◄ قفل هم زمان در پاناما و هرمز/ هزینه مسیرهای دریایی رکورد می زند
سهمیه بندی عبور کشتی ها در کانال پاناما در کنار ترافیک محدود و پرریسک در تنگه هرمز، بازار جهانی انرژی و صنعت کشتیرانی را با چالش جدی مواجه کرده است.
کاهش بارندگی ناشی از پدیده ال نینو در آمریکای مرکزی و پیامدهای امنیتی در حوزه خلیج فارس، دو گلوگاه حیاتی تجارت دریایی جهان را همزمان زیر فشار قرار داده است؛ وضعیتی که با کاهش ظرفیت عملیاتی کانال پاناما و تنگه هرمز، هزینه های حملونقل دریایی، نرخ بیمه و زمان تحویل محموله های نفتی و گازی را در بازارهای جهانی دستخوش تغییرات اساسی کرده است.
به گزارش سرویس دریایی تین نیوز، تجارت بین المللی انرژی در سال های اخیر بیش از هر زمان دیگری به انعطاف پذیری و امنیت آبراه های استراتژیک وابسته شده است. در حالی که افزایش تقاضا در بازارهای آسیایی و رشد صادرات از حوزه اقیانوس اطلس، حجم جریان کالا و سوخت بر روی دریاها را به اوج رسانده، بروز اختلال هم زمان در دو قاره، آسیب پذیری ساختار لجستیک جهانی را نمایان ساخته است. این روزها نه صرفاً حجم تولید در چاه ها و پالایشگاه ها، بلکه امکان عبور ایمن و اقتصادی از معابر کلیدی دریایی است که نرخ نهایی کالا را تعیین می کند.
سهمیه بندی تردد در پاناما؛ پیامد خشکسالی بر مسیر انتقال گاز آمریکا
اداره کانال پاناما (ACP) به دلیل افت سطح آب دریاچه های تأمین کننده این آبراه، سهمیه بندی تازه ای را برای عبور شناورها به اجرا گذاشته است. کاهش بارندگی ها و افت ورودی آب به حوزه آبخیز کانال، مدیریت این معبر را ناچار کرد تا سقف پذیرش روزانه شناورها را از ارقام پیشین به ۳۴ فروند در روز و در مراحل بعدی به ۳۲ فروند محدود کند.
این تصمیم بیش از همه بر جریان انتقال گاز مایع (LPG) و گاز طبیعی مایع شده (LNG) از سواحل خلیج مکزیک به مقاصد آسیایی اثرگذار است. بر پایه داده های اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA)، صادرات LNG ایالات متحده پس از تجربه رکوردهای تازه در سال گذشته، بخش عمده ای از تقاضای فزاینده بازار آسیا را پوشش می دهد. اکنون با کاهش پنجره های عبور در پاناما، کشتی های حامل انرژی یا باید هزینه های سنگین شرکت در مزایده های رزرو تردد را بپردازند یا مسیر طولانی تر دور زدن قاره آفریقا را در پیش بگیرند؛ انتخابی که مستقیماً به معنای افزایش نرخ اجاره روزانه شناورهای غول پیکر (VLGC) و افزایش سوخت مصرفی است.
بیشتر بخوانید:
بحران آب در گذرگاه استراتژیک/ سایه خشکسالی بر سر کانال پاناما و زنجیره تأمین جهانی
رقابت آمریکا و چین به بنادر کانال پاناما کشیده شد
تنگه هرمز؛ ناامنی عملیاتی و کاهش محسوس ترددهای متعارف
در نقطه مقابل، تنگه هرمز که معبر اصلی خروج نفت و گاز حوزه خلیج فارس به شمار می رود، با چالش های امنیتی و ژئوپلیتیک دست وپنجه نرم می کند. ارزیابی های سازمان عملیات تجارت دریایی بریتانیا (UKMTO) نشان می دهد که سطح ریسک برای ناوگان تجاری در این گذرگاه در سطوح بالا باقی مانده و نگرانی از حوادث احتمالی یا خطرات ناشی از مین های دریایی، احتیاط گسترده مالکان کشتی را به دنبال داشته است.
این ریسک ها جریان معمول کشتیرانی را دچار کندی کرده است؛ به طوری که آمارهای رهگیری تردد نشان می دهند حجم عبور و مرور آشکار شناورهای تجاری در مقایسه با دوره های ثبات گذشته کاهش یافته و بسیاری از خطوط ترجیح می دهند با تدابیر حفاظتی ویژه، سرعت پایین یا تغییر در برنامه ریزی سفر از این آبراه عبور کنند. از سوی دیگر، بخش عمده صادرات گاز قطر و نفت خام کشورهای حاشیه خلیج فارس که مقصد بیش از ۸۰ درصد آن ها مصرف کنندگان بزرگی چون چین، هند، ژاپن و کره جنوبی هستند، جایگزین لجستیکی هم وزنی در خارج از این تنگه ندارد.
دیدگاه کارشناسان؛ تحمیل هزینه های پایدار بر زنجیره تأمین
تحلیلگران صنعت دریانوردی معتقدند اثرات این دو رویداد، گذرا نخواهد بود. تاکایا سوگا، مدیرعامل شرکت کشتیرانی NYK ژاپن، در گفت وگو با رسانه های بین المللی خاطرنشان کرده است که حتی با فروکش کردن مقطعی تنش ها، پاک سازی کامل مسیرها و بازگشت اعتماد به آبراه های پرخطر می تواند ماه ها به طول بینجامد و ظرفیت مؤثر ناوگان را محدود نگه دارد.
همچنین کارشناسان بازار انرژی در رویترز و فعالان حوزه حمل گاز تأکید دارند که هم پوشانی این دو بحران، اثر متقابل منفی بر بازار جهانی می گذارد. به عقیده آنان، وقتی مسیر کوتاه تر پاناما برای گاز آمریکا محدود می شود، بازار به صورت طبیعی به محموله های خاورمیانه تکیه می کند؛ اما وجود ناامنی در هرمز، مانع از ایفای نقش کامل این منطقه به عنوان ضربه گیر عرضه می شود. این تقارن بحران، تقاضا برای تانکرها را بالا برده و قیمت پایانی انرژی را زیر فشار نگه داشته است.
معادله نوین تجارت دریایی؛ اولویت یافتن «هزینه مسیر»
تحولات جاری نشان می دهد که مفهوم امنیت انرژی از سطح «تولید فیزیکی» فراتر رفته و به «پایداری زنجیره ترانزیت» گره خورده است. افزایش تعرفه های بیمه جنگی، کمبود خدمات جانبی سوخت رسانی در بنادر منطقه و رشد زمان سفر کشتی ها به دلیل تغییر مسیرها، مؤلفه ای به نام «هزینه مسیر» را به متغیر اصلی در اقتصاد انرژی تبدیل کرده است.
در شرایطی که اقتصاد بین الملل هم زمان از ناحیه تغییرات اقلیمی در پاناما و ریسک های ژئوپلیتیک در هرمز آسیب پذیر نشان می دهد، شرکت های بازرگانی و خطوط کشتیرانی ناچارند با مدل سازی های جدید لجستیکی و بازنگری در برنامه های حمل خود، هزینه های اجتناب ناپذیر این دو گلوگاه را مدیریت کنند.