بحران پسماند در تهران؛ کلاغ ها پیام آور شکست مدیریت شهری
لبریز بودن سطل های زباله و حضور کلاغ ها در معابر تهران، گواهی بر غفلت مسئولان از پاکسازی شهر است. این وضعیت نامطلوب پسماند، محیط زیست پایتخت را تخریب کرده و ضرورت تمرکز مدیریت شهری بر نظافت و نگهداشت را نشان می دهد.
ما تهران را به یاد روزهایی می شناسیم که صبح ها با آواز پرندگان رنگارنگ و جست و خیز آنها میان شاخ و برگ درختان، بیدار می شدیم. روزهایی که معابر شسته و رفته و آراسته، راهی برای عبور آرام قدم هایمان بودند. در آن روزها، آسمان تهران، بوم نقاشی پرندگانی بود که با آواز خود، روح زندگی را در این شهر زنده نگه می داشتند.
اما امروز، تصویر پیشِ روی ما، روایتی است از یک «تراژدی خاموش». تصویر کلاغ هایی که در گوشه ای از یک معبر اصلی، مشغول پاره کردن نایلون های زباله هستند، تنها یک صحنه از بی نظمی نیست؛ این تصویر، گواهی است بر یک شکست مدیریتی. کلاغ ها، که در طبیعت به عنوان پرندگانی مقاوم و هوشمند شناخته می شوند، اکنون به معدود گونه های باقی مانده در این جنگل سیمانی تبدیل شده اند. آنها نه به خاطر انتخاب خود، بلکه به خاطر نبودِ جایگزین، مجبور شده اند از میان بقایای پسماندهای شهری، غذایی برای بقای خود جست وجو کنند.
وقتی در پایتخت یک کشور، سطل های زباله در معابر اصلی، همچنان لبریز از پسماند می مانند، به معنای آن است که احیاناً مسئولان مربوطه، درگیر پروژه های نمایشی و اقدامات سطحی شده اند، تا جایی که مأموریت های اصلی و ذاتی آنها یعنی «پاکسازی، نظافت و مدیریتِ چرخه پسماند» در سایه غفلت و بی توجهی، رنگ باخته است.
وقتی سطل های زباله خالی نمی شوند و وقتی معابر اصلی و فرعی، آلوده و کثیف می مانند، گویی شهر به حال خود رها شده است. این بی تفاوتی، نه تنها محیط زیست را تخریب می کند، بلکه روح شهروندان را نیز فرسوده می سازد. ما شهروندان، که این شهر برایمان عزیز است و چاره ای جز زیستن در آن نداریم، هر روز با این واقعیت تلخ روبه رو می شویم که مسئولان مربوطه، به جای «نگهداشت»، به دنبال «نمایش» هستند.
کلاغ های شهر، در واقع، پیام آور یک هشدار بزرگ هستند. آنها می گویند: ما اینجا هستیم، چون دیگر کسی نیست که از زیبایی های این شهر محافظت کند. آنها با پاره کردن هر کیسه زباله، شکاف میان وعده های مدیریتی و واقعیتِ تلخ خیابان ها را عمیق تر می کنند. ما خواهان بازگشت آن پرندگان رنگارنگ هستیم که آواز آنها در فضا طنین انداز شود. تهران، بیش از هر چیز، به مسئولیت پذیری نیاز دارد؛ نه به ادعاهای بزرگ و شعارهای زیبا.
وقت آن رسیده است که:
اجازه ندهیم کلاغ ها، تنها شاهدان باقی مانده در تاریخ تهران باشند،
اجازه ندهیم تهران، از یک پایتخت پرجنب و جوش به کلان شهری کم تحرک تبدیل شود،
اجازه ندهیم پارک های جنگلی تهران، جای خود را به بیابان های بی دار و درخت بدهند،
اجازه ندهیم گذرگاه های دلپذیر و سرسبز تهران به مسیرهایی بی روح و کسل کننده مبدل شوند و در نهایت، اجازه ندهیم نالوطی ها در تهران، برای شهروندان شهری تعیین تکلیف کنند که از دیرباز به شهر لوطی ها معروف بوده است.
* کارشناس ارشد برنامه ریزی شهری