◄ پیشنهاد توسعه مکران با الگوی چینی
تجربه چین نشان می دهد توسعه اقتصادی می تواند از یک پهنه محدود اما متصل به بازارهای جهانی آغاز شود و سپس به سایر مناطق سرایت کند و این تجربه را می توان به توسعه مکران بسط داد.
در ادبیات توسعه اقتصادی، یکی از مهم ترین درس های تجربه چین شاید نه حجم سرمایه گذاری و نه حتی ارزان بودن نیروی کار، بلکه توانایی دولت در اولویت بندی جغرافیایی توسعه باشد. چین در ابتدای مسیر اصلاحات اقتصادی، به جای آنکه منابع محدود خود را به شکل یکسان در سراسر کشور توزیع کند، بخشی از مناطق ساحلی را به آزمایشگاه اصلاحات اقتصادی و اتصال به اقتصاد جهانی تبدیل کرد.
بانک جهانی در بررسی تجربه چین، این سیاست را نمونه ای از آزادسازی تدریجی و منطقه ای توصیف می کند. در سال ۱۹۸۰ چهار منطقه ویژه اقتصادی در سواحل جنوب شرقی چین شامل شنژن، ژوهای، شانتو و شیامن ایجاد شدند. پس از مشاهده نتایج اولیه، شهرهای ساحلی بیشتری به روی سرمایه گذاری خارجی گشوده شدند و در ادامه، مناطق بیشتری وارد این فرآیند شدند. نکته مهم اینجاست که چین از ابتدا تلاش نکرد همه کشور را به یک باره به منطقه آزاد اقتصادی تبدیل کند بلکه یک نقطه شروع انتخاب شد، مزیت آن نقطه فعال شد و سپس توسعه به تدریج گسترش پیدا کرد.
شنژن موتور یک اقتصاد بزرگ
تجربه چین نشان می دهد که منطقه ویژه اقتصادی صرفاً با اعطای معافیت مالیاتی ساخته نمی شود. منطقه باید به بازار، زیرساخت، بندر، سرمایه و شبکه تولید متصل باشد. این نکته برای ایران اهمیت زیادی دارد. اگر قرار باشد مکران صرفاً به فهرستی از پروژه های عمرانی تبدیل شود ــ چند جاده، چند فرودگاه، چند شهر جدید و چند شهرک صنعتی ــ تجربه چین کمکی به ما نخواهد کرد. پرسش اصلی باید این باشد که مکران قرار است کدام گره اقتصادی ایران را باز کند؟
مکران؛ به جای پروژه، یک «منطقه مولد» تعریف شود
مکران یک مزیت دارد که بسیاری از مناطق ایران از آن برخوردار نیستند: دسترسی مستقیم به آب های آزاد و قرار گرفتن در مجاورت یکی از مهم ترین مسیرهای دریایی جهان. بنابراین اگر قرار است تجربه چین برای مکران به کار گرفته شود، نقطه شروع نباید توزیع منابع میان ده ها پروژه باشد. باید یک زنجیره اقتصادی مشخص تعریف شود:
بندر → لجستیک → صنایع صادرات محور → زنجیره تأمین → خدمات → بازار منطقه ای
در چنین مدلی، بندر صرفاً محلی برای تخلیه و بارگیری نیست؛ بلکه باید به هسته یک اکوسیستم صنعتی و لجستیکی تبدیل شود.
مکران نباید نسخه کوچک شده کل ایران باشد
یکی از مهم ترین درس های چین، تمرکز منابع محدود در یک یا چند کانون دارای مزیت است. چین ابتدا روی مناطق ساحلی متمرکز شد و سپس با افزایش هزینه تولید در مناطق پیشرو، بخشی از صنایع به مناطق داخلی منتقل شدند. به این ترتیب، توسعه به تدریج از مناطق ساحلی به سایر مناطق سرایت کرد. این یعنی توسعه منطقه ای الزاماً به معنای توزیع مساوی سرمایه گذاری نیست.
برای ایران نیز می توان چنین مدلی را تصور کرد: مکران به عنوان یکی از کانون های اصلی اقتصاد دریامحور و صادرات محور توسعه یابد و در مرحله بعد، شهرها و استان های داخلی از طریق زنجیره تأمین، حمل ونقل و صنایع وابسته به این رشد متصل شوند. البته مکران شنژن نیست و این قیاس نباید به نسخه برداری ساده تبدیل شود. چین در دهه ۱۹۸۰ در حال ورود به دوره ای از ادغام فزاینده در اقتصاد جهانی بود، در حالی که ایران امروز با شرایط متفاوتی از نظر تحریم، دسترسی به سرمایه خارجی، محدودیت های بانکی، انرژی، آب و روابط تجاری مواجه است.
بنابراین نسخه مکران نمی تواند «شنژن ایرانی» باشد. آنچه باید از چین گرفت، نه شکل منطقه ویژه، بلکه منطق توسعه است: یک مزیت واقعی را شناسایی کن؛ منابع محدود را روی آن متمرکز کن؛ زیرساخت های مکمل بساز؛ مقررات را برای همان هدف اصلاح کن؛ سرمایه خصوصی را وارد کن و پس از ایجاد یک موتور رشد، توسعه را به مناطق دیگر گسترش بده.
اولویت توسعه در مکران کجاست؟
اگر این منطق پذیرفته شود، اولویت نخست مکران باید اتصال بندر به یک زنجیره کامل لجستیکی و صنعتی باشد؛ یعنی توسعه همزمان بندر چابهار، اتصال ریلی و جاده ای، پایانه های لجستیکی، انبار و مراکز توزیع و صنایع صادرات محور. به بیان ساده، مکران نباید با فهرستی از پروژه ها سنجیده شود؛ باید با یک سؤال سنجیده شود: چه میزان کالای بیشتری می تواند از این منطقه وارد زنجیره تولید و تجارت منطقه ای شود؟
در این نگاه، بندر چابهار، راه آهن چابهار-زاهدان، زیرساخت های لجستیکی و صنایع صادرات محور، پروژه های جداگانه نیستند؛ حلقه های یک موتور واحد توسعه هستند.
درس چین برای ایران؛ اولویت کمتر، تمرکز بیشتر
تجربه چین برای ایران شاید بیش از آنکه درس «سرمایه گذاری» باشد، درس «تمرکز» باشد. در شرایط محدودیت منابع، نمی توان انتظار داشت همه سواحل، همه شهرها و همه استان ها همزمان به قطب اقتصادی تبدیل شوند. اما می توان مکران را به عنوان یک آزمایشگاه توسعه دریامحور انتخاب کرد؛ منطقه ای که در آن بندر، لجستیک، صنعت، تجارت خارجی و مقررات سرمایه گذاری با یک هدف مشترک بازطراحی شوند. اگر این موتور رشد شکل بگیرد، توسعه آن می تواند به سایر سواحل جنوبی و سپس مناطق داخلی سرایت کند.
درس چین در نهایت ساده است: کشوری با منابع محدود الزاماً نباید همه جا را همزمان توسعه دهد؛ باید جایی را پیدا کند که توسعه در آن بیشترین سرریز اقتصادی را ایجاد می کند. برای ایران، مکران می تواند یکی از جدی ترین گزینه های این اولویت بندی باشد.