◄ جشنواره انگور ارومیه؛ جدال میان جشن شکرگزاری و خام فروشی اقتصادی در بن بست مدیریت جزیره ای
نهمین دوره جشنواره انگور ارومیه در دهکده چی چست در حالی برگزار شد که ارزیابی عملکرد و پوشش رسانهای آن نشان میدهد این رویداد علیرغم پتانسیل عظیم اقتصادی، در سطح یک آیین محلی، فرهنگی و تفریحی متوقف مانده است.
نهمین دوره جشنواره انگور ارومیه در دهکده چی چست در حالی برگزار شد که ارزیابی عملکرد و پوشش رسانهای آن نشان میدهد این رویداد علیرغم پتانسیل عظیم اقتصادی، در سطح یک آیین محلی، فرهنگی و تفریحی متوقف مانده است. مسئله کلیدی این است که جشنواره به جای تبدیل شدن به یک قطب تجاری، صنعتی و ارزآور برای اقتصاد کشاورزی شمال غرب کشور، درگیر روزمرگی، نگاه صرفاً تجمعی و غیبت ساختارهای هماهنگکننده میان بخشی شده است.
انگور نه تنها هویت باغی و فرهنگی ارومیه است، بلکه با توجه به بحران های اکولوژیک حریم دریاچه ارومیه و لزوم گذر از کشاورزی سنتی پرآب بر، یک محصول استراتژیک محسوب می شود. عدم کارایی زنجیره ارزش، خام فروشی، ضعف در صنایع تبدیلی و نبود کانال های صادراتی پیشرفته به معنای هدر رفت سرمایه ملی و تداوم زیان باغدار در چرخه ای پرهزینه است؛ چرخه ای که در آن سود اصلی به جیب واسطه ها و بازارهای خارجی فرآوریکننده می رود.
جشنواره انگور ارومیه ریشه در سنت دیرینه شکرگزاری باغداران این خطه پس از پایان فصل برداشت دارد. در سال های اخیر این آیین سنتی توسط مدیریت شهری و نهادهای محلی به یک رویداد بزرگ تر (دوره نهم) ارتقا یافته است، اما مسیر تکاملی آن از یک جشن محلی به یک همایش استراتژیک تجاری، صنعتی و دیپلماسی اقتصادی سال هاست که با رکود و درجا زدن مواجه است.
بر اساس اظهارات شهرداری ارومیه روزانه حدود هزاران نفر از دهکده چی چست بازدید داشتهاند (که مجموع کل بازدیدکنندگان را 600 هزار تفر عنوان کرده اند)
و بنا به گفته رییس سازمان جهاد کشاورزی آذربایجانغربی: این استان با پیشبینی برداشت افزون بر ۲۴۰ هزار تن انگور در سال 1405 به عنوان یکی از قطبهای مهم تولید این محصول در کشور می باشد.
بررسی ها نشان می دهد که رویداد فاقد یکپارچگی حاکمیتی است؛ عدم حضور و هماهنگی کامل ارکان ارشد استانی در کنار شهرداری در آیین های کلیدی، گواهی بر این است که جشنواره همچنان یک رویداد شهری و جزیره ای است تا یک پروژه راهبردی استانی.
مدرک مستند و روشنی از تشکیل کارگروه مشترک و دائمی میان جهاد کشاورزی، اداره کل صمت، گمرک، استاندارد، صادرکنندگان و نمایندگان واقعی باغداران در فرآیند این جشنواره دیده نمی شود.
تا زمانی که جشنواره فاقد نشست های تجاری هدفمند، قراردادهای خرید تضمینی پیش از فصل و استانداردهای زنجیره سرد باشد، هزینهکرد برای برگزاری آن توجیه اقتصادی پایدار نداشته و سود سرشار دلاری ناشی از فرآورده های انگور نصیب واسطه ها و بازارهای رقیب خواهد شد.
حال تصویر کلان جشنواره انگور ارومیه، تصویری از فرصت های ازدست رفته در سایه نمایش های سطحی است. جشنواره به جای اینکه میزگردی برای حل چالش های حیاتی باغداران باشد، بیشتر به جشنی شبیه است که صدای درد تولیدکننده در هیاهو و جاذبه های گردشگری آن گم می شود.
خروجی جشنواره از وضعیت فعلی نیازمند دگردیسی ساختاری است:
* گذر از خام فروشی به تولید کنسانتره، آبمیوه های صنعتی، سرکه، عصاره های آروماتیک و محصولات آرایشی-بهداشتی با تکیه بر ظرفیت شرکت های دانش بنیان.
* ایجاد میزهای مذاکره میان باغداران و کارخانجات، و راهاندازی کانال های سبز گمرکی برای محصولات فسادپذیر جهت تسریع صادرات به بازارهای هدف (روسیه، عراق، ترکیه و اروپا).
* ترویج سیستم های آبیاری هوشمند، مبارزه نوین با آفات، و اصلاح الگوی کشت به منظور انطباق با چالش های اقلیمی منطقه.
* تقسیم کار شفاف میان استانداری، جهاد کشاورزی، صمت، اتاق بازرگانی، گمرک، استاندارد، صادرکنندگان و تعاونی های کشاورزی برای مدیریت انبارداری و زنجیره سرد.
* تشکیل کارگروه راهبردی مشترک با حکم استانداری و با حضور متولیان جهاد کشاورزی، صمت، گمرک و اتاق بازرگانی برای مدیریت کلان رویدادهای آتی.
* حذف حاشیه های غیرضروری و اختصاص حداقل نیمی از فضای جشنواره به سالن های تخصصی مذاکره تجاری ، نمایش فناوری های نوین کشاورزی و استارتاپ های صنایع تبدیلی.
* تدوین پروتکل گمرکی و ایجاد کانال سبز صادراتی برای تسریع ترخیص فرآورده های انگور در مرزهای استان.
* پایش و راستیآزمایی دقیق آمار تولید با همکاری مرکز آمار و جهاد کشاورزی بلافاصله پس از پایان فصل برداشت، به جای تکیه بر برآوردهای حدسی و مدل سازی.
سخن آخر در باب جشنواره انگور ارومیه را میتوان در یک جمله خلاصه کرد: جشنواره ای که پایان فصل برداشت را جشن میگیرد، اما آغازگر دردسرها و چالش های اقتصادی باغدار است، راه به جایی نخواهد برد.