◄ ایران چگونه باید معماری لجستیکی خود را بازطراحی کند؟
در شرایطی که اختلال در تجارت و حمل ونقل بین المللی میتواند همزمان چند حلقه از زنجیره تأمین را تحت فشار قرار دهد، دیگر نمیتوان تاب آوری لجستیکی را صرفاً با «داشتن یک مسیر جایگزین» تعریف کرد. مسئله امروز ایران، نه یافتن یک مسیر دیگر، بلکه بازطراحی معماری شبکه تأمین است.
یک مسیر جایگزین تا زمانی که ظرفیت واقعی، ناوگان، تجهیزات، خدمات گمرکی، انبار، سازوکار مالی و امکان فعال سازی سریع نداشته باشد، در زمان بحران «مسیر جایگزین» نیست؛ فقط یک گزینه روی نقشه است.
دکترین «قابلیت تغییر آرایش»
پیشنهاد این است که سیاست لجستیکی کشور بر یک اصل جدید استوار شود:“{هیچ جریان حیاتی نباید به یک مسیر وابسته باشد و هیچ مسیر حیاتی نباید بدون ظرفیت پشتیبان و سناریوی تغییر آرایش باقی بماند.}”
بر این اساس، تاب آوری نه با افزایش بی هدف تعداد مسیرها، بلکه با توزیع وابستگی، ایجاد افزونگی فعال و فراهم کردن قابلیت تغییر سریع آرایش شبکه ایجاد می شود.
این تفاوت میان «تنوع مسیر» و «تاب آوری» است.
کشوری ممکن است چندین مسیر داشته باشد، اما اگر در زمان اختلال نتواند ناوگان، پایانه، تجهیزات، خدمات گمرکی و ظرفیت حمل را به سرعت بسیج کند، عملاً شبکه تاب آوری در اختیار ندارد.
“از ظرفیت اسمی به ظرفیت قابل فعال سازی”یکی از خطاهای سیاست گذاری، سنجش تاب آوری بر اساس ظرفیت اسمی زیرساخت هاست. در شرایط بحران، ظرفیت واقعی آن ظرفیتی است که در زمان مورد نیاز و با زمان واکنش مشخص قابل استفاده باشد.
بنابراین باید مفهوم «ظرفیت رزرو لجستیکی» وارد برنامه ریزی ملی شود؛ ظرفیتی که در شرایط عادی قابل استفاده یا محدود باشد، اما با سازوکار قراردادی و عملیاتی مشخص بتواند در شرایط اختلال به سرعت فعال شود.
همزمان، برای کالاهای حیاتی و ضروری باید سناریوهای از پیش طراحی شده وجود داشته باشد؛ به گونه ای که در صورت اختلال کوتاه مدت، میان مدت یا بلندمدت، مشخص باشد چه مقدار از جریان حفظ می شود، چه ظرفیتی فعال خواهد شد و چه زمانی شبکه به آرایش جدید منتقل می شود.مسئله اصلی؛ حکمرانی شبکه:کریدور، به تنهایی یک شبکه تأمین نیست. شبکه زمانی شکل می گیرد که زیرساخت، ناوگان، پایانه، گمرک، انبار، اطلاعات، تأمین مالی و خدمات تجاری در یک زنجیره عملیاتی هماهنگ شوند.
از این رو، ایران در کنار حکمرانی حاکمیتی، به اپراتوری یکپارچه شبکه های کریدوری نیاز دارد؛ سازوکاری که بتواند ظرفیت های پراکنده را در زمان عادی هماهنگ و در زمان بحران بازآرایی کند.در این مدل، حاکمیت، سیاست گذار و تنظیم گر است و اپراتور، مسئول هماهنگی و اجرای جریان زنجیره.
شاخص جدید تاب آوری:تاب آوری را نباید با تعداد کریدورها یا ظرفیت اسمی زیرساخت ها سنجید. شاخص واقعی این است:
اگر یک گلوگاه اصلی فردا از مدار خارج شود، کشور در چه مدت می تواند جریان کالا را به آرایش جدید منتقل کند و چه درصدی از جریان را بدون توقف حفظ خواهد کرد؟
بنابراین «زمان تغییر مسیر»، «ظرفیت قابل فعال سازی»، «زمان بازیابی» و «درصد استمرار جریان کالا» باید به شاخص های رسمی ارزیابی تاب آوری لجستیکی تبدیل شوند.جمع بندی:ایران امروز به «مسیرهای بیشتر» به تنهایی نیاز ندارد؛ به شبکه ای نیاز دارد که بتواند در برابر اختلال، خود را بازآرایی کند.
دکترین جدید باید بر پنج پایه استوار باشد:
توزیع وابستگی، افزونگی فعال، ظرفیت رزرو، قابلیت تغییر آرایش و اپراتوری یکپارچه””
تاب آوری لجستیکی یعنی اختلال را حذف نکنیم؛ اجازه ندهیم اختلال، جریان حیاتی تجارت و تأمین کشور را متوقف کند.
این همان گذار ضروری است:“از مدیریت کریدورها به حکمرانی شبکه؛ و از «مسیر جایگزین» به «شبکه تأمین تاب آور”