدی گردشگری داخلی تبدیل شده است. با این حال، درست از همین نقطه باید یک پرسش جدی را مطرح کرد: سفرکارت قرار است یک سیاست ملی برای توسعه سفر باشد یا صرفاً یک محصول اعتباری در نظام بانکی؟اصل حمایت از قدرت خرید سفر قابل دفاع است؛ اما افزایش اعتبار، لزوماً به معنای افزایش سفر نیست.
اگر این سیاست بدون مطالعه دقیق رفتار عرضه و تقاضا اجرا شود، حتی ممکن است بخشی از آثار مورد انتظار آن معکوس شود.نخستین نگرانی، احتمال اثرگذاری اعتبار جدید بر قیمت خدمات گردشگری است. وقتی قدرت خرید متقاضی افزایش پیدا می کند، اما ظرفیت عرضه در کوتاه مدت ثابت می ماند، این خطر وجود دارد که بخشی از منابع اعتباری جدید، به جای افزایش واقعی سفر، از طریق افزایش قیمت هتل، اقامتگاه، حمل ونقل و سایر خدمات جذب شود.
در چنین شرایطی، وام سفر ممکن است عملاً به جای آنکه سفر را ارزان کند، بخشی از هزینه افزایش یافته سفر را تأمین کند.به زبان ساده تر، اگر عرضه متناسب با افزایش تقاضا رشد نکند، ممکن است اعتبار بیشتری به بازار وارد کنیم، اما سفر ارزان تری به دست نیاوریم.نگرانی دوم، عدم تعادل در توزیع جغرافیایی سفر است. اگر سفرکارت صرفاً یک اعتبار عمومی باشد و مقصد و زمان سفر در طراحی آن نقشی نداشته باشد، طبیعی است که بخش عمده تقاضای جدید نیز به سمت همان مقاصد شناخته شده و پرتقاضای فعلی حرکت کند. این امر می تواند فشار بر مقاصد اشباع شده را افزایش دهد و در مقابل، سهم مناطق کمترشناخته شده و دارای ظرفیت را همچنان پایین نگه دارد.
سیاست گذار باید از خود بپرسد: چرا از یک ابزار مالی ملی برای بازطراحی نقشه سفر در ایران استفاده نکنیم؟می توان برای مقاصد کمترشناخته شده، فصل های کم تقاضا، مناطق روستایی و شهرهای دارای ظرفیت، مشوق های متفاوت تعریف کرد. در غیر این صورت، ممکن است سفرکارت به جای توزیع متوازن منافع گردشگری، صرفاً تقاضا را در همان مسیرهای موجود تقویت کند.اما شاید مهم ترین پرسش، ماهیت اقتصادی خود کارت باشد.اگر سفرکارت در قالب تسهیلات بانکی با نرخ سود و هزینه های مالی قابل توجه عرضه شود، باید شفاف اعلام شود که هزینه واقعی استفاده از آن برای خانوار چقدر است.
گردشگری نباید بهانه ای برای افزایش بدهی خانوار یا ایجاد یک چرخه اعتباری پرهزینه شود.اگر بخش قابل توجهی از اعتبار سفر، نهایتاً با نرخ سود بالا به خانوار ارائه شود، این پرسش جدی مطرح می شود که چه کسی بیشترین منفعت را از این طرح خواهد برد؟
مسافر، صنعت گردشگری یا نظام مالی؟این پرسش، اتهام نیست؛ یک مطالبه کارشناسی است و پاسخ آن باید شفاف باشد.اگر سهم اصلی ارزش ایجادشده در این زنجیره نصیب شبکه بانکی و مالی شود، اما مسافر همچنان با هزینه بالای سفر و بازپرداخت سنگین مواجه باشد، نمی توان آن را یک سیاست موفق گردشگری دانست.از همین رو، باید مراقب باشیم «سفرکارت» به یک کارت بانکی با برچسب گردشگری تقلیل پیدا نکند.بانک باید ابزار سیاست گردشگری باشد، نه اینکه سیاست گردشگری در خدمت توسعه یک محصول بانکی قرار گیرد.
در مقابل، اگر این ابزار بتواند اعتبار ارزان و هدفمند ایجاد کند، به شبکه واقعی خدمات گردشگری متصل شود، قیمت ها را قابل رصد کند و مشوق های آن به سمت مقاصد و فصل های مورد نیاز کشور هدایت شود، می تواند به یک سیاست مؤثر تبدیل شود.نکته مهم دیگر این است که موفقیت سفرکارت نباید با تعداد کارت های صادرشده یا حجم تسهیلات پرداختی سنجیده شود. باید مشخص باشد که این سیاست چند سفر جدید ایجاد کرده، چند شب اقامت به صنعت گردشگری افزوده، چه میزان اشتغال ایجاد کرده و چه مقدار از منابع آن به کسب وکارهای گردشگری و اقتصاد محلی رسیده است.
سفرکارت در صورت طراحی صحیح حتی می تواند به ابزار مدیریت مقصد و تولید داده های ارزشمند گردشگری تبدیل شود؛ اما این زمانی اتفاق می افتد که از ابتدا با نگاه حکمرانی گردشگری طراحی شود، نه صرفاً با نگاه بانکی.
پیشنهاد مشخص من این است که پیش از توسعه گسترده طرح، سه موضوع به صورت شفاف مشخص شود:یکم؛ هزینه واقعی اعتبار برای خانوار و نرخ سود و کارمزد آن.دوم؛ سازوکار جلوگیری از انتقال اعتبار به افزایش قیمت خدمات گردشگری.
سوم؛ مکانیسم توزیع جغرافیایی و زمانی تقاضا برای جلوگیری از تمرکز بیشتر سفر در چند مقصد محدود.در نهایت، من با اصل ایده سفرکارت مخالف نیستم؛ اتفاقاً معتقدم اگر درست طراحی شود، می تواند یک ابزار مهم برای تحریک تقاضای گردشگری داخلی باشد. اما باید از یک اشتباه راهبردی پرهیز کنیم: نباید ابزار را با سیاست اشتباه بگیریم.
گردشگری ایران به تسهیلات بانکی بیشتر به تنهایی نیاز ندارد؛ به سیاستی نیاز دارد که قدرت خرید، عرضه، قیمت، مقصد، حمل ونقل و کسب وکار محلی را همزمان ببیند. پرسش نهایی بسیار ساده است:سفرکارت قرار است سفر ایرانی را ارزان تر کند یا فقط اعتبار بانکی بیشتری به بازار وارد کند؟اگر پاسخ، توسعه واقعی سفر و رونق صنعت گردشگری باشد، باید از آن حمایت کرد و برای اصلاحش نیز پیشنهاد داد.اما اگر در نهایت این کارت، بیش از آنکه به نفع مسافر و صنعت گردشگری باشد، به نفع شبکه بانکی و مالی تمام شود، باید صریح و کارشناسی پرسید:آیا واقعاً با «سفرکارت» مواجهیم یا فقط یک «کارت بانکی با نام گردشگری»؟
پژوهشگر و سیاست گذار حوزه گردشگری