استرس حمل و نقل شهری، پدیده ای که روان افراد را تحت تاثیر قرار می دهد
پژوهش «مدلسازی عوامل استرس زا در استفاده از اتوبوس های تندرو» تأکید می کند که «استرس حمل و نقل» پدیده ای گسترده است که نه تنها بر سلامت روان، بلکه بر روابط اجتماعی، عملکرد شغلی و رضایت کلی از زندگی اثر می گذارد.
برای بسیاری از شهروندان تهرانی، بی آرتی فقط یک وسیله حمل و نقل نیست؛تجربه ای روزمره از تنش، فشار و فرسودگی است. پژوهشی تازه با بررسی بیش از ۱۴۰۰ پرسشنامه، تلاش کرده لایه های پنهان این استرس را آشکار کند؛ از شلوغی و بی نظمی تا احساس شرمی که کمتر درباره اش حرف زده می شود.
به گزارش تین نیوز، در کلان شهری مثل تهران، سفرهای روزانه دیگر صرفاً جابه جایی بین مبدأ و مقصد نیستند؛ بلکه به بخشی از چرخه استرس مزمن زندگی تبدیل شده اند. پژوهش «مدلسازی عوامل استرس زا در استفاده از اتوبوس های تندرو» تأکید می کند که «استرس حمل و نقل» پدیده ای گسترده است که نه تنها بر سلامت روان، بلکه بر روابط اجتماعی، عملکرد شغلی و رضایت کلی از زندگی اثر می گذارد.
در این میان، سیستم اتوبوس های تندرو (BRT) به عنوان یکی از پرکاربردترین ابزارهای حمل و نقل عمومی، به کانون این فشار تبدیل شده است؛ سیستمی که قرار بود سرعت و کارایی را به شهر بازگرداند، اما حالا برای بسیاری، با تجربه ای فرسایشی همراه است. این مطالعه با تمرکز بر دو خط پرتردد بی آرتی تهران خط یک (تهرانپارس تا آزادی) و خط هفت (راه آهن تا تجریش) انجام شده و داده های آن از ۱۴۵۶ پرسشنامه معتبر به دست آمده است. براساس نتیجه این پژوهش استرس در بی آرتی، تک عاملی نیست؛ شبکه ای از عوامل محیطی، فردی و اجتماعی در تولید آن نقش دارند.
شلوغی، بی نظمی، فرسودگی؛ استرس از کجا شروع می شود؟ بر اساس یافته ها، مهم ترین منبع استرس، «عوامل محیطی» هستند؛ عواملی که مسافر هر روز با آن ها مواجه است از جمله ازدحام شدید در ایستگاه و داخل اتوبوس، کمبود صندلی و فضای ایستادن، بوی نامطبوع، آلودگی و تهویه نامناسب، سر و صدا و بی نظمی رفتاری مسافران، توقف های ناگهانی و حرکت های خشن اتوبوس این عوامل نه فقط تجربه سفر را ناخوشایند می کنند، بلکه به طور مستقیم سطح استرس را افزایش می دهند.
در واقع، آنچه به عنوان «سفر روزمره» تعریف می شود، برای بسیاری از شهروندان به یک میدان کوچک اما مداوم از تنش تبدیل شده است.یکی از یافته های مهم پژوهش، نقش «دسترسی به ایستگاه» در شکل گیری استرس است؛ جایی که اغلب از نگاه سیاست گذاران پنهان می ماند. عبور از خیابان های عریض، نبود پل عابر یا خرابی پله برقی، انتظار طولانی پشت چراغ قرمز و حتی خطر موتورسیکلت ها در خط ویژه، همگی بخشی از تجربه پیش از سفر هستند؛ تجربه ای که پیش از سوار شدن آغاز می شود و تنش را از همان ابتدا شکل می دهد. در مقایسه دو خط نیز مشخص شده که مسافران خط یک، هنگام دسترسی به ایستگاه، استرس بیشتری نسبت به خط هفت تجربه می کنند؛ نشانه ای از تأثیر مستقیم طراحی شهری بر سلامت روان.
اما شاید یکی از متفاوت ترین یافته های این پژوهش، ورود یک متغیر کمتر دیده شده به معادله است: «شرم اجتماعی». برخی پاسخ دهندگان معتقدند استفاده از بی آرتی می تواند با قضاوت های اجتماعی همراه باشد؛ این که دیگران آن ها را از طبقات کم درآمد بدانند یا تصور کنند توانایی استفاده از گزینه های دیگر را ندارند. این احساس، هرچند نامرئی، اما واقعی است و به طور معناداری استرس را افزایش می دهد. در واقع، بی آرتی فقط یک تجربه فیزیکی نیست؛ بلکه تجربه ای اجتماعی نیز هست که در آن نگاه دیگران، به بخشی از فشار تبدیل می شود.
اما چرا این گروه همچنان از بی آرتی استفاده می کنند؟ براساس یافته های این گزارش، هزینه مالی استفاده از گزینه های دیگر، زمان و انرژی مورد نیاز برای تغییر مسیر و به هم خوردن برنامه های روزمره باعث می شود که حتی در شرایط استرس بالا، افراد در سیستم باقی بمانند. در واقع، انتخاب حمل و نقل برای بسیاری از شهروندان، «انتخاب» نیست؛ نوعی سازگاری اجباری با محدودیت هاست. در بخشی دیگر، پژوهش به نحوه «گذراندن زمان در سفر» پرداخته است. استفاده از موبایل، گوش دادن به موسیقی، یا حتی فکر کردن به برنامه های روزانه، می تواند تا حدی از شدت استرس بکاهد. اما این اثر، محدود است و نمی تواند جایگزین اصلاحات ساختاری شود. به عبارت دیگر، سرگرم شدن در مسیر، مسکنی موقت است، نه درمان.
یکی دیگر از نتایج مهم، ارتباط مستقیم میان سلامت روان و استرس سفر است.افرادی که وضعیت روانی شکننده تری دارند، در مواجهه با همان شرایط، استرس بیشتری را تجربه می کنند. این یعنی بی آرتی نه تنها تولیدکننده استرس است، بلکه می تواند نابرابری های روانی را نیز تشدید کند. بر اساس یافته ها، استرس ناشی از حمل و نقل می تواند به بی ثباتی عاطفی، کاهش سلامت روان و حتی افت کیفیت روابط اجتماعی منجر شود. در این میان، بی آرتی به عنوان یکی از ستون های اصلی جابه جایی در تهران، به میدان اصلی این تجربه بدل شده است. مسئله فقط «نارضایتی از خدمات» نیست؛ بلکه «فرسودگی روانی» ناشی از تکرار روزانه یک تجربه تنش زا است.