گردشگری در برزخ؛ از مجوزهای بی کیفیت تا انتظار برای «تیر خلاص»
در گردشگری ایران، معادله برعکس شده است: تعداد آژانسها بالا میرود، اما مسافر کم میشود. محسن قادری، مدیرعامل ژیوار، میگوید بازار نه به مجوز بیشتر، بلکه به حذف دفاتر بیکیفیت، آموزش مستمر و تعامل با جهان نیاز دارد؛ وگرنه صنعت در برزخ «نه جنگ، نه صلح» بیشتر فرسوده میشود.
صنعت گردشگری ایران در وضعیتی «نه جنگ، نه صلح» گرفتار شده است؛ وضعیتی که به گفته محسن قادری، مدیرعامل آژانس گردشگری ژیوار، تصمیمگیری و سرمایهگذاری را دشوار کرده و بسیاری از کسبوکارها را در معرض فرسایش و خروج از بازار قرار داده است. اصلاح نظام مجوزها، آموزش مستمر و تعامل با جهان را مهمترین راههای خروج این صنعت از بحران میداند؛ صنعتی که به گفته او اکنون بیش از هر زمان دیگری به یک «تیر خلاص» یا اصلاح ساختاری نزدیک شده است.
به گزارش تین نیوز به نقل از کاماپرس، محسن قادری، مدیرعامل آژانس گردشگری ژیوار، وضعیت دفاتر خدمات گردشگری در سال ۱۴۰۵ را در قالب یک «برزخ» توصیف میکند و میگوید وضعیت «نه جنگ، نه صلح» بدترین اتفاق برای گردشگری است. به باور او، در چنین شرایطی معلوم نیست فعالان این صنعت باید بلیط پرواز بگیرند یا برنامه سفر بفروشند؛ و همین ابهام، تصمیمگیری را عملاً فلج کرده است. کرونا، جنگ اوکراین و جنگ فعلی، به گفته او، آژانسهای باکیفیت و دارای توان مالی را از دفاتر ضعیفتر جدا کرده است. او پیشبینی میکند تنها دفاتری در بازار میمانند که از دانش تخصصی و توان مالی بهتر برخوردارند و میدانند چگونه «بر امواج شنا کنند» و خود را به ساحل برسانند.
قادری معتقد است در شرایط فعلی، رقابت معنادار در گردشگری عملاً وجود ندارد؛ زیرا تعداد بازیگران بازار بسیار کم شده و زنجیره گردشگری نیز ترکیبی از چند بخش است. به گفته او، یک آژانس بهتنهایی نمیتواند بازیگر صنعت گردشگری باشد؛ زیرا پرواز، مرزها، سیاست خارجی و شرایط جنگی تعیین میکنند که مسیرها فعال بمانند یا نه. در گردشگری ورودی و سلامت نیز همین منطق حاکم است؛ گردشگر درمانی ممکن است ترکیه یا دبی را به ایران ترجیح دهد و حتی گردشگران زیارتی نیز کاهش یافتهاند. از این رو، انتظار کیفیت بالا در خدمات گردشگری در چنین وضعیتی چندان واقعبینانه نیست. او همچنین نقش دولت را بهعنوان تسهیلگر ضعیف ارزیابی میکند و میگوید حمایت خاصی وجود ندارد، اما فشار مالیات و بیمه بر دفاتر گردشگری مضاعف شده است.
بخش مهمی از انتقادهای قادری به نظام صدور مجوز بازمیگردد. او میگوید در حالی که تقاضای سفر در ایران به حداقل رسیده، تعداد آژانسها روزبهروز افزایش مییابد و نظارتی بر کیفیت وجود ندارد. به گفته او، در دوره اجرای قانون «تسهیل مجوز کسبوکارها»، دولت برای افزایش آمار اشتغال مجوزهای بیشتری صادر کرد؛ مجوزهایی که پایه و اساس تخصصی ندارد و حتی مصاحبهای برای سنجش سابقه و صلاحیت متقاضی انجام نمیشود. نتیجه آن است که فردی با مدرک جغرافیا، پزشکی یا محیطزیست نیز میتواند مجوز آژانس بگیرد، بدون آنکه تخصص حرفهای او ارزیابی شود. قادری این وضعیت را با نظام پزشکی، پرستاری، مهندسی و حتی آرایشگری مقایسه میکند که آموزش و تمدید مجوز اجباری دارند، اما گردشگری از چنین سازوکاری محروم است.
او هشدار میدهد که افزایش تعداد مجوزها، بدون نظارت و آموزش، زمینه کلاهبرداری را فراهم میکند. به گفته او، برخی افراد جذب «ویترین لوکس» آژانسهای گردشگری میشوند و بدون شناخت از خطرات و تخصصهای لازم وارد این حوزه میشوند؛ در حالی که فرد بیوجدان نیز میتواند با استفاده از مجوز رسمی به فروش ویزا، پاسپورت و انواع تخلفات بپردازد. ابطال مجوز نیز به گفته او راهحل نیست؛ زیرا همان فرد میتواند از طریق درگاه ملی مجوزها با نامی دیگر دوباره فعال شود. قادری همچنین به رشد خدمات غیرمجاز گردشگری در شبکههای اجتماعی و شکلگیری دفاتر مشاوره مهاجرت بدون متولی مشخص اشاره میکند و میگوید حدود ۸۰۰۰ آژانس رسمی در ایران وجود دارد، اما نظارت بر بخش غیررسمی تقریباً صفر است.
پیشنهاد اصلی قادری به وزیر گردشگری، ابطال روند فعلی صدور مجوز آژانسها و جایگزینی آن با ارزیابی عملکرد و احراز شایستگی واقعی است. او میگوید بازار گردشگری ظرفیت این تعداد آژانس را ندارد و باید به جای افزایش کمیت، آژانسهای فاقد کیفیت از چرخه فعالیت خارج شوند. به باور او، آموزش مستمر نیز حلقه مفقوده این صنعت است؛ از راهنمایان تور که وضعیت نسبتاً بهتری دارند تا هتلها، بومگردیها و مسافرخانهها. او اشاره میکند که بیش از ۵۰۰۰ مجوز اقامتگاه بومگردی صادر شده، اما بدون آموزش و استاندارد کیفی، توسعه پایدار گردشگری محقق نمیشود.
قادری ریشه این مشکلات را در ساختار مدیریت گردشگری نیز میبیند و میگوید این صنعت به «حیاط خلوت سیاسیون» تبدیل شده است. تغییرات مداوم مدیریتی، ضعف تخصص مدیران و نگاه محدودکننده حاکمیتی، مانع برنامهریزی بلندمدت شده است. او در بخش مالی نیز توضیح میدهد که نظام مالیاتی چرخه سود و زیان گردشگری را در نظر نمیگیرد و در شرایط لغو تورها، فشار اصلی بر آژانسها وارد میشود؛ بدون آنکه نقشی در ایجاد بحران داشته باشند.
چشمانداز قادری تا پایان سال ۱۴۰۵ چندان امیدوارکننده نیست. او از یاس و ناامیدی در جامعه گردشگری سخن میگوید و تأکید میکند بسیاری از نخبگان و فعالان باتجربه یا به مشاغل دیگر رفتهاند یا آینده شغلی خود را تنها به گردشگری وابسته نکردهاند. توصیه او به حکمرانی، تعامل با تمام دنیا و حتی مذاکره رودررو با دشمن است. به جوانان نیز توصیه میکند پیش از ورود به گردشگری، آموزش، کارآموزی و تجربه عملی را جدی بگیرند؛ زیرا گردشگری بیش از آنکه دانشمحور باشد، صنعتی مهارتمحور است و ورود بدون شناخت میتواند سرمایه و آینده شغلی آنان را به خطر بیندازد.