چرا آمریکا پل راه آهن آق قلا را زد؟
حمله به پل های آققلا و کاشمر یک تصعید ساده جنگی نیست؛ نقشه ای کریدوری در دل نظم آمریکایی-اسرائیلی است و ایران با حذف امارات از بانک اهداف، عملاً دست واشنگتن را برای فلج کردن شاهراه شمال-جنوب باز خواهد گذاشت.
حمله بامدادی پنجشنبه 18 تیرماه 1405 ایالات متحده به پل های راه آهن در دو منطقه آققلا و کاشمر (در مسیر مسافری مشهد)، اینک با قطعیت نشان می دهد که بزرگترین اشتباه راهبردی ایران پس از آتش بس، تلاش برای عادی سازی روابط با امارات از طریق کانال های امنیتی سطح بالا بوده است.
به گزارش تین نیوز از فارس، دلیل این ادعا را باید در پیوند ظریف کریدورها، محاصره دریایی و بازی نظم سازانه آمریکا جست وجو کرد.ضربه به کریدور، تصعید افقی و عمودی جنگحمله به پل آققلا، واقع در میانه مسیر اینچه برون-گرگان-گرمسار، فراتر از یک اقدام تاکتیکی، همزمان دو پیام روشن دارد. نخست، این حمله تصعید افقی (گسترش جغرافیایی) جنگ پس از توافق اسلام آباد را نشان می دهد.دوم، به دلیل ماهیت کریدوری و زیرساختی هدف، یک تصعید عمودی جدی نیز به شمار می رود. مسیر اینچه برون-گرمسار هم در کریدور شمال-جنوب (اتصال ایران به هند و روسیه) نقشی حیاتی دارد و هم در کریدور شرق به غرب (اتصال به چین و اروپا) جایگاهی راهبردی را تصاحب کرده است.
آسیب به این مسیر، نخست با هدف ایجاد اختلال در تأمین کالاهای اساسی از چین و روسیه و ناتوان سازی ایران در دور زدن محاصره دریایی صورت گرفته است؛ محاصره ای که خود پاسخی به موضوع انسداد تنگه هرمز بوده، هرچند مستقل از آن و پیشتر نیز در دست بررسی قرار داشته است. این اقدام دقیقاً جایگاه بسیار راهبردی ایران را در تقاطع کریدورهای شرقی و غربی هدف گرفته است. اکنون پرسش اساسی این است: ارتباط این تحولات با امارات چیست؟
امارات، تنگه هرمز و کریدور IMECپیشتر گفته شد که مسئله تنگه هرمز و کریدور به اصطلاح «عمانی»، بسیار بیش از آنکه به مسقط مربوط باشد، به بندر راهبردی «جبل علی» و اتصال آن به حیفا در اسرائیل در چارچوب کریدور IMEC گره خورده است.اعمال حاکمیت ایران بر تنگه هرمز، اختلالی مهم در یک «شاه کریدور» جهانی ایجاد می کند که در نظم آینده مورد نظر آمریکا نقشی بسیار کلیدی دارد.
امارات متحده عربی از همان آغاز جنگ، واشنگتن را به شدت برای ایفای نقش نظامی در تأمین امنیت تنگه تحت فشار گذاشت و اینک پس از تجدید پیمان دفاعی خود با فرانسه، عملاً پاریس و به تبع آن ناتو را وارد گود نزاع خاورمیانه کرده است.بازی «کریدور در برابر کریدور» و محاسبه واشنگتنواشنگتن با ذهنیت «کریدور در برابر کریدور» به آققلا حمله کرد. مبنای این تصمیم، اطمینان یا تصور روشنی است که آمریکا پیدا کرده مبنی بر اینکه ایران، امارات را از بانک اهداف خود حذف کرده و گزینه ای برای تصعید عمودی یا افقی جنگ در اختیار ندارد و صرفاً به اقداماتی علیه کویت و بحرین رضایت خواهد داد؛ اقداماتی که از نظر واشنگتن، فاقد بار تصعید و پیام راهبردی لازم هستند.
به زعم آمریکا، این حمله نخست ایران را در اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز (به معنای اختلال در کریدور IMEC) دچار تردید می کند، دوم گزینه اعمال مجدد محاصره دریایی را معتبرتر جلوه می دهد و سوم، وابستگی لجستیکی ایران را به بنادری مانند جبل علی و کراچی (که توسعه آن زیر نظر امارات مدیریت می شود) بیش از پیش خواهد کرد.کارت سفید امضای امنیتی به امارات؛ تله ای راهبردی
ایران با دادن «کارت سفید امضای امنیتی» به امارات، کشوری که در نظم آمریکایی-اسرائیلی مورد نظر واشنگتن حرف اول را در منطقه غرب آسیا می زند، از یک سو دست ترامپ را برای هدف قرار دادن زیرساخت های ایران باز گذاشته و از سوی دیگر مقدمات نفوذ امنیتی و اقتصادی ابوظبی را در کشور فراهم کرده است.امارات با ایران همان کاری را کرده و خواهد کرد که با رژیم بشار اسد کرد. اسد از امارات وعده های فراوانی برای سرمایه گذاری و بازسازی سوریه دریافت کرد، اما ابوظبی در پشت پرده برای ساقط کردن او برنامه می ریخت؛ احمد العوده، تحت حمایت امارات و محمد دحلان، نخستین کسی بود که دمشق را فتح کرد.تا زمانی که ایران نگاه «نظم محور» به معادلات پیرامونی خود نداشته باشد و «بازی بزرگ» ابرقدرت ها را درک نکند، با وجود ظرفیت ها و دستاوردهای مهم سیاسی و نظامی، در نقد کردن دستاورد جنگ ها و در جنگ بلندمدت نظم منطقه ای، بازنده خواهد بود.
محتوا بر اساس محتوای یادداشت مهدی خراتیان، کارشناس بین الملل و مصاحبه مجید شاکری، اقتصاددان نگارش شده است.