◄ بررسی نقش بنادر خزر، شبکه ریلی و زیرساخت های لجستیکی در آینده حمل ونقل ایران
تجارت دریایی ایران عمدتاً از مسیر بنادر جنوبی می گذرد؛ اما این تمرکز یک سویه در برابر بحران های ژئوپلیتیکی آسیب پذیر است. در بخش اول این گزارش بررسی می کنیم که آیا بنادر شمالی و دریای خزر می توانند جایگزین یا مکمل مسیرهای جنوبی شوند و چه زیرساخت هایی برای تحقق این هدف لازم است.
ایران از شمال به دریای خزر و از جنوب به خلیج فارس و دریای عمان دسترسی دارد؛ موقعیتی که از آن به عنوان یکی از بزرگ ترین مزیت های جغرافیایی کشور یاد می شود. اما در عمل، تقریباً تمام تجارت دریایی ایران از مسیر جنوب می گذرد. این وابستگی یک سویه در شرایط عادی کارآمد است، اما یک پرسش جدی مطرح می کند: حالا که مسیرهای جنوبی دچار اختلال هستند، شمال کشور چقدر آماده ایفای نقش است؟
به گزارش تین نیوز، موقعیت جغرافیایی ایران همواره یکی از مهم ترین مزیت های کشور در حوزه حمل ونقل و تجارت منطقه ای بوده است. قرار گرفتن ایران میان آسیای مرکزی، قفقاز، روسیه، شبه قاره هند و آب های آزاد، این امکان را فراهم کرده که کشور به یکی از مسیرهای مهم ارتباطی میان شرق و غرب و شمال و جنوب تبدیل شود. با این حال، ساختار فعلی شبکه تجاری ایران طی دهه های گذشته عمدتاً بر ظرفیت بنادر جنوبی، به ویژه بنادر واقع در سواحل خلیج فارس و دریای عمان، متکی بوده است.
بندر شهید رجایی، بندر امام خمینی و بندر چابهار امروز مهم ترین دروازه های دریایی تجارت خارجی ایران محسوب می شوند. بخش قابل توجهی از واردات کالاهای اساسی، مواد اولیه صنعتی، تجهیزات، صادرات محصولات و حتی بخشی از جریان ترانزیت منطقه ای از طریق این بنادر انجام می شود.
این تمرکز اگرچه از نظر اقتصادی و جغرافیایی قابل توضیح است، اما از منظر مدیریت ریسک و تاب آوری زنجیره تأمین ، یک چالش مهم ایجاد می کند. تجربه سال های اخیر در اقتصاد جهانی نشان داده است که کشورها برای کاهش آسیب پذیری در برابر بحران های ژئوپلیتیکی ، اختلالات مسیرهای دریایی، تحولات سیاسی یا محدودیت های ناگهانی، تلاش می کنند شبکه های حمل ونقل خود را متنوع کنند و تنها به یک مسیر اصلی وابسته نباشند.
در چنین شرایطی، موضوع توسعه ظرفیت های شمال ایران و استفاده بیشتر از بنادر دریای خزر اهمیت پیدا می کند. پرسش اصلی این است که آیا شمال کشور می تواند با بروز اختلال در مسیرهای جنوبی، نقش یک مسیر جایگزین را ایفا کند؟
پاسخ این پرسش نیازمند بررسی مجموعه ای از عوامل است؛ زیرا ایجاد یک مسیر ترانزیتی صرفاً به وجود بندر محدود نمی شود. یک کریدور واقعی زمانی شکل می گیرد که بندر، شبکه ریلی، جاده، پایانه های لجستیکی، تجهیزات تخلیه و بارگیری، خدمات گمرکی و مراکز توزیع کالا در کنار یکدیگر عمل کنند.
بررسی شرایط موجود نشان می دهد که شمال ایران در وضعیت فعلی نمی تواند جایگزین کامل بنادر جنوبی شود، اما ظرفیت آن را دارد که به عنوان یک مسیر مکمل و راهبردی، نقش مهمی در افزایش تاب آوری شبکه حمل ونقل کشور ایفا کند.
جنوب ایران؛ ستون اصلی تجارت دریایی کشور
برای درک جایگاه شمال، ابتدا باید اهمیت بنادر جنوبی ایران را شناخت. بخش عمده زیرساخت های دریایی کشور طی دهه های گذشته در سواحل جنوبی توسعه یافته است؛ زیرا این مناطق دسترسی مستقیم به آب های آزاد بین المللی دارند و امکان ارتباط با خطوط کشتیرانی جهانی در آن ها فراهم است.
در میان این بنادر، بندر شهید رجایی در استان هرمزگان جایگاه ویژه ای دارد. این بندر بزرگ ترین مرکز کانتینری ایران و مهم ترین پایانه تجاری کشور به شمار می رود. اتصال آن به شبکه جاده ای و ریلی، برخورداری از تجهیزات تخصصی بندری و موقعیت آن در نزدیکی مسیرهای اصلی دریایی باعث شده است که بخش قابل توجهی از تجارت خارجی ایران از این مسیر انجام شود.
اهمیت بندر شهید رجایی تنها به حجم عملیات آن محدود نمی شود؛ بلکه این بندر بخشی از زنجیره اقتصادی کشور را تشکیل می دهد که از واردات مواد اولیه صنایع تا صادرات محصولات تولیدی را پوشش می دهد. به همین دلیل، ایجاد یک جایگزین کامل برای آن، نیازمند سرمایه گذاری عظیم و زمان طولانی است.
در کنار شهید رجایی، بندر امام خمینی در استان خوزستان نقش متفاوتی دارد. این بندر بیشتر به عنوان یکی از مراکز اصلی ورود کالاهای فله ای و استراتژیک کشور شناخته می شود. حجم قابل توجهی از غلات، نهاده های دامی، مواد اولیه صنعتی و کالاهایی که نیازمند حمل فله ای هستند از این بندر وارد کشور می شوند.
بنابراین حتی اگر ظرفیت بنادر شمالی افزایش یابد، جایگزینی نقش بندر امام خمینی در کوتاه مدت بسیار دشوار خواهد بود؛ زیرا مسئله تنها ظرفیت بندری نیست، بلکه شبکه انبارش، حمل داخلی و توزیع کالا نیز باید متناسب با آن توسعه پیدا کند.
در سوی دیگر، بندر چابهار جایگاه متفاوتی دارد. این بندر به دلیل قرار گرفتن در ساحل دریای عمان و خارج بودن از محدوده تنگه هرمز، از منظر ژئوپلیتیکی اهمیت ویژه ای دارد. چابهار می تواند نقش مهمی در ارتباط ایران با هند، آسیای مرکزی و مسیرهای بین المللی ترانزیت ایفا کند، اما هنوز از نظر حجم عملیات و زیرساخت با بنادر بزرگ جنوبی فاصله دارد.
به همین دلیل، در تحلیل آینده حمل ونقل ایران باید میان «جایگزین کامل» و «مسیر مکمل» تفاوت قائل شد. شمال ایران شاید نتواند در آینده نزدیک جای جنوب را بگیرد، اما می تواند بخشی از فشار موجود بر شبکه جنوبی را کاهش دهد.