◄ صادرات نفت ایران به چین از طریق راه آهن؛ راهکاری عملی یا غیر عملی؟
محمد اسمعیل علیخانی: به نظر می رسد راه حل فاقد مخاطره، کمترین هزینه, مداوم و بدون تنش صادرات نفت را باید در زمین سیاستمداران جست و جو کرد.
با توجه به محاصره نفتی ایران آیا امکان صادرات نفت ایران به چین از طریق راه آهن وجود دارد؟
به گزارش تین نیوز، این پرسشی بود که در یک گروه حمل و نقلی و در جمع تعدادی از متخصصان حمل و نقل از سوی علا محسنی از جمله کارشناسان حاضر در این گروه مطرح شد.
در پاسخ به این پرسش محمد اسمعیل علیخانی یکی دیگر از کارشناسان حاضر در گروه با ارزیابی کارشناسی این امکان گفت: هر بشکه نفت حدود 160 لیتر و 160 کیلوگرم وزن دارد، اگر هزینه حمل و نقل ریلی را حدود سه سنت یرای تن کیلومتر فرض کنیم و باز هم برای سهولت در برآورد تقریبی وزن هر 6 بشکه نفت یک تن باشد و فاصله ریلی زمینی خوزستان تا مرز های شمالی یا سرخس 2000 کیلومتر باشد، هر تن نفت با 60 دلار کرایه به مرز ایران و ترکمنستان می رسد.
وی اظهار کرد: فاصله مرز سرخس تا سین کیانگ و.. پکن ( عبور از ترکمنستان - ازبکستان - قراقستان - سین کیانگ- پکن) هم حدود 9000 کیلومتر و جمعا 11000 کیلومتر است.
او افزاد: با این حساب، هر تن نفت با 330 دلار و هر بشکه 55 و دست پایین 50 دلار کرایه به چین می رسد که رقم قابل ملاحظه ایست.
علیخانی تاکید کرد: در حمل و نقل نفت و در فواصل دور، هیچ امکانی با کشتی های غول پیکر نفتی (مایعات) نمی تواند رقابت کند. خصوصا بین ایران و چین که فاصله دریایی تفاوت چندانی با فاصله زمینی ندارد و شاید فاصله دریایی به بعضی بنادر چین کوتاه تر هم باشد.
علیخانی خاطرنشان کرد: بنابراین اگر تحریم در دریا و هوا و زمین هر سه اعمال شود، چه اقداماتی می توان کرد؟ راه حل دیپلماتیک کم هزینه ترین راه است.
پس از این اظهارات، محسنی پرسش دیگری مطرح کرد و گفت: فاصله زمینی سرخس تا مرز چین حداکثر ۲۵۰۰ کیلومتر است که هزینه حمل بشکه ای ۱۰ دلار می شود و ده دلار هم برای داخل ایران. وقتی نفت بشکه ای ۱۵۰ دلار باشد آن وقت هزینه ۲۰ دلاری حمل برای موارد اضطراری قابل پرداخت نمی شود؟

وی افزود: یک قطار ۱۰۰ واگنی که هر تانکر ۷۰ تن بار ببرد قادر است ۵۰/۰۰۰ بشکه نفت حمل کند. اگر درآمد ایران صد دلار باشد، معادل درآمد ۱۵۰/۰۰۰ بشکه فعلی است. با ۳-۴ قطار در روز نیمی از درآمد نفت تامین می شود.
در پاسخ به این اظهارات محسنی، علیخانی با طرح این پرسش که مگر از سرخس تا ارومچی لوله وجود دارد؟، تاکید کرد: حمل ریلی ( و جاده ای هم ) جز در مصرف داخلی آن هم در فواصل کوتاه راه حل مناسبی برای جابجایی مایعات نیست.
علیخانی با بیان این که لازم است محدودیت ظرفیت خطوط راه آهن را هم در نظر داشته باشیم، افزود: در شرایط عادی: لوله ، دریا، راه آهن و جاده به ترتیب اولویت دارند. فاصله دریایی از سواحل جنوب شاید 5000 کیلومتر یا کمتر باشد. گزینه دریایی برای غرب با توجه به عبور از کانال سوئز به مراتب بیشتر از اقصر فاصله زمینی است.
وی تاکید کرد: عواملی مانند هزینه های حمل و نقل، تقاطع های متعدد مرزی، اختلاف عرض خط، به جز مدت زمان حمل، حمل و نقل دریایی را مزیت بخشیده است. اگر هدف دور زدن تحریم ها باشد، در درازمدت این تحریم ها می تواند به همه انواع حمل و نقل اعم از دریایی، هوایی و زمینی تسری پیدا کند.
وی گفت: از بین جمهوری های ترکمنستان، ازبکستان و قزاقستان هم کافی است یکی همکاری نکند بنابراین در مجموع هیچ یک از این راه حل ها پایدار و ماندگار نیست، ضمن آنکه در شرایط فعلی نفت به مراتب ارزان تر از نرخ بین المللی فروخته می شود. اگر قرار باشد حتی ۳۰ دلار هم بابت کرایه هزینه شود، درآمد حاصله به هزینه استخراج نزدیک می شود.
البته به گفته علیخانی در شرایط بحرانی و ایجاد گره های کور سیاسی، حتی خط لوله هم قابل اتکا و اعتماد نیست.
وی افزود: قبل از تحریم ها ایران روزانه 2,2 تا 2,5 میلیون بشکه نفت صادر می کرد. اگر اشتباه نکنم متوسط 400 هزار تن در روز و بیش از 140 میلیون تن در سال.
علیخانی ادامه داد: تانکر هایی که پر می روند اگر خالی برگردند، هزینه حمل و نقل نفت از حدود قابل تحمل خارج می شود. مگر آنکه در بازگشت باری از نظر قوالیت مایع برای آوردن با تانکر از چین تعریف شود از آب تا هر یا ماده حیات بخش دیگر که در این حجم در ایران یا کشورهای مسیر و منطقه مورد نیاز باشد.
در ادامه این گفت و گو، محسنی در پاسخ به دیدگاه های علیخانی گفت: موافقم که این راه اقتصادی نیست ولی بیشتر در شرایط اضطراری محاصره است (بدون جنگ) مد نظر است. به فرض خوزستان تا مرز چین حدود ۵۰۰۰ کیلومتر باشد و با فرض وجود قطار و امکان حمل نفت، بشکه ای ۲۰ دلار خرج حمل می شود. البته زمان حمل نفت، حداقل یک هفته طول می کشد و هر قطار حداکثر توانایی حمل ۵۰ هزار بشکه دارد. اگر چین قطارها را تامین کند، این کار ممکن است. البته این موضوع در تفکرات استراتژیک چین وجود داشته که پروژه عظیم جاده و کمربند را رقم زده است. رئیس راه آهن چند وقت پیش اشاره کرده که : چین پیشتر اعلام کرده بود که تمایل دارد یک مسیر زمینی از طریق افغانستان ایجاد کند؛ طرحی که میتواند روند انتقال نفت را تسریع کرده و وابستگی پکن به گذرگاه های دریایی پرتنش و تحت نفوذ ایالات متحده را کاهش دهد.
علیخانی نیز در پاسخ به سخنان محسنی با بیان این که این راه حل ها، غیر قابل توجیه و غیر قابل اجرا است، گفت: راه حل اساسی خط لوله بود که قبلا به دیوار پاکستان برخورد کرد و شوربختانه در دیگر جهات هم قابل تکرار است، ضمن آنکه اجرای خط لوله جدید زمان بر هم هست و به درد امروز و فردا نمی خورد!
وی عنوان کرد: در مجموع هزینه حمل با امکان ریلی قابل توجیه نیست، بار یک طرفه این عدم توجیه را تشدید می کند. راه آهن چین - افغانستان - ایران هم کاری یک ماهه و یک ساله نیست. کما اینکه محور ریلی چین - پاکستان - گوادر علیرغم توجیه مالی بارز هنوز کامل اجرا نشده و مسیر جاده ای هم کامل نیست و در قسمت هایی، از مسیرهای کوهستانی با استاندارد پایین استفاده می شود.

این کارشناس اظهار کرد: راه حل های پیشنهادی افزون بر هزینه و موجه بودن، مشکل زمان دارند و فردا صبح عملیاتی نمی شوند. ضمن آنکه از خطوط موجود با توجه به یک خطه بودن از مشهد به بعد بیش از 3,5 میلیون تن بار ( اگر ترکمنستان و.. همکاری کنند) نمی توان عبور داد. چون حتما بارهای داخلی کشورها اولویت دارد.
وی تاکید کرد: باتوجه به خالی بودن قطارها در بازگشت، این حجم تقلیل پیدا می کند. البته سوال مهم این است: عبور از قلمرو کشور های همسایه و فراتر از آن تا چه حد قابل اتکا و مداوم است؟ ماده ای مانند نفت که بهای آن معمولا و در مبدا کمتر از 600 دلار در هر تن بود با کشتی و با کرایه ای کمتر از 45 دلار در هرتن به بنادر نزدیکتر به شرق چین می رسید. حوادت اخیر و افزایش هزینه بیمه ها، کرایه را به حدود 45 دلار در هر تن افزایش داده است( هر بشکه حدود 8 دلار کرایه زمینی ریلی از مبادی جنوبی و در قلمرو ایران بیش از 60 دلار در هرتن به مرز سرخس می رسد).
علیخانی ادامه داد: همانطور که گفته شد ظرفیت خطوط، ناوگان لازم برای حمل مایعات، مشکلات تقاطع های مرزی، تغییر عرض خطوط، آمادگی همکاری کشورهای مسیر و تداوم این همکاری، بار یکسره تانکر و مخاطرات وضع تحریم های جدید، وجود دارد و به نظر می رسد راه حل فاقد مخاطره، کمترین هزینه، مداوم و بدون تنش را باید در زمین سیاستمداران جستجو کرد که ما ( حداقل من) دانش و تجربه یا صلاحیت لازم در ان زمینه را ندارم.
وی گفت: ناگفته نماند نظریه حمل نفت با راه آهن به چین در ویدئو ها و … به زبان خارجی هم آمده، به نوعی احیای جاده ابریشم که برای تبلیغات در دوران جنگ خوب است.
علیخانی افزود: بیشتر کسانی که اهل عدد و حساب و کتاب نیستند درباره کریدورهای مختلف حمل و نقل مفید برای ایران صحبت و از این کریدور هم نام می برند.
1-- با برخی قسمت های این مناظره موافقم. از جمله اینکه صادرات نفت از راه سرخس -ترکمنستان-قزاقستان- چین و در کل کشور های آسیای میانه اصلا امکان پذیر نیست. کافی هست سفیر امریکا مثلا در قزاقستان برود به وزارت خارجه این کشور و بگوید حق ندارید نفت ایران را بسمت چین عبور بدهید و اگرنه تحریم میشوید. در این صورت فکر میکنید کشور های آسیای میانه حاضر به همکاری میشوند؟ اصلا و ابدا با ایران همکاری نخواهند کرد.
2-- اما این به معنای منتفی بودن امکان صادرات نفت و میعانات به چین از طریق راه آهن نیست.
نقشه را جلوی خود باز کنید . تنها کشوری که میتوان آنرا تا حدی کنترل کرد و امکان صادرات نفت به چین را متصور بود، تنها کشور افغانستان است. ایران و چین نفوذ بالایی در کشور افغانستان دارند و اساسا این کشور حیاط خلوت چین-ایران و روسیه محسوب میشود. بنابراین از نظر سیاسی امکان عبور قطار حامل هر نوع کالایی از خاک افغانستان با ضریب اطمینان بالا بسمت چین وجود دارد.
3-- هم اکنون تا نزدیکی شهر هرات در افغانستان خط آهن ساخته شده. سفیر جمهوری اسلامی ایران در کابل ماه پیش گفت که مهمترین اولویت در افغانستان ساخت خط آهن هرات به مزارشریف است. خط اهنی که قرار بود سال 1398 شروع به ساخت شدن بکند. اما تا به امروز شروع به ساخت نکرده.
مجددا به نقشه نگاه کنید نزدیکترین و مستقیم ترین مسیر به چین از راه خط آهن خواف-هرات-مزارشریف- اشکاشم- واخان- چین هست. این مسیر حدود 1500 کیلومتر است ، یعنی مسیری بطور قابل توجهی کوتاهتر از مشهد تا چابهار. چرا نباید در این مسیر نزدیک و مستقیم سرمایه گذاری مشترک به همراه کشور چین انجام داد ؟
4--خبری که هر شخصی را در وزارت راه و شهرسازی و تصمیم گیران بالادستی باید به تفکر و تامل عمیق وادارد!
عنوان خبر = طی چهار سال آینده؛ برنامه ریزی برای ساخت ۵۰۰۰ کیلومتر خطوط ریلی در قزاقستان!
خب حالا در جمهوری اسلامی ایران =دعوا و سر و صدای فراوان در مورد اینکه آیا باید 1500 کیلومتر راه آهن از خواف بسمت مزارشریف و چین ساخته شود یا خیر !
در نهایت اتفاقی که می افتد = انجام هزینه های بسیار سنگین برای ساخت راه آهن های بلااستفاده و بشدت خلوت در کشور ! ریختن صد ها میلیون دلار برای ساخت آزادراه و بزرگراه در بیابان ها و مسیر های خلوت و بدون اولویت در کشور.
وقتی بودجه بسیار اندک کشور اینگونه حیف میشود
5-- در نهایت به عقیده بنده ما برای اینکه سهمی از کریدور شرق به غرب و راه ابریشم داشته باشیم و برای اینکه بتوانیم از راه زمینی با چین ارتباط مستقیم داشته باشیم و حتی واردات و صادرات اقلام نظامی انجام بدهیم ،هیچ چاره ای نداریم جز اینکه مسیر نسبتا کوتاه 1500 کیلومتری خواف-هرات-مزارشریف-چین را بسازیم.
البته ساختن این مسیر به تنهایی میسر نمیشود و بایستی به چین ترسو فشار آورد تا در این مسیر سرمایه گذاری مشترک انجام بدهد.
چین از خطر سرایت تروریسم به مرز های خود نگران است، نگرانی کاملا بیهوده و خنده دار.
قرار نیست این خط آهن تبدیل به محلی برای ورود مسافر به چین بشود !
6-- پیشنهاد این هست که از هرات تا شهر تالقان در استان تخار که مسیر دشتی و صاف و هموار هست توسط ایران ساخته بشود و از مرز چین تا استان تخار توسط شرکت های چینی بصورت همزمان از هر دو طرف ساخته بشود.
در این صورت میتوان امیدوار بود که این مسیر را 3 تا 4 ساله بصورت فشرده ساخت و آماده افتتاح کرد.
این اراده لازم دارد و بایستی ترس را کنار گذاشت.
در مورد بازگشت سرمایه هم یا از افغانستان، امتیاز معادن گرفته میشود و یا اینکه تا هر زمانی که هزینه ساخت این خط آهن جبران شود، دولت ایران حق این را خواهد داشت تا بطور مجانی و رایگان از این خط آهن هرگونه بهره برداری اقتصادی و ترانزیتی که خواست انجام بدهد.
7--سخن کوتاه کنم که ساخت 1500 کیلومتر خط آهن از خواف بسمت مزارشریف و چین چیزی نیست که اینقدر برای آن چونه بزنیم و تعلل کنیم
این به معنای احیای راه ابریشم تاریخی هست.این به معنای احیای اقتصادی کشور و شکستن تحریم هاست
این به معنای کریدور شرق به غرب هست.
اگر میخواهیم از نظر نظامی جهش داشته باشیم باید به چین وصل شویم.
آیا میدانید پدافند غیرعامل چیست ؟ از نظر پدافند غیرعامل هم که در نظر بگیریم ساخت این خط اهن 1500کیلومتری بسمت چین از هر پروژه ای در حال حاضر برای کشور واجب تر هست
این خط آهن ،سودآور ترین پروژه ای هست که بازگشت سرمایه سریعی خواهد داشت،تعلل در ساخت این خط آهن سودآور مرموز بنظر میرسد!
8- کشور های غربی-عربی و کشور هایی مثل پاکستان و قزاقستان- آسیای میانه مخالف ساخت یک مسیر مستقیم از ایران به کشور چین هستند چون در آنصورت منافع آنها بخطر می افتد.
مثلا کریدور سی پک پاکستان در صورت ساخت خط آهن خواف-هرات-مزارشریف-واخان-چین بخطر می افتد
یا قزاقستان هم در حال حاضر بیشترین سود و منفعت را از کریدور شرق به غرب می برد نیز با ساخت این خط آهن بخطر می افتد.
کشور های غربی و عربی هم که اساسا مخالف اند که ایران از نظر اقتصادی قدرتمند شود یا اینکه تحریم ها را بشکند و با چین همکاری های گسترده برقرار کند.
بنابراین هیچ تعجب نمیکنم که لابی این کشور ها در احیای راه ابریشم ایران-چین کارشکنی میکنند
عقلا و کارشناسان واقعی همه می دانند حمل دریایی نفت و گاز در آسیا ارزانترین و ایمن ترین گزینه است. اگر روسیه به اروپا با خطوط Nordstream برای انتقال گاز وصل است دلیلش وجود عاقلان در حکومتهاست. در خاورمیانه و آسیا متاع نایاب "حاکمیت عقلانیت" است و اصولا مجانین خون تشنه های نظامی در رأس امورند!