◄ سمفونی بوق های بی دلیل در کوچه ها و خیابان های تهران
زبان مادری خیلی ها در تهران، فارسی نیست؛ بوقی است. بوق ها انواع مختلف دارند: بوقِ سلامعلیک: مخصوص رانندههایی که دوست دارند به همه محله اعلام کنند که «من رسیدم»! بوقِ تهدید: یعنی «اگه یک سانت تکون نخوری، من تکونت میدم».
بوقِ اعتراض به قوانین فیزیک: چراغ قرمز است، ولی راننده بوق می زند چون فکر می کند شاید نور قرمز با فشار صوتی جا به جا بشود. بوقِ فلسفی: راننده پشتت بوق می زند، جلوتر چراغ راهنمایی و رانندگی قرمز است ولی او بوق می زند چون می خواهد به تو یادآوری کند که «زندگی کوتاه است». بوقِ خستگی: راننده هیچ عجله ای ندارد، ولی بوق می زند چون از سکوت خوشش نمی آید.
تهران تنها شهری است که از بوق زدن نه فقط برای حرکت دادن ماشین ها، بلکه برای حرکت دادن احساسات استفاده می شود. بوق ها در تهران مثل پیام های صوتی واتساپ هستند: بلند، بی موقع و معمولاً بی فایده. طنز تلخ ماجرا این است که راننده تهرانی وقتی پشت چراغ قرمز می ایستد، احساس می کند از یک مسابقه جهانی عقب افتاده. برای همین، قبل از اینکه چراغ سبز بشود، بوق می زند تا به بقیه بگوید:«من از شما باهوش ترم، چون حدس زدم چراغ قرار است سبز بشود.»
این رفتار فقط یک بی اخلاقی نیست؛ یک اعتمادبه نفسِ بی دلیلِ ملّی است. نوعی خودباوری که اگر در اقتصاد و علم هم بود، الان ایران شده بود آنچه باید.فاجعه بارتر این که اگر یک روز در تهران کسی بوق نزند، مردم شک می کنند:«ماشینش خراب است؟»«حالش خوب نیست؟»«مشکل خانوادگی دارد؟»«نکند از شهر دیگری آمده؟»
در تهران، سکوت پشت فرمان نشانه بیماری است و خنده دارترین بخش ماجرا این است که راننده تهرانی فکر می کند با بوق زدن، جهان تغییر می کند. البتّه که خودم در بدترین شرایط نیز دست به بوق نمی شوم امّا اگر رفتار ترافیکی ناهنجاری ببینم و سرعت فرد متخلّف چندان زیاد نباشد برای شادی روان او و بقیه شهروندان، خلّاقانه چند ثانیه ای بوق ماشین عروس می نوازم.
انگار بوق یک نوع جادوی صوتی است که می تواند گره های ترافیکی را باز کند؛آدم ها را عاقل کند؛ چراغ قرمز را سبز کند؛ موتوری ها را به پیاده رو برگرداند و حتّی مشکلات زندگی را حل کند ولی در عمل، تنها چیزی که در خود حلّ می کند اعصاب مردم است.تهران شهری است که اگر یک روز همه راننده ها تصمیم بگیرند بوق نزنند، احتمالاً ترافیک همان قدر سنگین می ماند.... و فقط بی اخلاقی ها بی صدا می شوند.
کنش گر اجتماعی و عضو هیات علمی دانشگاه