◄ امنیت جریان تجارت خارجی ایران| ضرورت فرماندهی واحد در برابر فشارهای شبکهای و اختلالات عملیاتی
امنیت تجارت خارجی ایران با دو تحول همزمان مواجه است: افزایش محدودیتهای عملیاتی در مبادی مرزی و گسترش فشارهای تحریمی به شبکه خدمات و زیرساختهای پشتیبان حملونقل بینالمللی.
یادداشت سیاستی ـ راهبردی. از منظر امنیت اقتصادی، پدافند غیرعامل، تابآوری لجستیکی و ژئواکونومی. مبنای تحلیل: گزارش پایش مرزهای زمینی کشور در ۱۲ آبان ۱۴۰۵ و تحولات تحریمی خزانهداری آمریکا در ۱۳ آبان ۱۴۰۵
امنیت تجارت خارجی ایران با دو تحول همزمان مواجه است: افزایش محدودیتهای عملیاتی در مبادی مرزی و گسترش فشارهای تحریمی به شبکه خدمات و زیرساختهای پشتیبان حملونقل بینالمللی.
در مرز بازرگان، انتظار ۹۵۷۲ دستگاه کامیون صادراتی و ترانزیتی در برابر پذیرش روزانه ۱۴۹ دستگاه، فاصله میان تقاضای عبور و ظرفیت عملیاتی را آشکار میکند. در سطح بینالمللی نیز تحریمهای جدید خزانهداری آمریکا در ۴ نوامبر ۲۰۲۶، با هدفگیری شبکه ناوگان سایه و برخی خدمات پشتیبان حملونقل دریایی و هوایی، دامنه فشار را از جابهجایی محموله به شبکه ارائهدهندگان خدمات گسترش داده است.
اهمیت راهبردی این تحولات در همزمانی دو نوع محدودیت است: از یک سو، فشار بر دسترسی به خدمات و ظرفیتهای بینالمللی و از سوی دیگر، محدودیت در تبدیل ظرفیت زیرساختی داخل کشور به جریان واقعی تجارت.
در چنین شرایطی، مسئله تجارت خارجی صرفاً موضوع مدیریت گمرک، حملونقل یا توسعه زیرساخت نیست؛ بلکه به مسئلهای در سطح امنیت ملی و مدیریت راهبردی جریان کالا تبدیل شده است.
ضرورت فرماندهی واحد
تعدد مراکز تصمیمگیری، تفکیک مسئولیتهای عملیاتی و فقدان مرجع واحد برای مدیریت جریان تجارت، امکان واکنش هماهنگ و بهموقع به اختلالات را محدود میکند.
کشور به سازوکاری در سطح ملی نیاز دارد که با برخورداری از اختیار هماهنگی و راهبری بیندستگاهی، مسئولیت پایش وضعیت، تشخیص گلوگاهها، اولویتبندی جریان کالا، مدیریت ظرفیتهای حملونقل و هماهنگی اقدامات در شرایط بحران را بر عهده داشته باشد.
فرماندهی واحد در این مفهوم، به معنای حذف وظایف قانونی دستگاهها نیست؛ بلکه به معنای پایان دادن به پراکندگی تصمیمات در موضوعی است که ماهیت آن فرابخشی و زنجیرهای است.
پنج اولویت راهبردی
۱. فرماندهی ملی جریان تجارت: ایجاد مرجع واحد راهبری و هماهنگی عملیات مرزی، بندری، ریلی، جادهای و هوایی با اختیارات و مسئولیتهای مشخص.
۲. شناخت وابستگیهای راهبردی: شناسایی نقاط آسیبپذیر در شبکه خدمات بینالمللی، شرکتهای پشتیبان، زیرساختهای عملیاتی و زنجیره تأمین.
۳. مدیریت ظرفیت واقعی عبور: جایگزینی شاخصهای صرفاً زیرساختی با سنجش عملکرد عملیاتی مرزها، پایانهها و شبکه حملونقل.
۴. تضمین استمرار تجارت: تعیین اولویتهای ملی در تأمین و جابهجایی کالاهای اساسی، مواد اولیه و نهادههای تولید و پیشبینی ظرفیتهای جایگزین.
۵. ارتقای جایگاه اپراتوری: تقویت اپراتورهای تخصصی و توانمند برای مدیریت یکپارچه عملیات کریدوری و اتصال صاحبان کالا به شبکه خدمات حملونقل.
جمعبندی راهبردی
در شرایط جدید، امنیت تجارت خارجی با مدیریت منفرد مرزها یا افزایش ظرفیت حملونقل تأمین نمیشود. مسئله اصلی، برخورداری از اختیار راهبری و توان هماهنگسازی اجزای زنجیره تجارت در سطح ملی است.
ایران برای صیانت از موقعیت ژئواکونومیک خود، به فرماندهی واحد جریان تجارت خارجی نیاز دارد؛ ساختاری که بتواند تصمیمات پراکنده را به اقدام هماهنگ تبدیل کند، ظرفیتهای ملی را در یک چارچوب عملیاتی بهکار گیرد و در شرایط اختلال، استمرار جریان کالا را مدیریت کند.
مزیت جغرافیایی بدون فرماندهی عملیاتی، به قدرت کریدوری تبدیل نمیشود. امنیت تجارت نیز پیش از آنکه مسئله توسعه مسیرها باشد، مسئله راهبری و مدیریت جریان است.

مهدی قدمیاری
پژوهشگر و تحلیلگر حوزه کریدورها، ترانزیت و لجستیک