◄ تاریخچه و تکامل مهندسی ارزش: از روش جنرال الکتریک تا AHP
عباس قربانعلی بیک معتقد است با وجود دستاوردهای مهندسی ارزش از 1947، (در ایران از 1378) شاهد تکرار تصمیمات غلط و بی توجهی به این موضوع در پروژه های بزرگ عمرانی، صنعتی و ... هستیم.

عباس قربانعلی بیک: مهندسی ارزش در سال 1947 توسط لارنس دی. مایلز (Lawrence D. Miles) در شرکت جنرال الکتریک آمریکا متولد شد.
زمینه این نوآوری، کمبود مواد اولیه در دوران جنگ جهانی دوم بود که مایلز را مجبور کرد راه های جایگزین برای تأمین قطعات یابد.
روش اولیه او بر پایه سوال ساده اما قدرتمند "این چه کاری انجام می دهد؟" استوار بود. فرآیند پنج مرحله ای مایلز شامل شناسایی عملکرد اصلی، تعیین هزینه عملکرد، جستجوی جایگزین ها، محاسبه هزینه جایگزین ها، و ارزیابی عملی بود. این روش ساده باعث شد جنرال الکتریک در موارد مختلف تا 80 درصد صرفه جویی در هزینه داشته باشد بدون کاهش عملکرد محصولات.
مایلز بر این اصل تأکید داشت که "عملکرد را خریداری می کنیم، نه محصول را". این نگرش انقلابی باعث شد تا به جای تمرکز بر خود قطعه یا محصول، بر عملکرد آن متمرکز شوند و راه های ارزان تر برای دستیابی به همان عملکرد بیابند.
پذیرش در ارتش آمریکا (1954-1958):
موفقیت چشمگیر جنرال الکتریک توجه پنتاگون را جلب کرد که با چالش های جدی هزینه ای مواجه بود. وزارت دفاع آمریکا از سال 1954 فرآیند بررسی و آزمایش این روش را آغاز کرد. در مرحله اول، تیم هایی از متخصصان نظامی از کارخانجات جنرال الکتریک بازدید کردند و نتایج را مستقیماً مشاهده کردند. سپس پروژه های آزمایشی کوچکی شامل قطعات الکترونیکی رادار، تجهیزات ارتباطی، و قطعات خودروهای نظامی انتخاب شد. تیم های ترکیبی متشکل از افسران نظامی، مهندسان پیمانکار، و متخصصان خرید تشکیل شدند. نتایج اولیه شگفت انگیز بود: کاهش 15-40 درصد هزینه در پروژه های آزمایشی. این موفقیت باعث شد تا در 1957، وزارت دفاع اولین دستورالعمل مهندسی ارزش را منتشر کند (آخرین 2025). ساختارسازمانی شامل دفترمرکزی مهندسی ارزش در پنتاگون و واحدهای تخصصی در فرماندهی های میدانی بود. تا سال 1960، ارتش آمریکا سالانه بیش از 200 میلیون دلار صرفه جویی داشت و در بیش از 60 درصد موارد کیفیت نیز بهبود یافت.
گسترش در نهادهای دولتی و بخش خصوصی (1960-1970):
موفقیت در وزارت دفاع باعث شد سایر سازمان های دولتی آمریکا نیز این روش را پذیرا شوند. ناسا، وزارت راه، و سازمان های شهری یکی پس از دیگری مهندسی ارزش را در پروژه های خود پیاده کردند. در بخش خصوصی، صنایعی مانند خودروسازی، هوا-فضا، ساخت وساز، و پتروشیمی این روش را اتخاذ کردند. شرکت هایی مثل فورد، بوئینگ، و دوپون برنامه های گسترده مهندسی ارزش راه اندازی کردند. در این دوران، مهندسی ارزش از یک تکنیک ساده به یک رشته تخصصی تبدیل شد. انجمن بین المللی مهندسی ارزش (SAVE) در 1959 تأسیس شد و استانداردهای آموزشی و حرفه ای توسعه یافت. دوره های 40 ساعته آموزش تخصصی طراحی شد که هنوزهم استاندارد جهانی محسوب می شود. روش job plan شش مرحله ای (اطلاعات، تحلیل عملکرد، خلاقیت، ارزیابی، توسعه، و ارائه) در این دوران کامل و استاندارد گردید.
تحول با ورود AHP (1980-حال):
در دهه 1970، توماس ساعتی (Thomas l. Saaty) فرآیند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) را توسعه داد که انقلابی در تصمیم گیری چندمعیاره ایجاد کرد. تلفیق آن با مهندسی ارزش در دهه 1980 آغاز شد، این روش توانایی مدیریت تعارضات پیچیده بین معیارهای مختلف، کمی سازی نظرات کیفی ذینفعان، و ارائه تصمیم گیری شفاف و قابل توجیه را به مهندسی ارزش افزود.
این تلفیق به خصوص در پروژه های بزرگ و پیچیده مانند زیرساخت های شهری، سیستم های حمل ونقل، و پروژه های انرژی کاربرد گسترده یافت. مفهوم پایداری و مسئولیت اجتماعی نیز به فرآیند مهندسی ارزش اضافه شده و عملکردهای زیست محیطی، اجتماعی، و اقتصادی در کنار هم ارزیابی می شوند. بصورت خلاصه: از روش ساده مایلز در 1947 تا روش های پیشرفته امروزی، مهندسی ارزش همواره بر اصل "حداکثر عملکرد با کمترین هزینه" پایدار مانده است.
با وجود دستاوردهای مهندسی ارزش از 1947، (در ایران از 1378) شاهد تکرار تصمیمات غلط (تین 255598) و بی توجهی به این موضوع در پروژه های بزرگ عمرانی، صنعتی و ... هستیم که بدون آسیب شناسی، نمی توان به راهکار موثر و پایدار دراین زمینه دست یافت، توصیه به تصمیم شایسته مبتنی بر مهندسی ارزش در کتاب نقشه راه بلوغ (تین 292879) بر اساس همین رویکرد بوده است،
و برای کاهش خسارات زیرساخت پرهزینه اعم از خطوط ریلی (و مترو)، فرودگاه ها، بنادر ... باید روش ساده اولیه را هم به کارگرفت.