پروژه عظیم «نئوم» (Neom) عربستان؛ رویا به واقعیت نپیوست
نئوم درس بزرگی برای صنعت گردشگری است: ساخت مقاصد نمادین و فانتزی بدون در نظر گرفتن واقعیت های مالی، فقط به سرابی در دل بیابان تبدیل می شود؛ داستانی شبیه به «لباس های جدید پادشاه» که توهمات یک فرد، با واقعیت های اقتصاد گردشگری برخورد کرد.
حمید هاشمی: شهری با یک «ماه مصنوعی» در آسمان، پیست اسکی در دل بیابان و پارک های ژوراسیک! چند سالی است که عربستان با پروژه عظیم «نئوم» (Neom) ذهن علاقه مندان به گردشگری علمی تخیلی را به خودش جلب کرده است، اما پشت پرده این رؤیای پرزرق و برق چه می گذرد؟
نئوم قرار بود مرکز گردشگری آینده باشد؛ پروژه ای با چندین مقصد شگفت انگیز:
ماه مصنوعی: بزرگترین سازه تاریخ، که حتی برای ساخت آن با ناسا هم مذاکره شده بود
پارک ژوراسیک: یک مقصد تفریحی با تم دایناسورها.
تروژنا (Trojena): یک پیست اسکی لوکس در کوه های خشک بیابانی که قرار بود ۳ ماه از سال برف گیر باشد.
سنداله (Sindalah): یک استراحتگاه فوق لوکس جزیره ای مخصوص مالکان یاخ های گران قیمت.
قلب تپنده این همه، پروژه «خط» (The Line) بود؛ دو برج دوقلوی آسمان خراش به طول ۱۷۰ کیلومتر (بلندتر از ساختمان امپایر استیت) که قرار بود ۹ میلیون نفر در آن زندگی و سفر کنند.
اما رویا به واقعیت نپیوست.
در توسعه گردشگری، طراحی های سه بعدی زیبا معمولاً با واقعیتِ اجرا فاصله دارند، اما در نئوم این فاصله به یک فاجعه تبدیل شده است. بر اساس اسناد داخلی و جدیدترین تصاویر ماهواره ای، ساخت این مقاصد گردشگری که بودجه ای «تریلیون ها دلاری» نیاز داشت، عملاً متوقف شده است.
از مقصد گردشگری تا آخرین سراب:
اکنون در «خط» خندق های عظیم و شمع های بتنی در عمق ۴۵ متری رها شده اند. در پیست اسکی تروژنا مقادیر عظیمی فولاد به هدر رفته و در جزیره سنداله، زمین گلف های سبز و هتل های در حال ساخت (مثل فور سیزنز) نیمه کاره رها شده اند.
چرا این پروژه شکست خورد؟
طراحی مقاصد گردشگری با مفاهیم «صفر گرانش» و «کنترل آب وهوا»، آن قدر پرخرج بود که حتی برای عربستان هم غیرممکن شد. جالب تر اینجاست که برای راضی نگه داشتن طراحان اصلی پروژه، کارمندان مجبور شدند درآمد گردشگری را روی کاغذ دستکاری کنند! مثلاً قیمت یک شب اقامت در یک کمپینگ لوکس را از ۲۱۶ دلار به ۷۴۴ دلار تغییر دادند تا پروژه روی کاغذ «سودآور» به نظر برسد!
نئوم درس بزرگی برای صنعت گردشگری است: ساخت مقاصد نمادین و فانتزی بدون در نظر گرفتن واقعیت های مالی، فقط به سرابی در دل بیابان تبدیل می شود؛ داستانی شبیه به «لباس های جدید پادشاه» که توهمات یک فرد، با واقعیت های اقتصاد گردشگری برخورد کرد.
شما چه فکر می کنید؟ از این نوع پروژه های مدینه فاضله، اجرای رفاه و عدالت، چند نمونه در طول زندگی خود سراغ دارید؟ یا این ها فقط تبلیغات برای مشعوف و همسو کردن ما با منافع دیگران بود؟
* استادیار جهاددانشگاهی، مدرس حوزه مدیریت گردشگری