◄ نجات گوی پومودورو از خوردگی و مرمت های غیر اصولی
گوی پومودورو پس از نیمقرن در فضای باز، با پارادوکسی روبهرو بود: جاودانهاش کنیم یا ذات فانیاش را بپذیریم؟ دکتر اعتضادی، مرمتگر این پروژه، با تکیه بر شیمی و مشورت با مجسمهسازان، میان درخشش ازدسترفته و اصالت گذر زمان تعادل برقرار کرد تا اثر در فضای باز بدرخشد و مخاطب را به پرسش دعوت کند.
مرمت گوی برنزی پومودورو، اثر شاخص آرنالدو پومودورو که نزدیک به نیم قرن در فضای باز در ایران قرار دارد و اکنون سالهاست در محوطه باغ موزه زمان، میزبان نگاه پرسشگر و تحسین کننده بازدیدکنندگان است، به سرپرستی میترا اعتضادی، مرمتگر، به سفارش موزه های بنیاد مستضعفان، انجام شد. او که پیش تر مرمت اشیای نفیس موزه جواهرات، همچون تخت طاووس و تاج های جواهرنشان را در کارنامۀ خود دارد، در این پروژه نیز با تکیه بر دانش میان رشته ای (شیمی، فیزیک، هیدرولیک) و مشورت با مجسمه سازان برجسته، توانست اصالت اثر را هم زمان با حذف آسیب ها حفظ کند و درخشش ازدست رفتۀ آن را بازگرداند. در ادامه گفتگوی وی را با خبرنگار تین نیوز بخوانید:
گوی پومودورو با چه جنس، آسیب ها و چالش هایی مواجه بود و روند مرمت آن چگونه طراحی و اجرا شد؟
این مجسمه از آلیاژ مس با روی، قلع و مقدار کمی فلزات دیگر ساخته شده است. سال ها قرارگیری در فضای باز، آن را در معرض آلاینده های هوا، نوسانات دما و رطوبت، و همچنین فضولات پرندگان (اسید هیومیک) قرار داده بود که همگی باعث خوردگی شیمیایی، کدری سطح و مختل شدن بازتاب نور شدند. از سوی دیگر، آسیب های مکانیکی نظیر گودشدگی های ناشی از جوشکاری اولیه، تموج سطوح، آخال های ریخته گری و ترکِ بخش زیرین بر اثر ضربه، و نیز آسیب های انسانی مانند حکِ یادگار، رنگ آمیزی نادرست و یک مرمت غیرحرفه ایِ پیشین، وضعیت را بحرانی تر کرده بود.
ما در درمان این اثر، برخلاف مرمتِ صرفاً تاریخی که هدفش به تعویق انداختن نابودی است، با حکمی چالش برانگیز روبه رو بودیم: «پذیرش ذات فانیِ اثر» در هنر معاصر. بنابراین ضمن پایبندی به اصول «حداقل مداخله» و «بازگشت پذیری»، باید به نیّت هنرمند نیز احترام می گذاشتیم؛ زیرا در این اثر، سطح براقِ برنز بخشی از مفهوم اصلی است و هرگونه کدری یا تغییر سطح، اصالت فرمی و ادراکی آن را نقض می کند.
روند مرمت در چند مرحله پیش رفت:
1. حذف خوردگی های فعال و پانسمان آخال ها با خنثی سازی کلرورها
2. زدودن لایه های ضخیم و ناخواستۀ فلزی و آلی
3. جوشکاری ترمیمیِ شکاف زیرین با رویکرد توازنبخشیِ دوپله شدگی تختال ها
4. بازگردانی حس زیبایی شناختی با هماهنگی سه عنصر سازه ای اثر (پوسته، گوشته و تیرک ها) تا حس سکون و پویایی را هم زمان به بیننده منتقل کند.
برای این کار، تیمی متشکل از یک تکنسین صنعتی برای صیقل آینه گون، یک کارشناس مرمت فلزات برای حذف ناخواسته ها، و یک متخصص متالورژی جوشکاری برای پرتنش ترین نقطه، تشکیل شد.
آزمایش مواد و اهمیت دانش شیمی
چرا چندین ماده را آزمایش کردید و چه نقشی برای دانش شیمی در مرمت قائل هستید؟
ما با اثری مواجه بودیم که مرمت پیشین آن هیچ شناسنامه و تاریخچه ای نداشت. می دانستیم جنس پایه چیست، اما نمی دانستیم مرمتگر قبلی از چه پوششی روی سطح استفاده کرده است. بنابراین ناچار بودیم نمونه برداری های غیرتهاجمی انجام دهیم و مواد مختلف را آزمایش کنیم تا هم آن لایه را شناسایی و پاک کنیم و هم مادۀ جدیدی بیابیم که نه بیش ازحد جلا دهد (که از غنای اثر بکاهد) و نه آن را مات کند. به باور من، یک مرمتگر باید شیمی دان، فیزیک دان و حتی هیدرولیک دان باشد تا بتواند با توسل به علم، با «روح» اثر و هدف هنرمند ارتباط برقرار کند.
حفاظت یا محفظه؟ پاسخ به یک پرسش همیشگی
برخی پیشنهاد می دهند که چنین آثاری را در محفظه های شیشه ای قرار دهند تا از فرسایش در امان بمانند؛ نظر شما چیست؟
این پرسش برای آثار تاریخی بسیار تکرار می شود. اما نباید فراموش کرد که بناهای زنده مانند مساجد جامع که هنوز کاربری دارند، قابل محبوس کردن نیستند. دربارۀ مقبرۀ کوروش نیز چنین پیشنهادی مطرح شد اما رد شد؛ زیرا متخصصان به این نتیجه رسیدند که تأثیر آن بنا در ارتباط با مخاطب، زمانی ست که سر به آسمان بساید.گوی پومودورو نیز همین گونه است؛ خواست هنرمند این بود که این اثر بزرگ زیر نور خورشید بدرخشد و تلالو داشته باشد. قرار دادن آن در محفظه ای شیشه ای، مانند قفس کردن شیر جنگل است. به همین دلیل، به جای پوشش های دائمی، برنامۀ پایش سالانه و زدودنِ سبک را در دستور کار قرار دادیم تا اثر همیشه در فضای باز، نفس بکشد و با مخاطب گفت وگو کند.
یافتن «روح» اثر در مشورت با هنرمندان
در مرمت آثار تاریخی، چگونه می توان «روح» بنا یا شیء را شناخت و به آن وفادار ماند؟
برای مرمت اصولی که اصالت و هدف سازنده را حفظ کند، مرمت گر ناگزیر است از هنرمندانِ همان حوزه مشورت بگیرد. برای بناهای تاریخی باید با معماران، برای مجسمه ها با مجسمه سازان و الی آخر همفکری کرد. در این پروژه، ما از آقای محمدرضا یزدی، مجسمه ساز برجستۀ آثار فلزی بزرگ، راهنمایی گرفتیم که دیدگاه هایشان بسیار راهگشا بود. این مشاوره، کلید درک نیّت هنرمند و حفظ اصالت معنوی اثر است.
از تخت طاووس تا گوی پومودورو؛ کارنامۀ یک مرمت گر زن
پیش از این پروژه، روی چه آثار شاخصی کار کرده اید و چه مسیری را طی کرده اید؟
من در دانشگاه هنر اصفهان تحصیل کردم و فعالیت عملی مرمت را از سال ها پیش در موزه های بنیاد مستضعفان آغاز کردم. به جرئت می گویم دانشگاه اصلی من، اشیای موزه های بنیاد بودند؛ آنچه در کار عملی یاد گرفتم، بسیار فراتر از آموزش های نظری بود. از تجربه هایی که به آنها مفتخرم، مرمت تخت طاووس و تاج های جواهرنشان در موزه جواهرات است. این ها بهترین درس های من در مسیر مرمت بوده اند.