◄ از «ارابه شیطانی» تا قطار خستگی؛ روایتی از ۱۴۰ سال حملونقل ریلی تهران
این گزارش، روایتی است از این دگردیسی ۱۴۰ ساله؛ از هیجان «ماشین دودی سواری» تا سکوت واگن های مترو و نگاه تازه ای که می خواهد دوباره جان سفر را به ریل های زیرزمینی تهران بازگرداند.
روزگاری سوار شدن بر «ماشین دودی» آرزویی بود که تنها متمولان از عهده آن برمی آمدند؛ وسیله ای که برای مردم حکم تفریح و سیاحت داشت و تماشای آن برای مسافران شهرستانی، افتخاری بود که به دیار خود می بردند. امروز اما مترو، ستون فقرات حمل ونقل پایتخت، بیشتر به پناهگاهی برای خستگان فراری از ترافیک تبدیل شده است.
به گزارش سرویس گردشگری تین نیوز، این گزارش، روایتی است از این دگردیسی ۱۴۰ ساله؛ از هیجان «ماشین دودی سواری» تا سکوت واگن های مترو و نگاه تازه ای که می خواهد دوباره جان سفر را به ریل های زیرزمینی تهران بازگرداند.
«اژدهای دودی»؛ ترسی که به تفریح شاهانه بدل شد
سال ها پیش از آنکه مترو به زیر پای تهرانی ها برود، غولی آهنین در سطح شهر می غرید. ماشین دودی، نخستین قطار ایران، در سال ۱۲۶۱ خورشیدی میان تهران و شهرری به راه افتاد. این «اژدهای دودی» چنان برای مردم عادی ترسناک بود که در ابتدا کسی جرأت سوار شدن بر آن را نداشت. بسیاری به آن دشنام می دادند و آن را «همردیف شیطان» تصور می کردند و بر رویش آب دهان می انداختند.
اما ناصرالدین شاه، که این وسیله را «سوغات سفرش به تفلیس» به ایران آورده بود، با سوار شدن بر آن، ترس را به هیجان تبدیل کرد. از آن پس، «سوار شدن بر ماشین دودی اوقات ما را خوش کرد»، و مردم مشتاق شدند به هر ترتیبی شده، یک بار هم که شده، سوار این «ارابه شیطانی» شوند.
از تفریح متمولان تا بازار مکاره
ماشین دودی اما فقط یک وسیله نقلیه نبود؛ نماد تمکن مالی و بهانه ای برای تفریح بود. مردمی که از شهرهای مختلف به تهران می آمدند، «افتخار دیدن ماشین دودی را از خود دریغ نمی کردند تا آوازه این اختراع تازه به تهران رسیده را به شهر و دیار خود هم ببرند».
سواری ۳۰ دقیقه ای تا حرم حضرت عبدالعظیم(ع)، بهانه ای برای سیاحت و زیارت شده بود. خانواده ها با تجهیزات کامل یک پیک نیک سوار می شدند، در راه چای می نوشیدند و قلیان می کشیدند، و در ایستگاه چشمه علی پیاده می شدند تا شنا کنند یا برای خرید سبزی و ماهی بروند.
اما این تفریح متمولانه، به مرور به «بازار مکاره ای» بدل شد. داخل واگن ها تا «خرخره پر از مسافر» بود و از سقف تا کف واگن، آدم آویزان بود. دست فروشان با صدای بلند برای فروش محصولاتشان فریاد می زدند، و بساط باقالی و لبو در اطراف ایستگاه جور بود.
متروی امروز؛ از تفریح تا فرار
در سال ۱۳۴۱، پس از ۸۰ سال، چراغ ماشین دودی برای همیشه خاموش شد. برای سه دهه، تهران فاقد حمل ونقل ریلی ماند. تا اینکه در اسفند ۱۳۷۷، نخستین قطار مترو به حرکت درآمد.
امروز اما مترو دیگر آن هیجان دیروز را ندارد. اگر «ماشین دودی» روزگاری وسیله ای برای تفریح و تفرج بود، متروی امروز بیشتر پناهگاهی برای فرار از ترافیک و فضایی برای خستگیست. مسافران امروز، بر خلاف نیاکان خود که برای تفریح سوار «ارابه شیطانی» می شدند, با چشمانی خسته و گوشی هایی در دست، بی آنکه نگاهی به همسفرشان کنند، صرفاً به دنبال رسیدن هرچه سریع تر به مقصد هستند.
و البته، شباهت هایی نیز هست. درست مثل ماشین دودی که روزگاری مملو از دست فروش بود, متروی امروز نیز از بساط فروشان دوره گرد خالی نیست. اما آنچه رخت بربسته، حس سفر و شور کشف است.
نگاهی نو؛ گردشگری با مترو
اما شاید بتوان دوباره جان تازه ای به رگ های زیرزمینی تهران دمید. این روزها، طرح «گردشگری با مترو» کلید خورده است. نقشه های گردشگری در ۲۴ ایستگاه مترو نصب شده و تا پایان سال به ۴۰ ایستگاه می رسد. در این نقشه ها، تمام جاذبه های تاریخی، فرهنگی و گردشگری پیرامون هر ایستگاه در شعاع ۵۰۰ متری شناسایی شده اند.
ایستگاه هایی چون قیام (همان محل ایستگاه تاریخی ماشین دودی در پارک کوثر)، امام خمینی(ره)، بهارستان، تئاتر شهر و دروازه شمیران در این طرح قرار دارند. هدف این است که مترو از یک «حمل ونقل صرف» به «بستری برای توسعه گردشگری شهری» تبدیل شود. همان طور که زمانی «ماشین دودی» بهانه ای بود برای کشف شهرری، امروز مترو می تواند دروازه ای باشد برای کشف دوباره ی تهران.
از «اژدهای دودی» قاجار تا متروی رنگین کمان امروز، ۱۴۰ سال می گذرد. روزگاری سوار شدن بر قطار، تفریحی متمولانه و نشانه ای از کنجکاوی انسان مدرن بود؛ امروز اما مترو به پناهگاهی برای فرار از خستگی روزمره بدل شده است. اما شاید با طرح «گردشگری با مترو»، بتوان دوباره آن شور دیروز را به ریل های زیرزمینی تهران بازگرداند؛ شاید بتوان دوباره، مثل نیاکان قاجاری، با مترو به تماشای شهر رفت