◄ 3 سناریوی پیش روی ایران در مواجهه با کریدور آیمک و پیمان ابراهیم
کریدورهایی مانند آیمک (IMEC) و کمربند و راه فقط پروژه های اقتصادی نیستند. آنها به ابزارهایی برای پیوند امنیت، تجارت و ژئوپلیتیک تبدیل شدهاند و ایران ناگزیر است راهبردی موثر در قبال این تحولات اتخاذ کند.
علی فکری در این یادداشت با بررسی تحولات نظم نوین جهانی، نقش کریدورهای حمل ونقل و لجستیکی را در رقابت ژئوپلیتیکی قدرت های بزرگ تحلیل می کند. به اعتقاد وی، کریدورهایی مانند آیمک (IMEC) و کمربند و راه دیگر صرفاً پروژه های اقتصادی نیستند، بلکه به ابزارهایی برای پیوند امنیت، تجارت و ژئوپلیتیک تبدیل شده اند و ایران ناگزیر است راهبردی شفاف در قبال این تحولات اتخاذ کند.
کریدورهای حمل ونقل فقط مسیرهای تجاری نیستند
فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و پایان نظام دوقطبی، یکی از مهم ترین درس های خود را برای قدرت های بزرگ به همراه داشت؛ اینکه حفظ حوزه نفوذ از طریق پرداخت سوبسیدهای گسترده اقتصادی دیگر راهبردی پایدار نیست. آمریکا در نخستین گام برای شکل دهی به نظم جدید جهانی، راهبرد «جهانی شدن» را در پیش گرفت تا کشورها با افزایش بهره وری و کارآمدی اقتصادی، جایگاه خود را در هرم قدرت جهانی ارتقا دهند.
اما اجرای این سیاست، در کنار برخی اشتباهات راهبردی آمریکا از جمله جنگ عراق، موجب رشد قدرت های نوظهوری شد که نه تنها جایگاه خود را در اقتصاد جهانی بهبود بخشیدند، بلکه به رقبایی بالقوه برای جایگاه برتر ایالات متحده تبدیل شدند. از این مقطع، واشنگتن راهبرد خود را از توسعه جهانی به سمت مهار قدرت های نوظهور تغییر داد.
چالش امنیت در کریدورهای ترانزیتی
به باور نویسنده، آمریکا برای مهار رقبای جدید دو مسیر را همزمان دنبال کرد؛ نخست ایجاد فشارهای امنیتی در پیرامون و نقاط آسیب پذیر قدرت های نوظهور و دوم محدود کردن دسترسی آنها به فناوری و بازارهای غربی.
در همین چارچوب، مفهوم «متحد» نیز تغییر یافت. کشورهایی که بتوانند بدون به چالش کشیدن جایگاه آمریکا، کارایی اقتصادی بلوک غرب را افزایش دهند یا در ایجاد فشار امنیتی علیه رقبای واشنگتن نقش آفرینی کنند، به شرکای راهبردی این کشور تبدیل شدند.
نتیجه این تحول، شکل گیری دو راهبرد کلان بود؛ جداسازی اقتصادی (Decoupling) و ایجاد کریدورهای توسعه که اقتصاد و امنیت را به صورت همزمان در بر می گیرند. از این منظر، کریدورهای حمل ونقل دیگر صرفاً مسیر انتقال کالا نیستند، بلکه بخشی از معماری امنیتی قدرت های بزرگ محسوب می شوند.
پیمان ابراهیم پیش شرط توسعه کریدور آیمک
در این تحلیل، پیمان ابراهیم نقشی فراتر از عادی سازی روابط سیاسی دارد و به عنوان زیرساخت امنیتی پروژه کریدور آیمک معرفی می شود. به اعتقاد نویسنده، همکاری کشورها در قالب این پیمان، شرط لازم برای پیشبرد کریدور هند-خاورمیانه-اروپا است؛ همان گونه که همکاری های امنیتی میان ایران، چین و پاکستان می تواند مقدمه ای برای مشارکت مؤثر ایران در طرح «کمربند و راه» باشد.
از این رو، توسعه کریدورهای بین المللی بدون هماهنگی های امنیتی، در شرایط جدید نظام بین الملل امکان پذیر نیست.
نقش رژیم صهیونیستی در معادلات کریدوری
فکری معتقد است رژیم صهیونیستی علاوه بر ایفای نقش امنیتی در مهار قدرت های نوظهور، از ظرفیت های مالی، تجاری و فناورانه خود نیز برای تقویت اهداف آمریکا بهره می برد. به همین دلیل، موفقیت کریدور آیمک تا حد زیادی به گسترش همکاری های منطقه ای در چارچوب پیمان ابراهیم وابسته است؛ زیرا در غیر این صورت، نقش این رژیم صرفاً به ایجاد ناامنی محدود خواهد شد و مزیت های اقتصادی این پروژه محقق نمی شود.
سه مسیر پیش روی ایران
نویسنده در پایان سه سناریو برای ایران در قبال کریدور آیمک ترسیم می کند:
پیوستن به پیمان ابراهیم و عادی سازی کامل روابط با رژیم صهیونیستی؛
همکاری غیرمستقیم با برخی اعضای کریدور مانند امارات و هند؛
تقابل با آیمک و تمرکز بر همکاری مرحله ای با کریدورهای اوراسیایی و قدرت های نوظهور.
به باور وی، گزینه نخست در بهترین حالت جایگاهی محدود برای ایران ایجاد خواهد کرد و گزینه دوم نیز به افزایش بی اعتمادی همه طرف ها و در نهایت «تنهایی راهبردی» کشور منجر می شود. در مقابل، نویسنده معتقد است تمرکز بر همکاری های امنیتی و اقتصادی با قدرت های نوظهور و توسعه کریدورهای اوراسیایی، هرچند با هزینه هایی همراه است، اما می تواند شانس بقا، توسعه و افزایش وزن ژئوپلیتیکی ایران را در رقابت قدرت های بزرگ افزایش دهد.
فکری در پایان تأکید می کند که با توجه به ماهیت امنیتی کریدور آیمک، هرگونه همکاری مؤثر با این پروژه مستلزم پیوستن یا همکاری عملی با پیمان ابراهیم و کاهش تنش با رژیم صهیونیستی است؛ موضوعی که تحقق آن، هم به اراده سیاسی ایران و هم به پذیرش طرف های مقابل وابسته خواهد بود.